آیا وزیر ارشاد اشتباه خود را اصلاح می‌کند؟

نگاه اجمالی به تحولات سریع اما تاریخ‌ساز اخیر، ما را ملزم می‌کند که سیاست‌های مختلف را هر از گاهی با نگاه جدی و آسیب‌شناسانه بنگریم و خود را برای نقش‌آفرینی در میدان آماده کنیم. به‌نظر می‌رسد برای درک صحیح این مسیر، باید به آنچه هستیم و آنچه شدیم، به‌شکل واقعی نگریست و به آرمان‌ها نیز چشم داشت. این واقع‌گرایی بیش از همه نیازمند صحیح دیدن واقعیت‌هاست. واقعیت‌هایی نه بر اساس برساخت‌های رسانه‌ای و مصنوعی بلکه بر اساس نگاه خردمندانه و عمیق به جامعه و کشور. شناخت ملت و ظرفیت‌های موجود در جامعه و آگاهی از جایگاه واقعی ایران در بین ملت‌ها و کشورهای دنیا یکی از مهم‌ترین گزاره‌هایی است که می‌تواند جهت‌گیری سیاست‌گذاری‌ها و فعالیت‌های مسئولان کشور به‌ویژه امر فرهنگ را تعیین کند، لذا رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با مردم قم، برای چندمین بار دربارۀ جایگاه ملت و نظام اسلامی ایران سخن گفته و صریحاً دربارۀ «انزوای ایران» اعلام موضع کردند.
رهبر انقلاب اسلامی تمامی تلاش‌های خصمانه دشمنان، اعم از نظامی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی، را در رسیدن به هدف اصلی خود شکست خورده دانستند و صراحتاً فرمودند: «بعضی‌ها ــ البته غالباً خارجی‌ها شروع می‌کنند، بعد هم یک عده‌ای متأسفانه در داخل از آنها تبعیت می‌کنند، تعقیب می‌کنند ــ می‌گویند ایران منزوی است؛ ابداً!‌ ایران، دولت ایران، جمهوری اسلامی ایران منزوی نیست. اینها خودشان را فریب می‌دهند؛ ایران منزوی نیست. ایران امروز، به عنوان یک کشور مستقل و شجاع و دارای آینده در دنیا مطرح است».
این موضع‌گیری، تنها یک اظهارنظر دیپلماتیک نیست؛ بلکه یک تحلیل راهبردی از وضعیت کنونی ایران است که بر پایه دستاوردهای عینی بنا شده است. قدرت فعلی ایران، که در پیشرفت‌های علمی، فناوری، نظامی و… تجلی یافته، گواه این امر است که ایران نه تنها منزوی نیست، بلکه به مثابه یک قطب منطقه‌ای و یک بازیگر فعال در معادلات جهانی عمل می‌کند. این دیدگاه، ایران را در موقعیت «کنش‌گر» تعریف می‌کند نه در موقعیت «واکنشگر» که مدام در حال دفاع از جایگاه خود باشد.
حال بازگردیم به سخنان وزیر محترم ارشاد در ابتدای مسئولیت خود که در مقابل این گفتمان مبنایی، صحبت‌هایی مبنی بر خروج ایران از انزوا به‌عنوان یکی از دو رسالت اصلی این وزارتخانه در دولت چهاردهم یاد کرد! پذیرش این گزاره به عنوان یک مأموریت محوری، ناخواسته به معنای پذیرش پارادایم و ادعای دشمن است. پارادایمی که تلاش می‌کند ایران را در یک چارچوب دفاعی و واکنشی قرار دهد تا مانع از معرفی آن به عنوان یک کشور مستقل و صاحب اراده شود.
هنگامی که دستگاه محوری دولت در امر فرهنگ، وظیفه اصلی خود را خروج از انزوا تعریف می‌کند، به این معناست که پذیرفته که ایران در وضعیتی از انزوا قرار دارد که نیازمند مداخله و عملیات نجات است و این رویکرد در تمامی سیاست‌ها و فعالیت‌های وزارتخانه اثرگذار خواهد بود در حالی‌که با نگاهی عمیق‌تر درمی‌یابیم که اساساً ایران در حوزۀ گفتمانی و فرهنگی در وضعیتی نیست که نیازمند خروج از انزوا باشد و مع‌الأسف این تفکر بیش از همه نشان از تأثیرپذیری ذهنی مدیران فرهنگی دولت چهاردهم از تبلیغات سوء دشمنان دارد. به همین دلیل است که انرژی و منابع این وزارتخانه در مسیر دیگری هزینه می‌شود و خروجی‌های آن با مسائل اصلی حوزۀ فرهنگ فرسنگ‌ها فاصله دارد.
علاوه بر این وزیر محترم، فرهنگ و هنر را اسب تیزرو این مسیر معرفی کرده‌اند. این استعاره، اگرچه هیجان‌انگیز است، اما نشان می‌دهد که فرهنگ در این چارچوب و نگاه، صرفاً ابزاری برای سرعت بخشیدن به یک مأموریت منفعلانه (خروج از انزوا) است. این در حالی است که رسالت اصلی فرهنگ، خلق جهان‌بینی، پرورش هویت اصیل و تولید محتوایی است که به طور طبیعی در جهان نفوذ کند و اقتدار نرم ایران را از طریق جاذبه عمیق فرهنگی به نمایش بگذارد. فرهنگ باید در جایگاه یک معمار هویت عمل کند، نه یک مسوول روابط عمومی برای رد یک اتهام.
بسیاری از کارشناسان معتقدند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در طی سال‌های متمادی (به‌ویژه در دهۀ نود) به سمتی حرکت داده شد که نقش مؤثری در چالش‌ها و مسائل ملی و هویتی ندارد و به‌نوعی عقیم است. برای مثال شاید برای مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یکی از سخت‌ترین پاسخ‌ها به این سؤال باشد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پانزده سال گذشته که جنگ نرم علیه کشور و مردم به‌طور محسوسی شدت گرفته و در این مدت هم بارها مورد تأکید و مطالبۀ رهبر انقلاب بوده چه جایگاه، نقش و اثری داشته است؟! برای نمونه در فتنۀ آمریکایی اخیر که به‌طور واضح از طریق یک جنگ تبلیغاتی در حال پیشروی بود وزارت ارشاد چه نقشی توانست ایفا کند؟
سخنان رهبر حکیم انقلاب و واقعیت‌هایی که جوانان این کشور رقم می‌زنند، تکلیف را روشن کرده است. ایر ان منزوی نیست، بلکه در حال شکوفایی است. بنابراین، رسالت وزارت فرهنگ خروج از انزوا نیست بلکه اتخاذ یک سیاست و راهبرد تهاجمی در برای بالندگی در حوزه‌های مختلف فرهنگی است. وزارت ارشاد باید با نگاهی به جلو، با تکیه بر قدرت بنیادین جمهوری اسلامی، بر تولید محتوای عمیق، اصیل و جهانی تمرکز کند و ارزش‌هایی که ملت ایران اینگونه برای آن مایه می‌گذارند را ترویج کند. این رویکرد، به صورت طبیعی، هرگونه ادعای انزوا را هم بی‌اثر خواهد ساخت، زیرا تأثیر واقعی فرهنگ، نیازی به اثبات و دفاع ندارد بلکه خود را به نمایش می‌گذارد. از این رو به‌نظر می‌رسد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بیش از همه نیازمند بازنگری در مأموریت و رسالت خود در این وزارتخانه است حال باید دید سیدعباس صالحی که با هزینه شدن از اعتبار رهبر انقلاب به وزارت ارشاد دولت چهاردهم رسیده است نگاه اشتباه خود را اصلاح خواهد کرد یا نه؟

مقالات مرتبط

روند اقتصاد جهان (5)

رویارویی با جهانخواران در قسمتهای قبلی روند اقتصاد جهان توضیح داده شد…

حمله به ایران: قماری که ایالات متحده نمی‌تواند از پس آن برآید

 گزارشی از شورای امور بین الملل روسیه؛ ضمیر احمد عوان در چند…

به جنگل خوش آمدید

گزارشی از شورای روابط خارجی اروپا؛ هیو لووات هیئت صلح رئیس جمهور…

دیدگاهتان را بنویسید