تلاش های نمایش یک نظام فروریخته
اتحادیه اروپا روز گذشته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست “سازمانهای تروریستی” قرار داد. این دومین اقدام پس از مصوبه پارلمان اروپا در همین راستا بود. این مصوبه در 2 بهمن جاری در 9 صفحه حاوی نکات شیطنت آمیز و براندازانه مهمی بود که نشانگر تدوین آن توسط کارگروهی متشکل از عوامل منافقین و موساد است. لذا مناسبت دارد، تصمیم گیران سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، با تو جه به این مطالب سخیف، دقت بیشتری در هرگونه پاسخ اعمال نمایند.
در صفحه اول و دو جای دیگر: “- با توجه به تصمیم رئیس پارلمان اروپا، روبرتا متسولا، مبنی بر ممنوعیت ورود تمامی کارکنان دیپلماتیک و نمایندگان رژیم ایران به تمام اماکن پارلمان (اروپا)” تاکید دارد. اما همین “متسولا” به اصطلاح رئیس پارلمان از اهالی تازه به دوران رسیده جزیره کوچک مالت، و رئیس اتحادیه اروپا، طی دو سال نسل کشی رژیم صهیونیستی نه تنها دیپلماتهای اسرائیلی را از پارلمان منع نکرده، بلکه جندین بار برای خسته نباشید به این رژیم و ابراز بندگی به سران آن، به سرزمینهای اشغالی رفتند. علاوه بر این متسولا سه سال قبل که در پی مرگ سلف خود، به ریاست پارلمان رسید، اولین سفر رسمی به خارج از اتحادیه را به اسرائیل داشت. وی قبل از اظهارات سخیف علیه دیپلماتهای ایران و تصویب قطعنامه کذایی هم برای اخذ دستورهای در همین راستا، سفری دیگر به سرزمینهای اشغالی رفته بود.
در صفحه دوم: “با توجه به بیانیه مطبوعاتی صادر شده توسط دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶ با عنوان «ایران: هیئت حقیقتیاب سازمان ملل متحد خواستار برقراری فوری دسترسی به اینترنت و پایبندی به قوانین بینالمللی حقوق بشر است»” و در سه جای دیگر، اصرار شدید بر برقراری اینترنت در ایران دارد.
در ادامه بی محابا چنین نوشته: ” …و تظاهرکنندگان خواستار تغییر اساسی سیاسی و پایان دادن به رژیم فعلی بودند… در حالی که این تظاهرات در ابتدا به دلیل نارضایتیهای عمیق از وضعیت فاجعهبار اقتصاد کشور… سقوط ارزش پول ملی و کاهش استانداردهای زندگی افزایش سرسامآور قیمت مواد غذایی، افزایش تورم و فساد گسترده آغاز شد. در حالی که رژیم ایران به طور مداوم در برآوردن نیازهای اولیه مردم خود ناکام بوده است” بدون اینکه به اقدامات همین اتحادیه و اربابان آمریکایی آن در ایجاد همین فشارها به مردم اشاره کند.
در جای دیگر: “در حالی که نیروهای امنیتی ایران… با استفاده از نیروی کشنده مجهز به تجهیزات و فناوری نظارتی چینی، سرکوب خشونتآمیز سیستماتیکی را… و از سلاحهای شیمیایی برای سرکوب اعتراضات استفاده کردهاند… در حالی که قوه قضائیه ایران روند رسیدگی به اعتراضات بازداشتشدگان را در محاکمات ناعادلانه تسریع کرده و مجازات اعدام را اعمال کرده است” که دروغهایی بسیار بزرگ است، زیرا هنوز هیچ محاکمه ای برای جنایات اخیر عوامل صهیونیستها و اروپا و آمریکا، نهایی نشده که به حکم اعدام و حتی اعمال آن برسد!
در ادامه: “…در پاسخ به حمایت نظامی ایران از جنگ تجاوزکارانه روسیه علیه اوکراین و گروهها و نهادهای مسلح در خاورمیانه و منطقه دریای سرخ…” علت اصلی کینه صهیونیستهای حاکم بر اروپا و تدوین این قطعنامه را توضیح میدهد!
و در بخش تصمیم ها: “همبستگی کامل خود را با… جنبش اعتراضی شجاعانه و مشروع آن که خواستار عزت، امنیت و احترام به حقوق مردم ایران است، ابراز میکند”… علاوه بر این با لحنی بسیار زشت و برازنده همان صهیونیستها {“از مقامات ایرانی، تحت حکومت دیکتاتور علی خامنهای، میخواهد…”} از رهبری فرزانه جمهوری اسلامی ایران یاد میکند.
در بند 30 هم چنین مقرر می دارد: “از تصمیم رئیس اتحادیه اروپا، روبرتا متسولا، برای ممنوعیت ورود همه کارکنان دیپلماتیک و نمایندگان رژیم ایران به تمام اماکن پارلمان استقبال میکند؛ از کشورهای عضو میخواهد که از این اقدام پیروی کرده و محدودیتهای مشابهی از جمله لغو وضعیت دیپلماتیک کارکنان نمایندگیهای دیپلماتیک و کنسولی ایران در سراسر اتحادیه اروپا، در صورت لزوم، اعمال کنند”
پارلمان اروپا اما بلافاصله پس از طوفان الاقصی، طی قطعنامه شدید اللحنی حماس را تروریست نامیده، محکوم کرده و خواستار خلع سلاح (نابودی) آن شد و همین خانم متسولا رئیس خود را برای عرض تسلیت به تل آویو فرستاد. این پارلمان همچنین پس از عملیات وعده صادق 1 که در پاسخ به کشتار ایرانیان در اماکن دیپلماتیک صورت گرفته بود، با مصوبه ای جمهوری اسلامی را محکوم کرد. لکن پارلمان اروپا طی دوسال عظیم ترین جنایات رژیم صهیونیستی در غزه، کرانه، لبنان و ایران و منطقه، تنها کاری که کرد سکوت دوساله و سپس مصوبه ای بود که قبل از هر چیز، محکومیت حماس بود.
نیویورک تایمز دیروز نوشت: اینکار اتحادیه را در خط آمریکا و کانادا آورد… در حالیکه قبلا فرانسه، ایتالیا و اسپانیا ابراز نگرانی کرده بودند در فهرست سیاه قراردادن سپاه پاسداران، منجر به قطع روابط دیپلماتیک با تهران میشود، این محاسبه اکنون با خشونتهای اخیر تغییر کرده است…”
سال قبل جوزف بورل مسئول پیشین روابط خارجی اتحادیه در برابر فشار لابی صهیونیستی برای همین شرارت گفته بود، چنین اقدامی برای اتحادیه بدون رای دادگاه متصور نیست. او سپس اظهار داشت: “شما نمیتوانید به کسی بگویید تو تروریستی چون من ترا دوست ندارم…”
از دوم بهمن (مصوبه پارلمان اروپا)، تا دهم بهمن که شورای وزیران اتحادیه نیز این غلط را تکرار کرد، طی 8 روز، برخی اقدامات صوری در پاسخ صورت گرفت. در حالیکه تصمیم قبلی رئیس و مصوبه پارلمان اروپا بر خلاف شئون دیپلماتیک، در سه جا تصریح بر ممنوعیت ورود دیپلماتهای جمهوری اسلامی “پس ار بازرسی”، به آنجا داشت و در برابر به همه براندازان علیه نظام، خوشامد میگفت، کمترین اقدام بلافاصله پس از آن، فراخواندن سفرای کشور در اروپا برای بررسی اقدامات متقابل به تهران، میتوانست باشد.
با عنایت به این که آخرین بندهای قطعنامه، خواستار لغو وضعیت دیپلماتیک کارمندان نمایندگیهای حتی کنسولی جمهوری اسلامی ایران شده، امید است قبل از این اقدام شنیع، پاسخی درخور این لاشخوران بین المللی داده شود. کسانیکه شاهد خونسرد کشتار و سوزاندن دهها هزار زن و کودک در فلسطین، لبنان، یمن، سوریه… و سراسر ایران توسط کارفرمایان اسرائیلی خود بودند و ارتش این کیان کودک کش را هر روز با سلاحهای بیشتر برای ادامه آن جنایات و نسل کشی، تجهیز کردند، برای فوت مهسا امینی تحریمها وضع کرده و اکنون هم برای کشتار و تکه تکه کردن بیش از 2400 شهید بیگناه بدست همان اربابان و عواملشان، با جابجایی جلاد و قربانی، چنین هنجارها و قواعد بین المللی را پاره کرده و دور می اندازند.
هنگامی که دسترسی دیپلماتهای یک کشور در قلمرو میزبان بر خلاف تمامی قوانین بین المللی سلب میشود، ادامه حضور آنان که با اهانت های بعدی و جتی اخراج، همراه خواهد بود، چه فایده ای برای ملت فرستنده و هزینه کننده در شرایط سخت اقتصادی کنونی خواهد داشت.
ملت ما به این استعمارگران هزار سال اخیر و بازماندگان وحشیان خونریز جنگهای صلیبی و بانیان کشتار میلیونها مسلمان الجزایری، فلسطینی، ایرانی… و حتی غیر مسلمانان کره ای، ویتنامی، اندونزیایی… چه نیازی دارد. مردم نجیب ایران 50 سالست به جرم استقلال و آزادی از یوغ صهیونیسم جنایتکار باید هم آماج بمباران ها و سلاحهای شیمیایی و هم ترور بهترین دانشمندان و پاکترین فرزندان خود از جانب این شیاطین بوده، و هم تمامی فشارهای اقتصادی و روانی را که تاکنون بر هیچ ملتی تا این حد وارد نشده، تحمل کند. اروپا با تروریست نامیدن بی نظیرترین و شجاع و پاکترین فرزندان این مردمان، که بزرگترین ضربه را به تروریستهای کودک و نسل کش صهیونیستی و دنباله های داعشی و منافق آن وارد کرده اند، خود را در خدمت کامل این جانیان در آورده است. اروپا همچنین ایجاد کننده و حامی بسیاری از تروریستها بوده و شایسته اقدامی متقابل و خوار کننده است.
همانگونه که نیویورک تایمز نوشته، اروپای به ذلت کشانده توسط ترامپ، همانند کانادا، برای بدست آوردن دل این دیکتاتور بین المللی که خواستار مایملک آنانست و همینطور خوشنودی صهیونیسم حاکم بر همه آنان، مبادرت به این اقدام از فرط بیچارگی نموده و برگ ننگین دیگری در برابر ملتهای مستقل جهان رو کرده است. این مطلب در سخنان برخی از 10 درصد نمایندگان پارلمان اروپا که از دادن رای به این مصوبه خودداری کرده اند، نیز تکرار شده است. در پیام مکرون فرانسوی به ترامپ هم برای دلجویی تصریح شده بود کارهای بزرگی علیه ایران میتوانند انجام دهند تا او را از تصرف گرینلند و اقدامات دیگر ضد متحدان اروپایی خود بازدارند. روابط با این جانوران که همیشه به حساب دیگر ملتها زندگی کرده و از امنیت آنان برای آسایش و پرخوری خود خرج کرده اند، کدام زمان، حتی در زمان حکومت مزدورانشان در ایران، بنفع ملت ایران بوده است؟
اکنون سالهاست همه منافع ملت ایران در پای غربیان (استعمارگران سابق) پایمال شده است. یک پاسخ مناسب میتواند تروریستی اعلام کردن ارتشها و جاسوسان این کشورها در منطقه و ممانعت از ورود کشتیها و هواپیماهای آنان به منطقه تحت حاکمیت ایران بر اساس اصل مجاز بودن عبور بی ضرر باشد. همان کاری که آنان سالهاست با ما کرده اند و اقدام متقابلی ندیده اند.

