کد خبر: ۴۳۸۸
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۹
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
كنگره كه اين روزها در محافل خصوصي آمريكا «لانه جمهوري‌خواهان» ناميده مي‌شود هفته‌ها و ماه‌هاست در ترديد و هراس به سر مي‌برد. هراسي بزرگ كه انگار شب‌ها هم خواب را از نمايندگان جمهوري‌خواه كنگره گرفته است و رفع و رجوع آن از نان شب برايشان واجب‌تر شده است.

براي خنثي‌ كردن و مسلط شدن بر اين هراس هم از هيچ كاري ابا ندارد؛ يك روز به نتانياهو كسي كه در خاورميانه قاتل بالفطره ناميد مي‌شود- متوصل مي‌شوند و روز ديگر دست به قلم مي‌شوند و به نمايندگان مجلس جمهوري اسلامي ايران نامه مي‌نويسند. اولين سوال اين است كه هراس آنها از چيست؟ جواب صاف و ساده‌ اين است كه جمهوري‌خواهان از توافق نهايي با ايران مي‌ترسند. سال‌هاي سال فضاي رعب‌ووحشت در خاورميانه با خطرناك جلوه دادن ايران و سياست‌مدارانش ابزار خوبي در دستان آمريكا بوده تا اهداف خود را در خاورميانه پيش ببرد. زماني كه پرده كنار برود و مشخص شود در پشت‌پرده اين نمايش خطري از سوي ايران وجود نداشته ديگر جمهوري‌خواهان از اصلي‌ترين ابزار جنگ‌افروزانه خود محروم مي‌شوند. نبايد فراموش كرد كه جرج بوش پسر كسي بود كه علم خطرناك جلوه دادن ايران را بلندتر از سابق برافراشت و ايران را در مثلث يا محور شرارت قرار داد. از آن پس بود كه توانست سلاح‌هاي گران‌قيمت خود را به عرب‌نشينان خليج فارس، از عربستان سعودي گرفته تا قطر و كويت بفروشد و سرمايه هنگفتي نصيب خود كند. از سوي ديگر آمريكا با خطرناك جلوه دادن ايران دست آويز خوبي براي باقي ماندن در خاورميانه و اعمال سياست‌هايي مستقيم‌تر و بي‌پرده‌تر يافت. حال اين روزها ايران با تيم‌ ديپلماسي قوي خود كه به رهبري محمدجواد ظريف، كسي كه سي سال در آمريكا كار و زندگي كرده در حال خارج كردن اين ابزار از دست سياست‌مداران آمريكاست. حالا بايد پرسيد چرا اين جمهوري‌خواهان هستند كه اينقدر در مقابل توافق احتمالي با ايران موضع گرفته‌اند و چرا دموكرات‌ها موضع عاقلانه‌تر و روشن‌بينانه‌تري به مذاكرات و توافق دارند؟
در طول تاريخ سياسي آمريكا جمهوري‌خواهان هميشه براي تبديل آمريكا به تنها ابرقدرت جهان يا حداقل اولين ابرقدرت جهان بيشتر از اينكه نگاه به داخل داشته باشند به بيرون توجه مي‌كردند. اردوكشي‌هاي نظامي به خاورميانه و آسيا در جهت توسعه هژموني آمريكا معمولا در دوره رييس‌جمهورهاي جمهوري‌خواه آغاز شده و با روي كار آمدن رييس‌جمهورهاي دموكرات پايان يافته است. به بيان بهتر جمهوري‌خواهان هميشه به دنبال بهانه‌اي هستند تا با ابزار نظامي هژموني خود را در جهان افزايش دهند. در مقابل اما دموكرات‌ها عموما نگاه به قدرت دروني آمريكا و پتانسيل قدرت درون‌زاي اين كشور داشته‌‌اند. تقويب اقتصادي، بالا بردن سطح سلامت و رفاه، افزايش توان معيشتي آمريكايي‌ها و پس از آن كمك‌هاي مالي و گاه تسليحاتي-بدون حضور نظامي مستقيم- از محبوب‌ترين سياست‌هاي دموكرات‌ها بوده‌است و آنها سعي كرده‌اند با اين ابزارها خودشان را ابرقدرت جهان نشان دهند. مشخص است كه توافق احتمالي هسته‌اي دايم با ايران مشكلي براي پيشبرد سياست‌هاي دموكرات‌ها ايجاد نمي‌كند و چه بسا راه را براي آنها هموارتر كند. جمهوري‌خواهان اما به وجود ايراني كه بتوانند آنرا خطرناك جلوه دهند و به ديگر نقاط جهان اردوكشي كنند عادت كرده‌اند. هميشه گفته‌اند ترك عادت موجب درد و بيماري‌است اما به نظر مي‌آيد اگر جمهوري‌خواهان اين عادت بي‌اثر خود را ترك كنند مردم آمريكا و حتي خودشان درد كمتري بكشند. ترك عادت هميشه هم موجب مرض نيست!

نام:
ایمیل:
* نظر: