سعودی و امارات چگونه در یمن به «رقابت درونِ جبهه» رسیدند؟
از ۲۰۱۵ که ائتلاف عربی (عربستان، امارات، بحرین، کویت، قطر، مصر، اردن، مراکش، سودان) وارد جنگ یمن شد، عربستان و امارات در یک چارچوب مشترک عمل کردند: عقبزدن حوثیها و حمایت از دولت وقت یمن. اما طولانی شدن جنگ و تغییر موازنهها، رابطه دو کشور را از «همکاری عملیاتی» به «رقابت بر سر نفوذ در مناطق ضدحوثی» کشاند؛ رقابتی که در هفتههای اخیر، در شرق یمن به برخورد مستقیم و حملات هوایی نیز رسید. جغرافیای سیاسی-نظامی یمن بهطور خلاصه چنین تقسیم میشود: شمالِ کوهستانی و کمربند صنعا، کانون نفوذ حوثیهاست.
ساحل غربی در امتداد دریای سرخ، بهدلیل نزدیکی به بابالمندب و مسیرهای کشتیرانی، اهمیت امنیتی دارد. جنوب و شرق (از عدن تا شبوه و حضرموت) محل رقابت داخلی در اردوگاه ضدحوثی است. تمرکز تنش اخیر نیز بر همین بخش سوم قرار دارد. حضرموت بزرگترین استان یمن است و دو مرکز کلیدی دارد: «المکلا» مرکز ساحلی و بندر اصلی استان در دریای عرب، و «سیئون» در بخش داخلی حضرموت که بهعنوان گره اداری و نظامی شناخته میشود. جزیره سقطری نیز اگرچه از خاک اصلی جداست، اما بهدلیل قرار گرفتن در مسیرهای دریایی نزدیک خلیج عدن و اقیانوس هند، در محاسبات نفوذ منطقهای وزن زیادی پیدا کرده است.
در سالهای نخست جنگ، اختلاف ریاض و ابوظبی کمتر آشکار بود. عربستان تمرکز خود را بر جنگ با حوثیها، امنیت مرزها و مدیریت پرونده سیاسی دولت رسمی گذاشت. امارات همزمان در جنوب سرمایهگذاری سنگینی روی ساخت و پشتیبانی نیروهای محلی انجام داد. با گذشت زمان، این تفاوت رویکرد به اختلاف بر سر «زنجیره فرماندهی» و «آینده سیاسی جنوب» تبدیل شد؛ بهویژه پس از قدرتگیری «شورای انتقالی جنوب (STC)» که از سوی امارات حمایت میشود و در بخشهایی از جنوب و ساختارهای امنیتی نفوذ دارد. از نگاه ریاض، شکلگیری یک بازیگر نظامی-سیاسی قدرتمند با فرماندهی مستقل در مناطق ضدحوثی، میتواند موازنه داخلی را به زیان دولتِ مورد تایید عربستان در یمن تغییر دهد. این رقابت در پایان دسامبر ۲۰۲۵ و آغاز ژانویه ۲۰۲۶ وارد مرحلهای کمسابقه شد. عربستان در شرق یمن و در استان حضرموت، مواضع نیروهای وابسته به STC را هدف حملات هوایی گسترده قرار داد. در یکی از گزارشها از «بیش از ۱۰۰ حمله هوایی ظرف ۲۴ ساعت» سخن گفته شد؛ حجمی از عملیات که نشاندهنده عبور بحران از سطح فشار سیاسی به اقدام مستقیم نظامی است.
در کنار حجم حملات، روایت رسمیِ دلیل حمله نیز به موضوع «تسلیحات تازه» گره خورده است. در گزارشهایی آمده که ائتلاف به رهبری عربستان، حمله به بندر «المکلا» را با ادعای تخلیه محمولههای نظامی برای نیروهای تحت حمایت امارات توجیه کرده است. در روایت سعودی، از ورود سلاح و حتی خودروهای رزمی/زرهی سخن رفته و گفته شده این محمولهها پس از تخلیه هدف قرار گرفتهاند؛ در مقابل، امارات این ادعا را رد کرده است. صرفنظر از اختلاف روایتها، مکلا بهعنوان بندر اصلی حضرموت، در صورت تبدیل شدن به مسیر پایدار ورود تجهیزات نظامی، میتواند توازن قوا در بزرگترین استان یمن را تغییر دهد و به همین دلیل به نقطه حساس تبدیل شده است. تصاویر/ویدیوهایی از سوی ائتلاف سعودی منتشر شد. همزمان با تشدید میدان نظامی، بحران سیاسی در اردوگاه ضد انصارالله نیز بالا گرفت. گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه رهبر STC، عیدروس الزبیدی، پس از برنامهریزی برای سفر به ریاض، از انظار دور شده و سپس اخباری درباره کنار گذاشته شدن او از سوی «شورای رهبری ریاستجمهوری یمن(PLC) » و طرح اتهامات سنگین منتشر شد. این تحولات نشان میدهد تنش صرفاً در سطح درگیری میدانی نمانده و به سطح مشروعیت سیاسی و ترتیبات قدرت در اردوگاه ضد انصارالله کشیده شده است. در همین چارچوب نیز به نمونهای از پیامدهای رقابت بر سر نقاط راهبردی تبدیل شده است. گزارش رویترز از گرفتار شدن حدود ۶۰۰ گردشگر در این جزیره پس از اختلال در پروازها و تغییرات کنترلی خبر داده؛ رخدادی که نشان میدهد رقابت نفوذ میتواند آثار مستقیم بر رفتوآمد، اقتصاد محلی و اداره روزمره مناطق داشته باشد.
با وجود این تشدید تنش، همسویی کامل عربستان و امارات بهطور کامل از بین نرفته است. تهدید حوثیها و ضرورت جلوگیری از فروپاشی کامل جبهه ضدحوثی، همچنان زمینه همکاریهای مقطعی را فراهم میکند. اما رخدادهای اخیر در حضرموت و مکلا، نشان میدهد اختلاف دو کشور از «تفاوت در اولویتها» عبور کرده و به رقابت بر سر کنترل زمین، مسیرهای لجستیکی و شکلدهی به ساختار قدرت در جنوب و شرق یمن رسیده است؛ رقابتی که در مقاطعی به اقدام نظامی مستقیم هم منتهی شد.

