در ماههای اخیر، مجموعهای از گزارشهای تحقیقی و یادداشتهای تحلیلی در رسانههای بینالمللی، بحثی جدی درباره یک کارزار دیجیتال فارسیزبان منتسب به اسرائیل برای تقویت جایگاه رضا پهلوی و ترویج ایده بازگشت سلطنت در ایران مطرح کردهاند؛ ادعایی که همزمان با جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ ابعاد تازهای یافت و به جدال رسانهای گستردهای دامن زد.
نقطه عزیمت این بحث، تحقیق مشترک روزنامههای اسرائیلی هاآرتص و TheMarker بود که اوایل اکتبر ۲۰۲۵ منتشر شد. این گزارش مدعی شد یک عملیات تأثیرگذاری دیجیتال به زبان فارسی، با منشأ اسرائیل و با حمایت غیرمستقیم منابعی برخوردار از پشتیبانی دولتی، در حال فعالیت بوده است. به نوشته این دو رسانه، این کارزار با استفاده از حسابهای کاربری جعلی و هویتهای ساختگی در شبکههای اجتماعی، تلاش میکرد تصویر رضا پهلوی را بهعنوان چهرهای محوری برای «تغییر حکومت» برجسته کند و همزمان هشتگهایی چون #KingRezaPahlavi را بهصورت مصنوعی تقویت کند. در این گزارش همچنین به تلاشهایی برای برجستهسازی مواضع گیلا گملیئل، وزیر اسرائیلی و میزبان سفر رضا پهلوی به اسرائیل در سال ۲۰۲۳، اشاره شده است.
گزارشهای بینالمللی درباره شبکه حسابهای جعلی اسرائیل
در همین چارچوب، پژوهشگران مرکز پژوهشی سیتیزن لب (Citizen Lab) در تورنتو نیز گزارشی با عنوان «Prison Break» منتشر کردند که از شناسایی شبکهای متشکل از بیش از ۵۰ حساب کاربری غیرواقعی خبر میداد. به گفته این مرکز پژوهشی، بسیاری از این حسابها از تصاویر پروفایل تولیدشده با هوش مصنوعی استفاده میکردند و فعالیتشان بهصورت هماهنگ و همزمان با تحولات میدانی شدت میگرفت. یکی از محورهای اصلی این گزارش، حمله هوایی اسرائیل به زندان اوین در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ بود؛ جایی که به ادعای سیتیزن لب، برخی حسابهای این شبکه پیش از انتشار نخستین گزارشهای رسمی، از «انفجار در محدوده زندان» خبر داده و سپس ویدیویی ساختگی از انفجار را منتشر کردند؛ ویدیویی که بعداً مشخص شد جعلی و جزئی از همین شبکه عنکبوتی تحت هدایت اسرائیل است.
تحقیق مشترک هاآرتص و TheMarker پا را فراتر گذاشت و مدعی شد این شبکه صرفا به انتشار محتوا بسنده نکرده، بلکه با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، ویدیوهای جعلی چهرهسازیشده، تصاویر و اسکرینشاتهای ساختگی از رسانههایی مانند بیبیسی فارسی و حتی محتوای مرتبط با اعتراضات واقعی ایرانیان، کوشیده است فضای روانی بیثباتکنندهای ایجاد کند. در این گزارش همچنین به تلاشهایی برای برجستهسازی مواضع گیلا گملیئل، وزیر اسرائیلی و میزبان سفر رضا پهلوی به اسرائیل در سال ۲۰۲۳، اشاره شده است.
بازتاب این یافتهها محدود به رسانههای اسرائیلی نماند. روزنامه پاکستانی Dawn با استناد به همین تحقیقات، از «کارزارهای آنلاین تامین مالیشده از سوی اسرائیل» برای تقویت ظاهری جایگاه رضا پهلوی خبر داد. در فرانسه نیز Le Figaro در گزارشی که بازتاب گستردهای در رسانههای منطقهای یافت، از شناسایی هزاران حساب مشکوک سخن گفت و به آماری چون «۱.۷ میلیارد لایک» و صدها میلیون پیام در شبکههای اجتماعی اشاره کرد؛ آماری که به گفته این گزارش، نشانهای از عملیات گسترده حمایتسازی مصنوعی و شبیهسازی پشتیبانی مردمی بوده است.
جنگ روایتها در میدان شبکههای اجتماعی
آنچه از کنار هم گذاشتن گزارشهای افشاگرانه رسانههای بینالمللی بر برمیآید، تصویری پیچیده از جنگ سایبری و روایتها در بستر رقابت ژئوپولیتیک ایران و اسرائیل است؛ جنگی که در آن، مرز میان کنش واقعی و کنش ساختگی، حمایت مردمی و مهندسی افکار عمومی، بهطرزی فزاینده مبهم شده است. چه این کارزارها را عملیاتی سازمانیافته با پشتیبانی دولتی بدانیم و چه شبکهای از پیمانکاران و بازیگران غیردولتی، یک واقعیت انکارناپذیر است.
افزایش مصنوعی لایکها، بازدیدها و بازنشرهای ساختگی میتواند برداشت نادرستی از میزان محبوبیت یک جریان سیاسی در ذهن مخاطب ایجاد کند؛ در حالی که بر اساس همین گزارشها، بسیاری از دیدگاههایی که بهطور مصنوعی برجسته میشوند، در واقع در بدنه جامعه ایران پایگاه گستردهای ندارند. حتی در برخی موارد ادعا شده که برای برجستهسازی چهره مورد نظر، روی ویدیوهای واقعی اعتراضات مردمی صداگذاری و دستکاری انجام شده تا پیام دلخواه القا شود.
در نهایت، این واقعیت روشن است که میدان فعلی نبرد امروز نه صرفا موشک و هواپیما، بلکه تایملاین شبکههای اجتماعی است؛ جایی که یک تصویر، هشتگ یا ویدیوی چندثانیهای میتواند به اندازه یک عملیات نظامی واقعی، ذهن و تصمیمگیری اقشار جامعه و سیاستمداران را تحت تاثیر قرار دهد.

