اعتراضی که با اغتشاش خاموش شد!

چند روزی است که کشور درگیر اغتشاشات و التهاباتی گشته که اقلیتی آشوبگر، جنایتکار و عامل دست دشمنان‌ این مرز و بوم آن را رقم زده اند. جماعتی وطن فروش و آنارشیست که دلشان نه برای منافع ملی می‌سوزد و نه برای سفره و معیشت مردم. این سربازان نتانیاهو در داخل هیچ هنری جز فحاشی و اهانت، تخریب اموال عمومی، بهم ریختن نظم زندگانی مردم و آتش زدن پاسگاه و مسجد و حسينيه و حرم های مطهر امامزادگان واجب الحترام ندارند و چندین روز است امورات عادی زندگی مردم را دچار اختلال کرده اند و حتی به بانک‌ها و اتوبوس های شهری و ایستگاه های بی آرتی که مستقیما مورد استفاده‌ عموم مردم می‌باشند هم رحم نکرده اند.
با اعمال زور، تهدید و ارعاب فراگیر بازاری ها را مجبور به بستن مغازه‌ هایی می‌کنند که اسباب‌ درآمد و روزی آنان است. وحشیانه اتوبان ها و جاده‌ های مواصلاتی را می‌بندند و با استفاده از انواع سلاح های گرم و سرد تا به امروز دهها تن از حافظان امنیت ملی از بسيجی و پاسدار و نیروهای امنیتی تا مردم عادی که در حال عبور و مرور در خیابان بوده اند را به شهادت رسانده اند. اقدامات‌ و رفتارهایی عمیقاً سبعویانه و متوحشانه که هیچ ربطی به مردم عادی ندارد.
مردم شريف و وطن دوست ایران کجا و توحش این خائنین به وطن؟ مردم متمدن ایران کجا و حرکت های ديوانه وار و وحشيانه در تخریب اموال عمومی متعلق به همين مردم؟ مردم مؤمن و معتقد ذات اقدس الهی و اهل بیت کجا و هتک حرمت اماکن مقدسه؟ مردم ایران دوست ما کجا و آتش زدن پرچم محترم و مقدس ایران عزیز اسلامی؟
مردم هر اعتراض و گله ای هم داشته‌ باشند يقينا پادویی ترامپ و نتانیاهو قاتل که دست‌شان به خون هزاران ایرانی آغشته گشته را نمی‌کنند. هنوز یادشان نرفته است که چگونه اربابان آمریکایی و صهیونیستی اغتشاشگران در جنگ تحمیلی اخیر، مظلومانه رایان قاسمیان چند ماهه را به شهادت رساندند و به عموم مردم ایران از نخبه دانشگاهی و نظامی تا باحجاب و بی‌حجاب رحم نکردند!
مردم ایران تجربه تلخ و عبرت آموز لیبی و سوریه جلوی چشمانشان قرار دارد و هیچ موقع در پازل لیبی سازی و سوريه سازی ایران بازی نمی‌کنند. آیا نکات مطروحه فوق به این معناست که مردم نجیب و بصیر ایران اسلامی نسبت به گرانی‌ها و مشکلات مهم معيشتی خویش اعتراضی ندارند و یا نباید داشته‌ باشند؟ خیر.
آيا بیان نقش و نقشه دشمن برای نابودی ایران و بهم ریختن زندگی عادی مردم و لزوم مراقبت نسبت به جریان زمينه ساز داخلی برای حمله خارجی به این معناست که دولت فعلی هیچ گونه خطایی در عملکرد و تصمیمات اخیر اقتصادی اش ندارد؟ خیر.
حتما هم دولت دچار خطای تصمیمی و کاکردی بوده است و هم مردم بحق نسبت به وضعیت موجود اقتصادی معترض هستند. اعتراضی واقعی نسبت به کوچک شدن روز افزون سفره مردم که امروزه همه ما با پوست و گوشت و تمام وجودمان آن را احساس می‌کنیم.
اعتراض حق مسلم‌ مردم است و مسئولین باید به صدای اعتراضی مردم گوش فرا دهند. مردمی که در تمامی صحنه های مهم سیاسی در کنار نظام و حاکمیت بوده اند و بارها دین خود را به جمهوری اسلامی ادا کرده اند.
اما همین مردم دندان های تیزشده گرگ های درنده بين المللی برای نابودی ایران را می‌بينند و صف خود را از صف تروریست های داخلی صریحا جدا کرده اند و به این اغتشاشات نپیوسته اند.
جمعیت اقلیتی تروریستها و عدم همراهی عموم مردم نشان دهنده بصیرت و وقت شناسی عموم توده های مردمی است. تردیدی وجود ندارد که تاکنون، جامعۀ ایران از طرح اغتشاش خیابانی، استقبال نکرده است. کمیت بسیار ناچیزی که در اغتشاش حضور دارند، گویای این حقیقت است.
چندین روز از آغاز این طرح سازمان‌دهی‌شده گذشته، اما جامعه به آن نپیوسته است. روشن است که هیچ جریان و جنبشی، با اجتماعات چند صد نفری وحشيانه، شکل نخواهد گرفت و نمی‌توان نام این اغتشاش‌های موردی و جزئی و اندک را ارادۀ ملی و خواست مردم نهاد. هیچ اثری از برآیند عمومی و کلی جامعه در اغتشاشات اخیر به چشم نمی‌خورد.
البته نارضایتی اقتصادی مردم، همچنان جدی و بنیادین است. اگر مجلس به‌عنوان خانۀ ملت، نقش نظارتی و نقادانۀ خویش را به‌درستی ایفا می‌کرد و به نام وفاق، سکوت و مدارا نمی‌کرد و در نسبت میان دولت و مردم، جانب مردم را می‌گرفت، حجم فراوانی از حرارت و هیجان اجتماعی، تخلیه می‌شد و مردم احساس می‌کردند که در درون حاکمیت، صدای‌شان حضور دارد. حاصل وفاق میان مجلس و دولت، حذف مردم از معادلۀ سیاست بود.
فهم جامعه این است که چنین تحرکاتی، ماهیت اقتصادی و معیشتی ندارند و از سوی بیگانگان، طراحی شده‌اند؛ چون می‌توان معترض وضع اقتصادی بود، اما در عین حال، به فضای ساختارشکنانه و سیاسی وارد نشد و فقط بهبود معیشت را طلب کرد. میان این دو، هیچ تلازمی وجود ندارد و چنین نیست که اعتراض اقتصادی، به‌ناچار با معارضۀ سیاسی گره خورده باشد. کسی‌که خواستۀ اقتصادی دارد، به‌خوبی می‌داند که تلاطم و تکانۀ سیاسی، وضع را ناخوشایندتر و دشوارتر می‌کند و نتیجۀ معکوس می‌بخشد. پس سیاسی و ساختارشکنانه شدن، نقض غرض خواهد بود.
سقف خواستۀ جامعه، بهبود معیشت روزمره است، نه تغییر نظام سیاسی. از اساس، جامعه هیچ بدیل و جایگزینی برای جمهوری اسلامی ندارد و می‌داند که هیچ‌یک از مخالفان جمهوری اسلامی، کفایت حکمرانی ندارند و قابل‌اعتماد نیستند. سلطنت‌طلبی در ایران، تمام شده است و هرگز تبدیل به یک جریان سیاسی نخواهد شد. آن جماعت ناچیزی که شعارهای شاه‌خواهانه و سلطنت‌طلبانه می‌‌دهند، هرگز بدنۀ اجتماعی و مقبولیت مردمی ندارند و جز در برش‌های روایتی و تکه‌های رسانه‌ای، زیست نمی‌کنند.
تحلیل عامه این است که اکنون جمهوری اسلامی، تنها گزینۀ سیاسی ممکن است و هیچ گزینۀ دیگری، با آن برابری نمی‌کند؛ بگذریم از این‌که بخش عمدۀ مردم، با آن همدلی نیز دارند و به آن، تنها به چشم یک امکان سیاسی محض نگاه نمی‌کنند.
اغتشاشات این جماعت آنارشیست و تروریست عامل اصلی فراموشی و به محاق سپردن مطالبات و اعتراضات بحق مردم است. دشمن اصلی حقوق و مطالبات مردم همین رفتارهای خشونت طلبانه و تروریستی است. رفتارهایی که نه تنها مشکل را حل نمی‌کند بلکه بر مشکلات و دردهای مردم می‌افزاید.
دشمنان‌ خارجی و اذناب داخلی آنان اساسا به دنبال حل مشکلات و تحقق مطالبات بحق مردم نیستند، آنان صرفا به دنبال بهانه‌ ای برای پیش برد برنامه‌ها و اهداف کثيف ضدوطنی خویش هستند. این روزها بیش از گذشته این واقعیت نمايان شده است که سلطنت‌ طلبان و عمله داخلی استکبار دغدغه‌ معیشت مردم را نداشته و اتفاقا عامل اصلی به انحراف کشاندن آن و خاموش کردن صدای حقیقی و واقعی مردم هستند.
از طرف دیگر مردم انتظار دارند که حاکمیت قاطعا در مقابل این برهم زنندگان زندگانی مردم بایستد و ذره ای در این امر مماشات نکند.
حاکمیت باید بدون تعارف و مسامحه، جریان اغتشاش خیابانی را قلع‌وقمع کند؛ مسأله تنها این نیست که تعدادی اراذل و اوباش و مزدور مواجب‌بگیر، فضای عمومی را متشنج کرده‌اند و قصد تحریک دیگران را دارند، بلکه مسأله این است که ما در وضع تاریخی حاد و خاصی به سر می‌بریم؛ دشمن در آن سوی مرزها در کمین نشسته و می‌خواهد دست تعدی و تجاوز به سوی ایران دراز کند و روشن است که به چنین اغتشاش‌هایی نیز دلبسته است.
این اغتشاش‌ها می‌توانند زنجیره‌ای از رویدادها را به دنبال داشته باشد و در نهایت، به تهاجم دوبارۀ دشمن بینجامند. اگر چنین شود، حکم اغتشاش‌گرانی که امروز، خیابان‌ها را به آتش می‌کشند و به نیروهای نظامی و امنیتی حمله می‌کنند چیست؟! جز این است که با دشمن، دست در یک کاسه دارند و زمینه‌ساز جنگ مجدد شده‌اند؟!
بنابراین، باید به‌‌صورت قاطع و صریح، سیاست سرکوب اغتشاش را در پیش گرفت. مماشات و رأفت بی‌جای امروز، می‌تواند مقدمۀ یک فاجعۀ ملی باشد و جامعۀ ایران را دستخوش یک جنگ نظامی پردامنه و پرتلفات گرداند. نمی‌توان صلاح و حیات و امنیت نود میلیون ایرانی را نادیده انگاشت و مجال داد که یکی دو هزار نفر، همگان را به خطر افکنند.

مقالات مرتبط

روند اقتصاد جهان (5)

رویارویی با جهانخواران در قسمتهای قبلی روند اقتصاد جهان توضیح داده شد…

حمله به ایران: قماری که ایالات متحده نمی‌تواند از پس آن برآید

 گزارشی از شورای امور بین الملل روسیه؛ ضمیر احمد عوان در چند…

به جنگل خوش آمدید

گزارشی از شورای روابط خارجی اروپا؛ هیو لووات هیئت صلح رئیس جمهور…

دیدگاهتان را بنویسید