زمان بازتعریف قدرت و مقاومت در منطقه رسیده است
در این بزنگاه تاریخی، عراق بار دیگر نقش کلیدی و مهم خود را در سطح راهبردی و عملیاتی به نمایش گذاشت و به متن معادلات منطقهای بازگشته است؛ نه بهعنوان میدان منفعل رقابت قدرتها، بلکه بهعنوان بازیگری که با تصمیمهای سیاسی و پیامهای گفتمانی خود، جایگاهش را در نبرد ارادهها تعریف میکند. همزمانی انتخاب نوری المالکی بهعنوان گزینه محوری در چارچوب هماهنگی شیعیان و انتشار بیانیه محکم، قاطع و معنادار کتائب حزبالله عراق در حمایت از جمهوری اسلامی ایران، تصادفی نیست. این دو اتفاق مهم در بزنگاه تاریخی حساس امروز را باید در یک قاب واحد دید: قابِ همراستایی راهبردی عراقِ شیعی با جمهوری اسلامی ایران در برابر فشار فزاینده آمریکا و متحدانش.
نوری المالکی نماد یک سیاستمدار پساصدام است؛ سیاستمداری با ذهنیت امنیتمحور، تمرکزگرا که از تجربه جنگ داخلی، مواجهه با القاعده و سپس داعش، و در نهایت کنار گذاشته شدن در سال ۲۰۱۴ با فشار مستقیم آمریکا است. در منطق المالکی، عراق تنها زمانی میتواند بقا داشته باشد که دولت مرکزی مقتدر، تصمیم امنیتی یکپارچه و اراده سیاسی مستقل داشته باشد. این نگاه، او را به سیاستمداری عملگرا با حافظه تاریخی بدل کرده است؛ کسی که نه گذشته را فراموش میکند و نه به وعدههای قدرتهای خارجی دل میبندد.
از همینجا نسبت او با آمریکا معنا پیدا میکند. المالکی آمریکا را بازیگری مداخلهگر و غیرقابل اعتماد میبیند؛ شریکی که تا زمانی همراه است که منافعش تأمین شود و در لحظه حساس، مهندسی سیاسی را جایگزین احترام به اراده داخلی میکند. به همین دلیل، پیام انتخاب او روشن است: دوران تعیین نخستوزیر عراق در بیرون از بغداد گذشته است. این پیام اعلام استقلال سیاسی است.
در نسبت با ایران، المالکی نه نماینده تهران است و نه سیاستمداری جدا از آن. او در زمره سیاستمدارانی قرار میگیرد که بقای دولت شیعی در عراق را بدون توازن راهبردی با ایران ناممکن میدانند. حمایت او از ایران و جبهه مقاومت، نه صرفا حمایت ایدئولوژیک به معنای کلاسیک ؛ بلکه حمایتی استراتژیک است که از محاسبه تهدیدها میآید. در ذهن او، ایران ستون تعادل شیعیان عراق در برابر سه خطر تاریخی است: بازگشت حزب بعث، نفوذ محور سعودی–خلیجی و مداخله مستقیم آمریکا. این نزدیکی، نه از جنس وابستگی، بلکه از جنس همسرنوشتی امنیتی است.
در چنین زمینهای، بیانیه کتائب حزبالله عراق را باید خواند. این بیانیه، یک سند بازدارنده بسیجگر است که بحران جاری را از سطح تقابل محدود سیاسی– نظامی، به سطح یک نبرد وجودی ارتقا می دهد. آیات ابتدائی بیانیه از قرآن، انتخاب واژگانی چون «دژ امت» و «هسته اسلام»، و تأکید بر آمادگی مشروط به تحولات بعدی و موضع مرجعیت، نشان میدهد که با لحن حداکثری امادگی خود را اعلام می دارد.
این بیانیه سه پیام همزمان دارد. نخست، پیام انسجام داخلی به بدنه نیروهای همسو در عراق و منطقه؛ لحظهای که در آن تردید جای خود را به آمادگی میدهد. دوم، پیام بازدارنده به آمریکا و متحدانش؛ هرگونه اقدام علیه ایران، در چارچوب محاسبات محدود باقی نخواهد ماند و پیامدهای زنجیرهای ،غیر قابل کنترل و پیش بینی ناپذیر خواهد داشت. و سوم، پیام گفتمانی به افکار عمومی منطقهای؛ایران نه صرفاً یک دولت، بلکه نماد مقاومت در برابر نظم تحمیلی است؛ تعریفی که حمایت از آن را از سطح سیاست به سطح معنا ارتقا میدهد.
نکته کلیدی اینجاست که عراق در این معادله صرفاً پیرو نیست. انتخاب المالکی و صدور چنین بیانیهای نشان میدهد که بخشی از ساخت قدرت شیعی در عراق به این جمعبندی رسیده است که بیطرفی در این مقطع، خود نوعی انتخاب به نفع فشار خارجی است. بنابراین، همراستایی با ایران نه از سر احساس، بلکه از سر محاسبه صورت میگیرد: اگر قرار است نظم منطقهای دستخوش تغییر شود، عراق میخواهد در سمت تصمیمسازان بایستد، نه تماشاگران.
پیام این تحولات به منطقه روشن است. عراقِ امروز میخواهد دوباره نقش ژئوپلیتیکی فعال ایفا کند و به همسایگان عرب خود بگوید که عراق و شیعیان عراق در معادلات جدید نقش حیاتی ایفا خواهند کرد. برای ایران، این پیام دلگرمکننده و قاطع در شرایط حساس منطقه ای و جهانی است که پیش درآمد وحدت ساحات است؛ و برای آمریکا، هشدار روشن است؛ فشار حداکثری، الزاماً به انفعال نمیانجامد؛ گاهی به همگرایی بیشتر نیروهایی منجر میشود که قرار بود از هم جدا بمانند.
در جمعبندی، آنچه امروز در عراق میگذرد، نشانه صفبندیهای تازه در یک لحظه تاریخی است. انتخاب نوری المالکی و بیانیه کتائب حزبالله، دو روی یک سکهاند: سکهای که روی آن نوشته شده «بازتعریف قدرت و مقاومت در منطقه». اما بهوضوح میگویند که دوران تحمیل اراده یکجانبه به پایان رسیده است. در چنین فضایی، عراق نمونهای است از اینکه چگونه سیاست، ایدئولوژی و امنیت در هم تنیده میشوند تا پیام واحدی را مخابره کنند. در نبرد ارادهها، صفها در حال شکلگیریاند، و اینبار، بیتصمیمی جایی در تاریخ نخواهد داشت.

