اروپا میان بازدارندگی پرهزینه و دیپلماسی ناگزیر

بررسی و تحلیل مقاله جنگ بعدی اروپا در مجلۀ فارن افرز

مقاله «جنگ بعدی اروپا» نوشته ساموئل چاراپ و هیسکی هاوککالا، تصویری هشدارآمیز از آینده امنیتی قاره سبز ارائه می‌دهد؛ آینده‌ای که در آن حتی با خاموش شدن توپ‌ها در اوکراین، آتش زیر خاکستر رویارویی میان روسیه و ناتو همچنان شعله‌ور می‌ماند. نویسندگان با ترسیم سناریوهایی از سوءمحاسبه، تصاعد تنش و حتی جنگ مستقیم، بر ضرورت بازدارندگی توأم با گفت‌وگو تأکید می‌کنند. این چارچوب تحلیلی، در عین برخورداری از نکات قابل توجه، واجد کاستی‌ها و پیش‌فرض‌هایی است که نیازمند واکاوی دقیق‌تر است.
نخست باید اذعان کرد که مقاله به درستی بر یک واقعیت بنیادین انگشت می‌گذارد: جنگ اوکراین نقطه بازگشت‌ناپذیری در نظم امنیتی اروپا ایجاد کرده است. ساختارهایی مانند سازمان امنیت و همکاری اروپا، شورای ناتو-روسیه و شبکه‌های کنترل تسلیحاتی که پس از جنگ سرد شکل گرفته بودند، عملاً کارایی خود را از دست داده‌اند. همچنین کاهش شدید مبادلات تجاری میان اتحادیه اروپا و روسیه و قطع گسترده ارتباطات اجتماعی، نشان‌دهنده ورود به دوره‌ای از واگرایی ساختاری است. در این بخش، تحلیل نویسندگان با واقعیت‌های میدانی همخوانی دارد.
با این حال، مقاله در روایت ریشه‌های بحران، دچار نوعی ساده‌سازی است. تمرکز اصلی بر «تهاجم روسیه» به عنوان نقطه آغاز بحران، بدون بررسی بسترهای انباشته‌شده پیشین، تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد. گسترش تدریجی ناتو به شرق از دهه ۱۹۹۰، بی‌توجهی به حساسیت‌های امنیتی مسکو و تبدیل شدن اوکراین به عرصه رقابت ژئوپلیتیک، مؤلفه‌هایی بودند که فضای بی‌اعتمادی را پیش از ۲۰۲۲ شکل دادند. نادیده گرفتن این زمینه‌ها، تحلیل را به سمت تقلیل بحران به تصمیمات یک‌جانبه کرملین سوق می‌دهد و از درک چرخه کنش و واکنش متقابل بازمی‌دارد.
نویسندگان به‌درستی هشدار می‌دهند که آتش‌بس لزوماً به معنای صلح پایدار نیست. تجربه‌های تاریخی نیز نشان داده‌اند که منازعات منجمد، در صورت فقدان ترتیبات امنیتی فراگیر، می‌توانند به دور جدیدی از خشونت بیانجامند. نمونه‌هایی چون بحران‌های پس از فروپاشی یوگسلاوی یا حتی وضعیت شبه‌جزیره کره، مؤید این واقعیت‌اند که توقف درگیری بدون سازوکار حل‌وفصل ریشه‌ای، ثبات شکننده‌ای ایجاد می‌کند. در این زمینه، تأکید مقاله بر ضرورت تدوین توافق‌های دقیق، نظارت‌شده و دارای ضمانت اجرایی، نکته‌ای سنجیده است.
اما در بخش مربوط به «بازدارندگی از طریق تقویت نظامی»، نوعی تناقض درونی دیده می‌شود. از یک سو، نویسندگان اذعان دارند که انباشت تسلیحاتی و استقرار نیروهای بیشتر در مرزها می‌تواند ادراک تهدید را تشدید کند و حتی روسیه را به اقدام پیشگیرانه سوق دهد. از سوی دیگر، راهکار اصلی را تقویت بازدارندگی می‌دانند. این دوگانه، همان معمای کلاسیک امنیتی است: هر اقدام دفاعی از نگاه طرف مقابل می‌تواند تهاجمی تعبیر شود. بنابراین اگر بازدارندگی بدون چارچوب سیاسی جامع دنبال شود، خطر مسابقه تسلیحاتی جدید در اروپا افزایش می‌یابد؛ مسیری که قاره را به فضای پرتنش دهه‌های پایانی جنگ سرد نزدیک می‌کند.
در این میان، جای یک پرسش کلیدی در مقاله خالی است: آیا همه اعضای ناتو درک یکسانی از تهدید دارند؟ شکاف‌های درون ائتلاف، به‌ویژه میان اروپای شرقی و غربی و نیز میان اروپا و ایالات متحده، واقعیتی انکارناپذیر است. اشاره نویسندگان به فشارهای دولت دونالد ترامپ بر متحدان اروپایی، یادآور این نکته است که پیوند فراآتلانتیکی نه امری بدیهی بلکه متغیری وابسته به تحولات سیاسی داخلی آمریکاست. اگر اولویت‌های واشنگتن به سمت آسیا متمایل شود یا اجماع داخلی آن درباره هزینه‌های امنیت اروپا تضعیف گردد، معادلات بازدارندگی تغییر خواهد کرد.
از سوی دیگر، مقاله روسیه را به‌مثابه بازیگری ذاتاً تجدیدنظرطلب و فاقد علاقه به ثبات تعریف می‌کند. بی‌تردید رفتار مسکو در سال‌های اخیر تهاجمی بوده است، اما تحلیل دقیق‌تر مستلزم تفکیک میان انگیزه‌های امنیتی، جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیک و محاسبات بقا در ساختار قدرت داخلی این کشور است. سیاست خارجی روسیه را نمی‌توان صرفاً محصول تمایل به برهم زدن نظم موجود دانست؛ بلکه باید آن را در چارچوب برداشت این کشور از تهدیدات پیرامونی و تجربه تاریخی‌اش از تهاجم‌های خارجی فهم کرد. در غیر این صورت، هرگونه سیاست مهار، بدون درک منطق امنیتی طرف مقابل، به چرخه‌ای بی‌پایان از تنش منتهی می‌شود.
بخش مهمی از مقاله به سناریوهای «منطقه خاکستری» اختصاص دارد؛ خرابکاری سایبری، حملات به زیرساخت‌ها و رزمایش‌های ناگهانی. این هشدارها واقع‌بینانه‌اند، زیرا جنگ‌های آینده الزاماً به شکل تهاجم کلاسیک نخواهند بود. با این حال، باید توجه داشت که چنین ابزارهایی منحصر به یک طرف نیست و غرب نیز در حوزه سایبری و اطلاعاتی فعال است. اگر قواعد رفتاری مشترکی تعریف نشود، فضای خاکستری می‌تواند به میدان برخوردهای پی‌درپی تبدیل شود؛ برخوردهایی که شاید در ظاهر محدود باشند، اما ظرفیت انفجار ناگهانی دارند.
در موضوع بلاروس نیز تحلیل مقاله قابل تأمل است. نقش این کشور به‌عنوان عمق راهبردی روسیه و احتمال سرایت بحران داخلی آن به تقابل گسترده‌تر، سناریویی محتمل است. اما تجربه سال ۲۰۲۰ نشان داد که مداخله مستقیم خارجی، چه از شرق و چه از غرب، می‌تواند شکاف‌های داخلی را تشدید کند. ثبات پایدار در چنین کشورهایی بیش از آنکه با صف‌بندی‌های بلوکی تأمین شود، نیازمند سازوکارهای منطقه‌ای بی‌طرف و تضمین‌کننده حاکمیت ملی است.
نکته مثبت مقاله، تأکید بر ضرورت احیای کانال‌های ارتباطی است. پیشنهاد ایجاد خطوط تماس اضطراری و توافق‌های کاهش خطر، یادآور تجربه توافق‌نامه‌های دهه ۱۹۷۰ میان واشنگتن و مسکو است. حتی در اوج خصومت ایدئولوژیک، گفت‌وگو قطع نشد. امروز نیز اگرچه فضای بی‌اعتمادی عمیق است، اما فقدان گفت‌وگو خطرناک‌تر از گفت‌وگوی دشوار است. دیپلماسی نه نشانه ضعف بلکه ابزار مدیریت رقابت است.
در نهایت، آنچه از دل این بحث برمی‌آید، ضرورت رویکردی متوازن است: نه خوش‌بینی ساده‌انگارانه به امکان بازگشت به وضعیت پیش از ۲۰۲۲، و نه اتکای صرف به قدرت سخت برای تضمین امنیت. امنیت اروپا در دوره پیش رو تابع سه متغیر کلیدی خواهد بود: میزان انسجام درون ناتو، نحوه تعریف منافع امنیتی روسیه در چارچوبی قابل مدیریت، و کیفیت ترتیبات صلح در اوکراین. اگر هر یک از این اضلاع دچار اختلال شود، احتمال لغزش به سوی رویارویی مستقیم افزایش می‌یابد.
اروپا اکنون در نقطه‌ای ایستاده است که تصمیم‌هایش می‌تواند دهه‌ها آینده را رقم بزند. تقویت توان دفاعی بدون تحریک غیرضروری، حفظ وحدت بدون نادیده گرفتن منافع متنوع اعضا، و گفت‌وگو بدون ساده‌اندیشی، سه‌گانه‌ای است که می‌تواند از تبدیل قاره به صحنه تقابل قدرت‌های هسته‌ای جلوگیری کند. هشدار مقاله درباره خطر «جرقه‌ای کوچک و آتشی بزرگ» جدی است؛ اما پیشگیری از آن مستلزم نگاهی جامع‌تر به ریشه‌های بحران و پذیرش این واقعیت است که امنیت پایدار، حاصل توازن میان قدرت و سیاست است، نه غلبه یکی بر دیگری.

مقالات مرتبط

حملات نظامی آمریکا و خطر گرفتار شدن در باتلاق

گزار ش| فارن افرز| نیت سوانسون – (۲۴ فوریه ۲۰۲۶ – 5…

نعل وارونه آقای بازیگر

هنرمند، به ویژه کسانی که سرمایه اجتماعی و نفوذ رسانه‌ای گسترده‌ای دارند،…

آخرین تحریف‌ها برای بقا

یادداشت سه عنصر رسانه‌ای محافل و توسل به تحریف و سانسور برای…

دیدگاهتان را بنویسید