از حاجی‌زاده موشکی تا حاجی‌زاده مسجدی

روایت حضور سعید جلیلی در مسجد صاحب‌الزمان (عج) محله آبشار تهران

«حی علی خیر العمل» بلندگوی مسجد صاحب‌الزمان طنین اذان مغرب را نجوا می‌کرد. برای رسیدن به مسجد راه پیچ‌درپیچی را طی کردیم و با اختلالات مسیریاب خودمان را از لابه‌لای کوچه‌پس‌کوچه‌ها محله آبشار به مسجد رساندیم. اولین چیزی که در مسجد صاحب‌الزمان نظرم را جلب کرد، پهپاد شاهد 136 بود که بالای حیاط مسجد نصب شده بود. بعد از آن تابلوی 24 شهید دفاع مقدس زینت‌بخش حیاط مجلس بود. وارد مسجد شدیم. مسجد کوچکی بود، اما لبریز از مردم. به همان اندازه که پابه‌سن‌گذاشته‌ها در مسجد بودند، کودکان، نوجوانان و جوانان هم دیده می‌شدند. اتفاقی که شاید کمتر در بعضی از مساجد دیده شود. صفوف نماز لحظه به لحظه بهم پیوسته‌تر می‌شد و مردم شانه‌به شانه در انتظار نماز ایستاده بودند. پیرمردی سراغ مجلس ختم را از من می‌گرفت. تعجب کردم، نمی‌دانستم قرار است مجلس ختمی بعد از نماز برگزار شود. صدای همهمه مردم و سروصدای کودکان تا شروع نماز ادامه داشت. تکبیره الاحرام سکوتی را مهیا ساخت تا نمازگزاران پروردگارشان را با حضور نفس عبادت کنند.
«دلا دیدی که حاجی‌زاده هم رفت!» بلندگوی مسجد مداحی مهدی رسولی را پخش کرد. امام جماعت پشت میکروفون رفت و جزئیات برنامه ختم شهیدی را اعلام کرد که در آشوب تروریست‌ها در روز پنجشنبه به شهادت رسیده بود. یاد بنری که جلوی در مسجد نصب شده بود افتادم؛ روی آن نوشته بود «شهید امنیت مدافع وطن، محسن حاجی‌زاده.» امام جماعت ادامه داد که قرار است بعد از قرائت قرآن، دکتر سعید جلیلی قرار است سخنرانی کند، بعد هم روضه خوانده خواهد شد و در آخر هم گروه سرودی حماسه‌ی شهیدان را بازگو خواهند کرد. تازه دیدم امام جماعت به جای عبا و لباده، لباس رزم به تن دارد. پیش از شروع نماز عشا، سعید جلیلی وارد مسجد شد و مردم در صف اول میان خودشان به او جای دادند.
«یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه» قاری چنین تلاوت می‌کرد و با قرائت خود قلوب مردم را تجلی می‌داد. به دنبال آن بودم که محسن حاجی‌زاده چگونه به شهادت رسیده‌است. چشم گرداندم و دنبال نزدیکان شهید گشتم. تازه متوجه شدم رفقای شهید به جای لباس سیاه، لباس رزم به تن دارند. از هر کسی می‌پرسیدم از پاسخ طفره می‌رفت و بغض خود را فرومی‌خورد. می‌گفتند شهید خادم هیئت مسجد بوده و در موکب به مردم خدمت‌رسانی می‌کرده. می‌گفتند موتور و ماشین خودش را برای جهیزیه افراد نیازمند بدون سروصدا فروخته. در فکر آن بودم که چرا باید چنین فردی را به شهادت برسانند که با نجوای قاری به خود آمدم که چنین می‌خواند «بای ذنب قتلت»
دکتر سعید جلیلی با استقبال مردم به جایگاه سخنرانی رفت. مردم به دعوت امام جماعت جلو آمدند تا کسانی که بیرون مسجد بودند و جا نشده بودند میان برادرانشان بنشینند. «دشمن می‌خواست انتقام شکستش در جنگ 12 روزه را با آشوبگران از مردم بگیرد.» این مقدمه صحبت سعید جلیلی بود. «دشمن منابع قدرت ایران را هدف قرار می‌دهد. در یک شب در جنگ قدرت موشکی و توانمندی هسته‌ای ایران را هدف قرار دادند. دشمن همچنین کسانی را ترور کرد که این قدرت‌ها را تولید کرده‌اند.» دیدم دو نوجوان که کنارم نشسته بودند، یکی با تلفن همراه خود مشغول ضبط سخنرانی است و دیگری در حال عکس گرفتن است و با دقت به سخنان گوش می‌کنند. ارتباطی که نوجوانان با صحبت‌های سعید جلیلی می‌گرفتند برایم جالب بود. با صدای سوت میکروفون دوباره توجهم به سخنان سعید جلیلی بازگشت که درباره مردم ایران صحبت می‌کرد و می‌گفت دشمنان از ابتدای انقلاب با تحمیل جنگ، ترور و شرایط اقتصادی به دنبال نابودی ایران بودند که با پشتوانه مردم شکست خوردند. نقشه بعدی دشمن این بود که به مردم ضربه بزنند و آن‌ها را منحرف یا منصرف کنند و خیال می‌کردند که مردم تغییر کرده‌اند که دوباره پای جنگ و ترور را به کشور بازکردند اما مردم ایران محاسباتشان را بهم زدند. «دشمن فهمید که منبع قدرت ایران فقط موشکی و هسته‌ای نیست و منبع واقعی در جای دیگری تولید می‌شود؛ برای همین 250 مسجد را هدف قرار دادند. زرادخانه ایران مساجد هستند.» یاد پهپادی که در حیاط مسجد نصب شده بود افتادم، اما زمانی که پهپادی نبود که از ایران دفاع کنند شجاع‌دلان دلیری در پهنه‌ی ایران اسلامی بودند که با دستان خالی از کشورشان دفاع کنند. نمونه‌اش 24 شهیدی که فقط از همین مسجد کوچک در دفاع مقدس شهید شدند، نمونه‌اش شهیدی که مراسم ختم آن در حال برگزاری بود، نمونه‌اش امام جماعت مسجد و نمونه‌اش سخنران مراسم. «دشمن از حاجی‌زاده‌هایی که در مساجد تولید شده‌اند کینه دارد. در جنگ 12 روزه حاجی‌زاده موشکی را ترور می‌کند که این قدرت را برای ایران تولید کرده‌است و امروز حاجی‌زاده مسجدی را که پاسدار مسجد است و آن را زنده نگه‌میدارد به شهادت می‌رساند.» در آخر هم سعید جلیلی ملتی که چنان قدرتی تولید کرده که از پس جنگ و ترور پیروزمندانه خارج شوند را همان ملتی دانست که می‌توانند مسائل کشور را حل کنند و ایران را به قله برسانند.
«گمان بردی که این بار این حکایت فرق خواهد کرد! خدا فرعون را یکبار دیگر غرق خواهد کرد» شعرخوانی مداح با با شعار مرگ بر آمریکای مردم مورد استقبال قرار گرفت. این همان شعری بود که محمد رسولی پیشتر مقابل رهبر معظم انقلاب خوانده بود. یاد صحبت‌های اخیر رهبر انقلاب در دیدار مردم قم افتادم که خطاب به ترامپ فرموده بودند: «معمولا مستبدین و مستکبران عالم از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، این هم سرنگون خواهد شد.» دیدم که اهالی مسجد صندلی را دست به دست می‌کنند که به سعید جلیلی برسانند، اما او همان‌گونه که روی زمین نشسته بود صندلی را رد کرد. با صدای مداح به خود آمدم که چنین می‌خواند: «ولی ما وعده حقیم و از باطل نمی‌ترسیم، شهادت آرزوی ماست، از قاتل نمی‌ترسیم.» دوباره سوال نحوه به شهادت رسیدن محسن حاجی‌زاده ذهنم را درگیر کرد که خیلی زود مداح روضه را چنین آغاز کرد که تازه می‌شود کمی کربلا را درک کرد که محسن حاجی‌زاده هم جا ماند و اربا اربا شد. حالا فهمیدم که چرا همرزمان شهید بغض گلویشان را می‌گرفت، حالا که حتی نوشتن چنین کلمه‌هایی هم دردناک است، چه رسد به دیدن یا به یادآوردنش برای روایت کردن.
«نوای من نوای هر شهید، که جان من فدایت ای وطن» بلندگوی مسجد صدای نوجوانان گروه سرود را منعکس می‌کردند. بعد از سرود از خانواده محسن حاجی‌زاده در مسجد تجلیل شد، شهیدی که جانش را فدای وطنش کرده بود. اتفاقی که احتمالا این روزها با چند هزار شهیدی که تروریست‌ها به شهادت رساندند در مساجد متعددی در حال انجام است.
مراسم که تمام شد، به حسینیه مسجد رفتیم و با همرزمان شهید که در پایگاه 207 امام علی خدمت می‌کردند همنشین شدیم. ابتدا خیال می‌کردم که فهرست شهدای مسجد همان 24 شهید دفاع مقدسی است که تصاویرشان زینت‌بخش مسجد بود. در پایگاه تصاویر 15 شهید مدافع حرم و مدافع امنیت نصب شده بود. حسینه‌ی کوچک پایگاهی که مملو از جمعیت بود و جای همرزمان شهیدشان خالی بود. «بیست مدرسه و چندین مسجد و خانه در مناطق محروم مرزی ساختیم. در سیل و زلزله و کرونا در خدمت مردم بودیم. در مرکز نیکوکاری پایگاه با کمک‌های مردم 500 خانوار بی‌سرپرست و ایتام را تحت حمایت داریم و اجاره ماهیانه 200 خانوار با کمک مردم داده می‌شود.» این‌ها بخشی از فعالیت‌های پایگاه بود که معرفی شد. بعد فرمانده میدان اغتشاشات پنجشنبه را روایت کرد. به گفته او با اینکه در فتنه‌های مختلف حضور داشت، اما چنین صحنه‌ای را تا به حال ندیده بود که عاملان دشمن مسلحانه و وحشیانه به مردم حمله کنند. این را مجروحان فتنه‌های قبل نیز که در جلسه بودند تایید می‌کرد. یکی از آن‌ها روحانی‌ای بود که به گفته همرزمانش بخشی از جمجمه سرش را که در فتنه‌های پیشین از بین رفته بود با پلاستیک جایگذاری شده بود. باز هم تعریف کردند که چگونه افرادی را که با گلوله مستقیم به سرشان به قتل رسیده بودند را پیدا کرده بودند، در حالی که خودشان فقط اسباب‌بازی پینت‌بال داشتند و مجوز استفاده از اسلحه را نداشتند.
صحبت‌های بچه‌های پایگاه که تمام شد سعید جلیلی چند دقیقه‌ای خصوصی با جمع صحبت کرد. «حضور در جمع شما اول ماه شعبان را برایم شیرین کرد. من به شما غبطه می‌خورم.» این مطلع سخنان سعید جلیلی بود. او حرکت جمهوری اسلامی را ادامه‌دار دانست و در خصوص نقش مساجد بیان کرد حالا که دشمن فهمیده مسجد منبع قدرت ایران است و به آن حمله می‌کند، همان‌گونه که اگر به موشک‌های ما حمله می‌کند و آن را تقویت می‌کنیم، باید با به حد اعلا رساندن هر مسجد در جذب و تولید افراد مسجدی به این حمله پاسخ داد. سعید جلیلی ویژگی‌های افراد بسیجی که بدون چشمداشت از زندگی خود می‌زنند و برای کشورشان فعالیت جهادی می‌کنند و در سیل و زلزله پیشتاز هستند و در دفاع از کشورشان پیشقدم می‌شوند را برای هر شخصی جذاب دانست. سعید جلیلی خاطره‌ای از ملاقاتش با فیدل کاسترو مطرح کرد که زمانی که فهمید آسیب‌دیدگی پایش در جنگ تحمیلی اتفاق افتاده به قدری به شگفت آمده و بیشتر جلسه را در خصوص ویژگی‌های انسان‌های متعالی بسیجی جبهه پرسیده. سعید جلیلی چنین گفت که اگر به جوانان و نوجوانان خودمان چنین مطالبی منتقل شود، قطعا همانگونه که شهید سلامی گفته بودند: «با همین بچه‌هایی که دشمن به آن‌ها دل بسته به جنگ دشمن خواهیم رفت.»
در راه برگشت بودیم که خبر آمار شهدای اغتشاشات تروریستی را از رادیوی خودرو شنیدیم. 2427 شهید فقط در دو روز. جنایتی که دشمن صهیونی و آمریکایی نتوانستند چنین کنند. 2427 محسن حاجی‌زاده در ایران اسلامی به دست مزدوران آشوبگر دشمنان به شهادت رسیدند. تا رسیدن به مقصد در بهت بودیم.

سیدمحمدعلی قربانی کارشناس ارشد مدیریت رسانه و منتقد سینما و فرهنگ و دبیر تولیدات تصویری عصرایرانیان است
مقالات مرتبط

از رنه نیکول آمریکایی تا زینب دارابی ایرانی

زینب دارابی ، نام جدیدی است که به فهرست زنان آسیب دیده…

9 بهمن 1404

حاشیه به جای متن

مشغولیت دولت به موتور سواری بانوان در اوج گرانی خودرو، ارز و…

انتقام یعنی برخورد با تمام زنجیره جنایت

نگاهی به اظهارات سخنگوی دولت که خلاف رویه جاری حتی در کشورهای…

دیدگاهتان را بنویسید