یادداشت سه عنصر رسانهای محافل و توسل به تحریف و سانسور برای استمرار کاسبی از مذاکره
در آستانه دور سوم مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا، جریان غربگرا آخرین تلاشها را با توسل به تحریف میکند تا کاسبی از مذاکره جهت توجیه ناکارآمدی و استمرار منافعش ادامه پیدا کند. سه چهره رسانهای این جریان در یادداشتی مشترک، پنجشنبه را نقطه عطفی دانستند که به اوج یا پایان دیپلماسی در روابط ایران و آمریکا میانجامد. مهاجری، قوچانی و معزی که خود از عناصر دولتهای ناکارآمد و غربگرا هستند، با تطهیر نقش آمریکا در کودتای 28مرداد و سانسور جنایات اخیر آن، راه رفع مشکلات را لغو تحریمها دانستند و نقش ناترازی مدیریتی در مشکلات را سانسور کردند. همان که حتی عراقچی، معمار برجام هم به آن اعتراف میکند.
باید به عوامل محفلهای قدرت و ثروت حق داد که نابودی یا ادامه حیات خود را در گرو نتایج مذاکرات ببینند. خطری که خصوصا در دوره دوم ترامپ بارها به لطف عملیات رسانهای و سیاست فشار از پایین (تشدید فشار بر مردم) و چانهزنی از بالا از بیخ گوششان رد شده. آنها منافع خود را که مدیون پروژه سیاسی مذاکره است، در همین یک سال و نیم دولت پزشکیان از میان بمباران آمریکایی-صهیونی، تیرهای ماشه اروپایی و حتی چاقوکشیهای تحت هدایت مستقیم ترامپ در آشوبهای دیماه عبور دادهاند. حالا اگر توافقی ولو نمایشی و به هر قیمتی اتفاق نیفتد، ممکن است در سناریویی دیگر غرق شدن ناو آمریکایی و افول قطعی این کشور، مرگ این پروژه باشد که معیشت مردم را گروگان گرفته.
پروژهای که تنها راه حل مشکلات مردم را این طور معرفی میکند که باید مشکلات خود را با آمریکا حل کنیم؛ یعنی همان کارویژه جریان تحریف، که بعد از چند سال مذاکره در دهه نود به توافق برجام رسید. اما همین ترامپ در سال 97 به شکلی یکطرفه از آن خارج شد، و بعد از ده سال مکانیزم ماشه که با غفلت تیم ایرانی در متن توافق گنجانده شده بود، فعال شد و تمام قطعنامهها بازگشتند. همزمان از بسیاری کارویژههای دولت غفلت شد. از برخورد با فساد و بانکهای ناتراز تا توجه به باقی دنیا و ارتباط با همسایهها، چین، آمریکای لاتین و آفریقا.
و در پایان دولتهای برجام، تحریمها دوبرابر شد، دلار دهبرابر شد، ناترازیهای جدی در بودجه و انرژی پایهریزی شد، در عین حال اما محفلها خود را از رانت و بینظمی اقتصاد که ریشه در مدیریت داخلی دارد، پروار کردند. نشریه فوربس در همین زمینه آماری منتشر کرد که طبق آن، تعداد میلیونرهای (دلاری) ایرانی در سال 2020 با رشدی 21.6 درصدی به 250هزار نفر رسید. ضریب جینی هم به عنوان شاخص سنجش فاصله میان فقیر و غنی مطابق آمارهای داخلی افزایش پیدا کرد.
معزی در دورههایی معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر روحانی و دبیر شورای اطلاعرسانی دولت او بود. قوچانی، مشاور رسانهای روحانی و دبیر شورای بررسیهای ویژه ریاستجمهوری در آن دولت بود و عضو شورای اطلاعرسانی در دولت فعلی است؛ دولتی که مهاجری نیز در برههای همین سمت را داشت اما با دیدن حجم ناکارآمدی و با اعلام عللی چون «عدم تمایل به دفاع کورکورانه از دولت»، استعفا داد. عناصری که بانیان وضع موجودند، همچنان یادداشت مینویسند و برای آینده کشور نسخه میپیچند. در قسمتی از این یادداشت حتی با تطهیر نقش آمریکا در کودتای 28مرداد، نه تکیه بیجای مصدق به آمریکا و خوشبینی و سادهاندیشی او، بلکه «انفعال دولت ملی در جلب مشارکت مردم» و نیز «انعطافناپذیری در مذاکرات» اعلام میکنند.
عادتی که مطابق آن همواره تمام قصورها متوجه داخل است، نه خباثت علنی دشمن آمریکایی. در ادامه با ترسیم نقشهراه سه در برابر سه، از امیدواری برای توافق میگویند؛ نقشه راهی که در آن ایران فقط بر سر هستهای مذاکره میکند، اورانیوم 60درصدی را رقیق کرده و از غنیسازی منع نمیشود؛ در مقابل آمریکا به خواستههایی چون تداوم نظارت آژانس، محدود بودن سطح غنیسازی و مخدوش نشدن روایت پیروزی ترامپ میرسد. فارغ از مفاد نهایی که توافق احتمالی خواهد داشت، نکتهای که در این یادداشتها جایی ندارد، تجربه تعاملات با آمریکا خصوصا در برجام و بعد از آن است.
در واقع یک دنیای موازی برای توافق با آمریکای ترامپ بنا به تجربه روبهروی ماست؛ در برجام همین تعهدات مذکور تمام کمال نوشته و فراتر از آن هم به اعتراف 15باره آژانس انجام شد؛ اما همین ترامپ یکطرفه از آن خارج شد؛ ترامپ نیز از تنها مذاکرات جدی که با ایران انجام داد، ابزاری برای غافلگیری حداکثری جهت انجام تجاوز نظامی ساخت؛ موضوعی که وبگاه خبری آکسیوس در روزهای ابتدایی جنگ به آن اعتراف کرد. توجه به مجموع این شرایط است که ثابت میکند هرگونه مذاکره و امید به نتیجه آن برای مردم بیهوده بلکه مضر است.
لذا این که در پایان یادداشت با عدم ذکر لزوم برخورد با اشخاص و رویههای فاسد در داخل و جلوگیری از نشتیهای بیتالمال، مسیر لغو تحریم را تنها راه حل مشکلات مردم القا میکنند، شیادی است. در حالی که حتی عراقچی به عنوان معمار برجام یکی در نشست دیپلماسی اقتصادی در آذربایجانشرقی اعتراف کرد و گفت: «مشکلاتی که بازرگانان مطرح کردند هیچکدامشان ربطی به تحریم نداشت»؛ و دیگری در جمع فعالان اقتصادی اصفهان که اظهار داشت: «هیچ یک از فعالین اقتصادی به من نگفتند که عراقچی برو تحریمها را بردار؛ همه گفتند مشکل ما را در بانک مرکزی و گمرک و مالیات و وزارت جهاد کشاورزی و صمت حل کن».

