یک اقتصاددان گفت: تمام حرفها، نسخهها و تئوریهایی که اقتصاددانان از هر نحله فکری ارائه میدهند، صرفاً برای اجرا در یک چارچوب اقتصادی متعارف و در یک «فضای سالم و باثبات» طراحی شده است.پرونده مبهم و پیچیده «تراستیها» یا واسطههای ارزی، به یکی از بزرگترین گرههای اقتصاد سیاسی ایران بدل شده است. در بخش نخست گفتوگوی تفصیلی با فرشاد پرویزیان، اقتصاددان و استاد دانشگاه، با عنوان «بحران تراستیها؛ غولی که از چراغ بیرون آمد و به فرمان دولت نیست» به واکاوی ابعاد پنهان این شبکههای نوظهور پرداختیم؛ نهادهایی که در ابتدا با هدف تسهیل بازگشت ارز در دوران تحریم شکل گرفتند، اما به تعبیر این کارشناس، امروز به «رستمی» دستساز تبدیل شدهاند که خالق آنها، یعنی دولت، نه تنها از رویارویی بلکه از آوردن نام آنها هراس دارد. در آن مصاحبه به روشنی تبیین شد که چگونه این واسطهها شریانهای مالی را در دست گرفته و با نافرمانی از دستورات حاکمیتی، دستگاه اجرایی کشور را در موضع استیصال قرار دادهاند.آنچه در بخش اول این گفتوگو به عنوان هشداری بنیادین مطرح شد، خروج پدیده تراستیها از دایره تحلیلهای صرفاً «اقتصادی» بود. پرویزیان با بررسی سناریوهای مختلف از دریچه «نظریه بازیها»، تاکید کرد که مهار این شبکهها نیازمند ارادهای فراتر از دولت و ورود قاطع دستگاههای امنیتی و قضایی است. حتی این فرضیه تکاندهنده نیز مورد واکاوی قرار گرفت که شاید در پس این هیاهو، پدیده «خالیفروشی» پنهان شده باشد و اساساً منابع ارزی دندانگیری در کار نباشد؛ سناریویی که نشان میدهد ریشه بحران را باید در تاریکخانههای سیاست و امنیت جستوجو کرد، نه در فرمولهای متعارف اقتصاد.اکنون و در بخش دوم این مصاحبه که امروز پیش روی شماست، زاویه دید این اقتصاددان از کالبدشکافی ساختار واسطهها، به سوی لایههای پنهان مافیای ثروت و تقاطع منافع در بازار کلان ارز چرخش پیدا میکند.پرویزیان در این بخش، پرده از هیاهوی پوپولیستی برای «دلار ارزان» برمیدارد و نشان میدهد که چگونه جریانات وارداتی با پنهان شدن پشت شعارهای عوامپسند، در حال هدایت افکار عمومی به نفع جیب خود هستند. وی با طرح تئوری «مکانیسم اره» در اقتصاد ایران، تشریح میکند که نوسانات ارزی چگونه در هر دو جهت صعود و نزول، منافع گروههایی خاص را تامین کرده و تنه نحیف اقتصاد ملی را میتراشد.اوج تحلیلهای این استاد دانشگاه در بخش پایانی، عبور از متغیرهای روزمره اقتصادی و رسیدن به دغدغه «بقا و موجودیت» ایران است.او با هشداری صریح نسبت به خطر فروپاشی ساختارها که میتواند به جنگهای قومیتی و تجزیه کشور بینجامد، تنها راه نجات را در بستر ثبات و اصلاحِ وضع موجود میداند. واکاوی نقش مخرب شبکههای نفوذ در مهندسی بحرانهای اقتصادی و همچنین غفلت ممتد نزدیک به ۴۰ ساله از راهبرد کلیدی «تولید»، از دیگر مباحث خواندنی این بخش است که نشان میدهد تجویز نسخههای اقتصادی، پیش از برقراری امنیت و پاکسازی جبهههای غیراقتصادی، توهمی بیش نیست.در ادامه، مشروح بخش دوم و پایانی این گفتوگو را میخوانید که پرتو تازهای بر ریشههای غیراقتصادی بحرانهای امروز ایران میتاباند و مخاطب را با واقعیتهای عریان اقتصاد سیاسی کشور روبهرو میکند. در بخش دوم از این گفتوگو، فرشاد پرویزیان به تحرکات اخیر و هیاهوی برخی افراد پیرامون افزایش نرخ ارز اشاره کرد و گفت: اخیراً مد شده است که عدهای بر سر گران شدن یا به زعم خودشان «گران کردن» نرخ دلار، جنجال و هیاهوی بسیاری به راه میاندازند؛ افرادی که حتی پیشینه شغلی و تخصص آنها در هالهای از ابهام قرار دارد.وی در تحلیل ماهیت اظهارات این گروه افزود: وقتی به سخنان این افراد گوش میدهید، ظاهری بسیار جذاب و عوامپسند دارد و چنین مینماید که کاملاً دلسوزانه و به نفع مردم است. اما زمانی که به خاستگاه این سخنان دقت میکنید، درمییابید که این افراد به نحلههای فکری متصل هستند که اظهاراتشان رنگوبوی تفکرات کمونیستی و پوپولیستی دارد و صرفاً برای جلب رضایت و خوشایند عدهای خاص بیان میشود. در چنین شرایطی، انسان ناخودآگاه به این گمان میرسد که این افراد و شعارهایشان، به نوعی با جریان واردات کشور گره خوردهاند. این کارشناس اقتصادی با تشریح تضاد منافع در بازار ارز توضیح داد: پرواضح است که جریان واردات همواره به دنبال دلار ارزان است تا بتواند کالاها را با هزینه کمتر وارد کرده و به راحتی در بازار به فروش برساند؛ در نقطه مقابل، نفع جریان صادرات در بالا بودن نرخ ارز تعریف میشود. این وضعیت، یادآور «مکانیسم اره» در اقتصاد است که به صورت دو طرفه در حال بریدن تنه نحیف درخت اقتصاد ایران است؛ سازوکاری که بالا و پایین رفتن دندانههای آن (نوسانات ارزی)، در هر جهت که باشد به نفع عدهای خاص عمل کرده و منافع آنها را تأمین میکند و آنچه به زمین افتاد درخت اقتصاد ایران است.استاد دانشگاه در ادامه به لایههای پنهان اقتصاد سیاسی در کشورهای در حال توسعه پرداخت و تصریح کرد: سخنان عوامپسندانه این افراد لایههای پنهان دیگری نیز دارد. متأسفانه در مختصات یک اقتصاد توسعهنیافته، همواره لایههای عجیب و پیچیدهای از تقاطع منافع، جریانهای مافیایی و رانتهای پنهان شکل میگیرد. در این ساختار بیمار، عدهای خاص در حال بلعیدن منابع و کسب سودهای کلان هستند و در این میان، امثال منِ معلم و دانشگاهی تنها در گوشهای نشستهایم و نظارهگر این اتفاقاتیم. پرویزیان در نقد عملکرد برخی همکاران دانشگاهی و تحلیلگران اقتصادی نیز بیان داشت: البته عدهای از اساتید دانشگاه نیز به فراخور سطح دانش خود به میدان میآیند و اظهارنظرهایی میکنند که شاید در سیستم فکری و مختصات پیشفرض ذهن خودشان درست و منطقی به نظر برسد، اما وقتی آن را در چارچوب علم اقتصاد میسنجیم، کاملاً غلط است یا در نهایت آب به آسیاب منافع گروهی خاص میریزد.وی با اشاره به فضای تقابل و مجادله در محافل اقتصادی کشور خاطرنشان کرد: در پی این اظهارات نادرست، گروهی دیگر علیه آنها موضع میگیرند و فضایی از تخریب و مجادله شکل میگیرد که همه بر سر و کله یکدیگر میزنند.

