شرح صحیفه سجادیه دعای سی وهفتم (۸۹۵)
حجت الاسلام والمسلمین موسوی مطلق: بسم الله الرحمن الرحیم وَ لَوْ كَافَأْتَ الْمُطِيعَ عَلَى مَا أَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ لَأَوْشَكَ أَنْ يَفْقِدَ ثَوَابَكَ ، وَ أَنْ تَزُولَ عَنْهُ نِعْمَتُكَ ، وَ لَكِنَّكَ بِكَرَمِكَ جَازَيْتَهُ عَلَى الْمُدَّةِ الْقَصِيرَةِ الْفَانِيَةِ بِالْمُدَّةِ الطَّوِيلَةِ الْخَالِدَةِ ، وَ عَلَى الْغَايَةِ الْقَرِيبَةِ الزَّائِلَةِ بِالْغَايَةِ الْمَدِيدَةِ الْبَاقِيَةِ . «و اگر بندگان مطیع را در برابر همان چیزی پاداش می‌دادی که خودت آن را بر عهده گرفته و انجام داده‌ای، به‌زودی ثواب تو را از دست می‌دادند و نعمتت از آنان زایل می‌گشت. ولی تو به کرم خویش آنان را پاداش دادی: بر مدت کوتاه و فانیِ دنیا، مدت دراز و جاوید آخرت را، و بر غایت نزدیک و زایل، غایتی بلند و پایدار را عطا فرمودی.» نکات مهم این فراز عبارتند از: ۱.در این فراز، امام زین العابدین علیه السلام به لطیف‌ترین وجه، نسبت بنده و خدا را در عرصه‌ی عبادت و جزا روشن می‌سازد. او می‌فرماید: اگر خداوند با مقیاس عدل محض رفتار کند، هیچ مطیعی شایسته‌ی پاداش نخواهد بود، زیرا خودِ اطاعت، نتیجه‌ی عنایت و توفیق الهی است؛ بنده، تنها محلّ ظهور آن است نه خالق آن. ۲.لَوْ كَافَأْتَ الْمُطِيعَ عَلَى مَا أَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ» یعنی اگر بندگان را پاداش می‌دادی به خاطر همان طاعتی که خودت بر آنان مقدّر و مقدور ساختی، در حقیقت آنان را بر فعل خودت مزد داده‌ای. در حقیقتِ امر، فاعل حقیقی خداست و بنده جز «آینه» فعل او نیست. در قرآن آمده است: ﴿وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ﴾ (هود/۸۸) یعنی هر توفیقی که در کار نیک هست، از خداست، نه از انسان. از نگاه عارفان ، طاعتِ بنده پرتوی از فعل الهی است؛ پس اگر خدا به عدل محض مزد دهد، مزد بر فعل خویش داده است و آن با حکمت و عدل سازگار نیست. ۳.لَأَوْشَكَ أَنْ يَفْقِدَ ثَوَابَكَ وَ أَنْ تَزُولَ عَنْهُ نِعْمَتُكَ» یعنی اگر چنین می‌کردی، به‌زودی بندگان از ثواب تو بی‌بهره می‌شدند و نعمتت از آنان رخت می‌بست؛ زیرا هیچ‌کس را بر تو حقی نیست. اینجا امام سلام الله علیه به نکته‌ای ظریف اشاره دارد: اگر معیار، استحقاق واقعی باشد، همه فقیرند و بی‌نصیب؛ اما چون تو کریمی، از در فضل درمی‌آیی نه از در عدل. قرآن همین معنا را در این آیه بیان می‌کند ﴿وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ﴾ (فاطر/۴۵) اگر خدا مردم را به اندازه‌ی کارهایشان بازخواست می‌کرد، هیچ زنده‌ای بر زمین نمی‌مانْد. پس آنچه داریم — هم طاعت و هم ثواب — سراسر از فضل اوست. ۴.وَلَكِنَّكَ بِكَرَمِكَ جَازَيْتَهُ عَلَى الْمُدَّةِ الْقَصِيرَةِ الْفَانِيَةِ بِالْمُدَّةِ الْطَّوِيلَةِ الْخَالِدَةِ» در این بخش، امام تقابل دو نوع زمان را می‌نمایاند: مدتِ کوتاه و زودگذرِ دنیا، در برابر مدتِ دراز و جاویدِ آخرت. خداوند به کرمش، بر چند سال عبادتِ فانی، پاداشی می‌دهد که بی‌انتها و باقی است. در قرآن آمده: ﴿مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا﴾ (انعام/۱۶۰)و نیز: ﴿وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ﴾ (بقره/۲۶۱) یعنی پاداش، از جنس عمل نیست؛ از جنس کرم است. از دید عارف، این‌جا تجلّی اسم «الکریم» است: عملِ بنده محدود است، ولی پاسخِ الهی نامحدود. خدا با ابدیت پاسخ می‌دهد به لحظه‌ای از بندگی. ۵.وَعَلَى الْغَايَةِ الْقَرِيبَةِ الزَّائِلَةِ بِالْغَايَةِ الْمَدِيدَةِ الْبَاقِيَةِ» غایتِ نزدیک و زائل، هدف‌های دنیوی و مادی است که انسان در طاعت خود گاهی در نظر دارد؛ اما خداوند آن را با غایتی جاوید عوض می‌کند — رضوان و لقای او. قرآن می‌فرماید: ﴿وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ﴾ (نحل/۹۶) و نیز: ﴿وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ﴾ (توبه/۷۲) که اشاره دارد به برترین و پایدارترین هدف: خشنودی الهی. از دید اهل سلوک، این انتقال از «غایة قریبة» به «غایة بعیدة» در حقیقت گذر از خود به خداست، از فنا به بقاء. ۶. در این فراز، امام سجاد علیه‌السلام حقیقت عبادت را در پرتو عدل و فضل الهی می‌نمایاند: • طاعت، عطای اوست نه دستاورد ما. • اگر عدل محض جاری شود، هیچ ثوابی باقی نمی‌ماند. • اما کرم الهی عمل اندک را به ابدیت می‌کشاند. • پاداش خدا نه بر میزان عمل، بلکه بر اساس کرم و رحمت است.

مقالات مرتبط

یادداشت

مردم‌داری و رانت‌خواری قابل جمع نیستند حمید لشگری پرداخت سود سهام عدالت…

پزشکیان: مصمم به مقابله با فساد هستیم

رئیس‌جمهور: مصممیم همه مسیرهایی را که به رانت و رشوه منجر می‌شود،…

مقام دولتی: 112500 تومان ارز ترجیحی نیست، نرخ‌کنترلی موقت است

یک مقام دولتی تأکید کرد:نرخ 112 هزار و 500 تومان ارزترجیحی جدید…

دیدگاهتان را بنویسید