یکی از ویژگی های مهم اپوزیسیون داخلی و خارجی جمهوری اسلامی سرسپردگی و دست نشانده بودن این جماعت است. وقتی تهی از وزن اجتماعی و مردمی باشی و مفهومی به نام وطن اساسا در قاموس انديشه و باورهای سیاسی مدنظرت جایی نداشته باشد، برای به قدرت رسیدن دست به دامان کسانی خواهی شد که نه ربطی به وطن دارند و نه به مردم.
این جماعت نسخه رهایی بخش و شفادهنده را در دستان عاملیت خارجی میبينند و از خود چیزی در چنته ندارند. تنها راه رسیدن به صندلی قدرت را طریق لطف و عنایت اربابان خارجی و غیرایرانی فهم میکنند و به معنای واقعی کلمه آویزان اجنبی اند. چه میزانسن تهوی آوری! اجنبی را میخواهند برای آزادی وطن!
این آویزان بودن از دوران صدرات همان کسی شروع شد که در این چندسال اخیر برخی ابلهان سیاسی شعار روحت شاد برایش سر میدهند. رضاقلدر میرپنج را میگویم، دست نشانده رسمی انگلیسی ها در ماجرای کودتای ۱۲۹۹. عاملیت خارجی که رضاخان را بر مسند نشاند، در سال ۱۳۲۰ به راحتی با او خداحافظی کرد و حکم پادشاهی ایران را برای پسرش محمد رضا زد. کارفرما اجنبی ها بودند و عروسک خیمه شب بازی پهلوی ها. به عنایتی می آمدند و به اشارتی میرفتند!
محمدرضا طعم لذیذ دخالت خارجی را نه فقط در ۱۳۲۰ بلکه در ۱۳۳۲ هم چشید. کودتای ۲۸ مرداد نمادی لخت و عريان از منکوب کردن نهضت ملی مردم ایران توسط عاملیت خارجی بود، کودتایی انگلیسی و آمریکایی که سودش به جیب پادشاهی رفت که این روزها جماعتی ساده اندیش فریاد بازگشت خاندانش به ایران را سر میدهند. خمینی عزیز لذت له کردن مردم و خوش بودن با دخالت های خارجی را برای خاندان پهلوی تبدیل به زهر کرد و ننگ دست نشاندگی حکام وطن را از پیشانی ایران پاک کرد.
در انقلاب اسلامی با وجود برخی حمایتهای سیاسی مثل دعوت حزب بعث از امام که از رادیو عراق علیه شاه اتخاذ موضع کند، امام ترجیح دادند در غربت و تنهایی مبارزه کنند، اما اجازه ندهند لکهی ننگ حمایت بیگانه بر پیشانی شفاف انقلاب بنشیند. همین استقلال مطلق بود که به بدنه مردم اطمینان داد رهبری این حرکت، نه مهرهی شطرنج قدرتها، بلکه برخاسته از بطن ارادهی ملی است. مردم وقتی دیدند رهبرشان برای سرنگونی نظامی که از اساس با آن مخالف است، دست به دامن اجنبی نمیشود، جانشان را وثیقهی کلام او کردند.
تاریخ سیاسی پسا انقلاب اسلامی نشان میدهد که این بیماری سیاسی نصیب باقی گروه های مخالف جمهوری اسلامی هم بوده است. در فتنه سال ۸۸ که فتنه ای با حضور پررنگ عاملیت های خارجی بود، اذناب داخلی دشمن و پیاده نظام های نتانیاهو و اوباما به صراحت شعار میدادند که” اوباما اوباما یا اونا یا با ما”. التماس ذلت بار شاخه داخلی فتنه صرفا به شعار بسنده نکرد و عوامل مرتبط داخلی که با عاملیت های خارجی در ارتباط بودند رسما در مواضعشان از آمریکایی ها طلب تحریم های فلج کننده کردند!
در طول چند سال اخیر هم به کرات شاهد این التماس های سیاسی نسبت به طرف خارجی توسط جريانات مختلف ضدانقلاب بوده ایم. نامه ۳۰ تن از عناصر ضد انقلاب در سال ۹۵ خطاب به ترامپ با هدف ترغیب ترامپ برای افزایش تحریم ها علیه ملت ایران مقدمه ای بود برای این روزهایی که عناصر ضدانقلاب خارج نشین و برخی واداده های داخلی صراحتا ترامپ را دعوت به حمله نظامی میکنند و نسخه پرتاب موشک به سمت مردم و سرزمين ايران را میپیچند.
مردم ایران در طول تاریخ ثابت کرده اند که هیچ موقع با کسانی که سر در آخور عاملیت های خارجی دارند دست دوستی و همراهی نداده اند و نخواهند هم داد. علاوه بر عدم اقبال عمومی داخلی نسبت به جريانات وابسته خارجی، تاریخ نشان داده است که این جماعت اگر روزی هم با زور سرنيزه های اسلحه هايشان دست نشانده ای را بر ملت ایران تحمیل کرده اند، بعد از چندی ملت ايران آن لکه های ننگ چسبیده بر زلالی و حریت ایرانی و اسلامی را زدوده و به بیرون پرت کرده است.
در بیچارگی و زبونی اپوزیسیون جمهوری اسلامی همین بس که بعد از چندین دهه هنوز هم ملت ایران را نشناخته و امیدش را به زلف جنایتکارانی گره زده که ملت ایران اگر بر سر هر چیزی دچار اختلاف و شقاق باشند، بر سر طرد اجنبی و دشمنان خارجی این مرز و بوم متحد و یکدست هستند. مردم ایران نشان دادهاند حتی در سختترین شرایط، عزت برآمده از استقلال را با آزادی پیشکشی بیگانگان معاوضه نمیکنند. بدنهی مردمی در سال ۵۷ بالا آمد چون لیدر خود را مستقل دید، اما امروز با جریانهایی که برای آزادی به بیگانگان متوسل میشوند همراه نمیشود؛ چرا که میداند آزادیای که از حنجرهی اجنبی و با حمایت او وعده داده شود، فرجامی جز وابستگی و از دست رفتن عزت ملی نخواهد داشت.

