اهمیت گسترش روابط ایران و آفریقای جنوبی در بزنگاه تاریخی

روابط ایران و آفریقای جنوبی یکی از نمونه‌ های برجسته همکاری میان دو کشور از دو قاره متفاوت است که در طول دهه‌ های اخیر، هم از منظر تاریخی و هم از منظر سیاسی و اقتصادی، اهمیت ویژه‌ای یافته است. این روابط نه ‌تنها بر پایه منافع مشترک اقتصادی و ژئوپلیتیک شکل گرفته، بلکه ریشه در تجربه‌های مشترک مبارزه علیه سلطه و تبعیض دارد. جمهوری اسلامی ایران از نخستین سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷، حمایت خود را از جنبش‌های آزادی ‌بخش در آفریقای جنوبی، به ‌ویژه کنگره ملی آفریقا و مبارزه علیه رژیم آپارتاید اعلام کرد. این حمایت، که در قالب سیاسی، دیپلماتیک و حتی نمادین صورت گرفت، زمینه‌ ساز پیوندی عمیق میان دو ملت شد. امروز، در شرایطی که نظام بین‌الملل با چالش‌ های ناشی از تک‌قطبی ‌گرایی آمریکا مواجه است، ایران و آفریقای جنوبی بار دیگر می‌توانند با تکیه بر تجربه‌ های تاریخی و اهداف مشترک، همکاری‌های خود را گسترش دهند و در قالب همکاری جنوب-به-جنوب، الگویی برای استقلال و عدالت در روابط بین‌الملل ارائه کنند.
تاریخچه روابط جمهوری اسلامی ایران و آفریقای جنوبی به دوران مبارزه علیه آپارتاید بازمی‌گردد. در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، زمانی که رژیم آپارتاید با سرکوب شدید سیاه‌ پوستان و تبعیض نژادی گسترده شناخته می‌شد، جمهوری اسلامی ایران به ‌طور آشکار در کنار انقلابیون آفریقای جنوبی ایستاد. ایران نه ‌تنها روابط دیپلماتیک خود را با رژیم آپارتاید قطع کرد، بلکه در مجامع بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد، به ‌طور فعال از قطعنامه‌ها و اقدامات علیه آن رژیم حمایت نمود.
این موضع‌ گیری، در کنار حمایت‌های نمادین و سیاسی از نلسون ماندلا و کنگره ملی آفریقا، جایگاه ایران را به‌عنوان کشوری ضد استعمار و ضد تبعیض تثبیت کرد. پس از سقوط آپارتاید و روی کار آمدن دولت دموکراتیک در آفریقای جنوبی، این کشور روابط خود را با ایران از سر گرفت و همکاری‌های گسترده‌ای در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آغاز شد. این تاریخچه نشان می‌دهد که روابط دو کشور نه ‌تنها بر پایه منافع کوتاه ‌مدت، بلکه بر اساس ارزش‌های مشترک عدالت‌خواهی و استقلال‌طلبی شکل گرفته است. در دهه‌های اخیر، روابط ایران و آفریقای جنوبی در حوزه‌های مختلف گسترش یافته است.
از منظر اقتصادی، ایران به‌ عنوان کشوری با منابع عظیم انرژی، می‌تواند شریک مهمی برای آفریقای جنوبی باشد که نیازمند واردات نفت و گاز است. در مقابل، آفریقای جنوبی با صنایع پیشرفته معدنی و توانایی‌های فناورانه در حوزه‌های خاص، می‌تواند نیازهای ایران را در زمینه‌های صنعتی و تکنولوژیک برآورده سازد. این همکاری اقتصادی، علاوه بر منافع دوجانبه، می‌تواند به کاهش وابستگی هر دو کشور به بازارهای غربی و افزایش استقلال اقتصادی آن‌ها کمک کند. از منظر سیاسی، هر دو کشور در مجامع بین‌المللی مواضع مشابهی در مخالفت با سلطه ‌گری آمریکا و دفاع از چندجانبه‌ گرایی اتخاذ کرده‌اند.
ایران و آفریقای جنوبی هر دو بر ضرورت اصلاح ساختارهای بین‌المللی، از جمله شورای امنیت سازمان ملل، تأکید دارند و خواستار نظامی عادلانه ‌تر در روابط جهانی هستند. یکی از محورهای مهم همکاری ایران و آفریقای جنوبی، مقابله با تک ‌قطبی ‌گرایی آمریکا است. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده تلاش کرد تا نظام بین‌الملل را بر اساس منافع خود سامان دهد و با استفاده از ابزارهای اقتصادی، نظامی و سیاسی، سلطه خود را بر کشورهای مختلف تحمیل کند. ایران و آفریقای جنوبی، هر یک به‌گونه‌ای متفاوت، قربانی این سیاست‌ها بوده‌اند.
ایران با تحریم‌های گسترده اقتصادی و فشارهای سیاسی مواجه شده و آفریقای جنوبی نیز در دوران آپارتاید با حمایت‌های ضمنی برخی قدرت‌های غربی از رژیم تبعیض نژادی روبه‌رو بود. این تجربه‌های مشترک، زمینه‌ ساز همگرایی دو کشور در مخالفت با سیاست‌های آمریکا و تلاش برای ایجاد نظامی چند جانبه گرا شده است. همکاری ایران و آفریقای جنوبی در این زمینه، نه‌تنها برای منافع ملی آن‌ها اهمیت دارد، بلکه می‌تواند به تقویت جبهه کشورهای مستقل در برابر سلطه‌گری آمریکا کمک کند. همکاری جنوب-به-جنوب یکی دیگر از عرصه‌های مهم روابط ایران و آفریقای جنوبی است. این مفهوم، که بر همکاری میان کشورهای در حال توسعه و مستقل تأکید دارد، می‌تواند به ایجاد شبکه‌ای از روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی میان کشورهایی منجر شود که خواستار استقلال از سلطه قدرت‌های بزرگ هستند.
ایران و آفریقای جنوبی، هر دو به‌عنوان اعضای جنبش عدم تعهد و گروه بریکس، می‌توانند نقش مهمی در تقویت همکاری جنوب-به-جنوب ایفا کنند. این همکاری می‌تواند شامل تبادل فناوری، سرمایه‌گذاری مشترک در پروژه‌های زیرساختی، همکاری در حوزه انرژی و معدن، و هماهنگی سیاسی در مجامع بین‌المللی باشد. چنین همکاری‌هایی نه‌ تنها به توسعه پایدار دو کشور کمک می‌کند، بلکه الگویی برای سایر کشورهای در حال توسعه فراهم می‌آورد تا با تکیه بر ظرفیت‌های خود، مسیر استقلال و عدالت را دنبال کنند. از منظر فرهنگی و اجتماعی نیز روابط ایران و آفریقای جنوبی اهمیت دارد. هر دو کشور دارای تاریخچه‌ای غنی از مبارزه علیه تبعیض و استعمار هستند و این تجربه مشترک می‌تواند زمینه‌ساز همکاری‌های فرهنگی و آموزشی شود.
تبادل دانشجو، همکاری دانشگاهی، و پروژه‌های مشترک در حوزه‌های علوم انسانی و اجتماعی می‌تواند به تقویت پیوندهای میان دو ملت کمک کند. علاوه بر این، همکاری در حوزه‌های هنری و فرهنگی، مانند سینما، موسیقی و ادبیات، می‌تواند به شناخت بهتر دو ملت از یکدیگر و تقویت همبستگی فرهنگی منجر شود. چنین همکاری‌هایی، در کنار روابط سیاسی و اقتصادی، می‌تواند پایه‌ای محکم برای روابط پایدار و عمیق میان ایران و آفریقای جنوبی ایجاد کند. با وجود این ظرفیت‌ها، روابط ایران و آفریقای جنوبی با چالش‌هایی نیز مواجه است. فشارهای آمریکا و متحدانش، به‌ویژه در قالب تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، می‌تواند مانعی برای گسترش همکاری‌های اقتصادی میان دو کشور باشد.
همچنین، رقابت‌های ژئوپلیتیک در آفریقا و خاورمیانه، ممکن است بر روابط ایران و آفریقای جنوبی تأثیر بگذارد. با این حال، تجربه تاریخی نشان داده است که دو کشور توانسته‌اند با وجود فشارهای خارجی، روابط خود را حفظ کنند و حتی گسترش دهند. این امر نشان می‌دهد که اراده سیاسی و ارزش‌های مشترک می‌تواند بر چالش‌های خارجی غلبه کند و زمینه‌ساز همکاری‌های پایدار باشد. روابط ایران و آفریقای جنوبی علاوه بر اهمیت دوجانبه، می‌توانند به‌عنوان الگویی از روابط جنوب-جنوب در دوره گذار نظم روابط بین‌الملل مطرح شوند. این همکاری نه‌ تنها ظرفیت آن را دارد که به تعمیق پیوندهای دو کشور منجر شود، بلکه می‌ تواند به ‌عنوان نمونه‌ای موفق برای سایر کشورهایی که در جستجوی استقلال سیاسی از سلطه قدرت‌های بزرگ هستند، عمل کند.
تجربه تاریخی دو ملت در مبارزه با استعمار و تبعیض، و اراده مشترک آن‌ها برای مقابله با یک جانبه گرایی، زمینه‌ای فراهم کرده است تا روابط ایران و آفریقای جنوبی به الگویی برای همکاری ایران با دیگر کشورهای در حال توسعه تبدیل شود. چنین الگویی می‌تواند مسیر تازه‌ای برای شکل‌ گیری شبکه‌ای از روابط جنوب-جنوب باشد که در آن استقلال، عدالت و توسعه پایدار محور قرار گیرد. افول تدریجی قدرت آمریکا در نظام بین‌الملل، اهمیت روابط ایران با کشورهایی که در نظم جهانی به‌عنوان قدرت‌های نوظهور شناخته می‌شوند را دوچندان کرده است.
آفریقای جنوبی، به‌ عنوان یکی از قدرت‌های منطقه‌ای و عضو گروه بریکس، جایگاهی ویژه در این روند دارد. همکاری با چنین کشورهایی نه‌ تنها به ایران امکان می‌دهد تا از فشارهای ناشی از تحریم‌ها و سیاست‌های سلطه‌گرانه آمریکا بکاهد، بلکه جایگاه ایران را در معادلات جهانی ارتقا می‌دهد. در شرایطی که جهان به سمت چندقطبی شدن حرکت می‌کند، روابط ایران و آفریقای جنوبی می‌توانند نقش مهمی در شکل‌دهی به نظم آینده ایفا کنند. ایران و آفریقای جنوبی همچنین می‌توانند در قالب همکاری در سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، مانند: بریکس و سازمان همکاری کشورهای اقیانوس هند، به شکل ‌گیری نظم جدید جهانی کمک کنند. حضور فعال در این سازمان‌ها، فرصتی برای هماهنگی سیاسی، اقتصادی و امنیتی میان کشورهای مستقل فراهم می‌آورد و می‌تواند به ایجاد جبهه‌ای قدرتمند در برابر سلطه‌گری قدرت‌های بزرگ منجر شود. همکاری ایران و آفریقای جنوبی در این چارچوب، نه ‌تنها به منافع ملی دو کشور خدمت می‌کند، بلکه به تقویت همکاری جنوب-به-جنوب و ایجاد نظامی عادلانه‌تر در روابط بین‌الملل کمک خواهد کرد.
فرجام سخن آن است که روابط ایران و آفریقای جنوبی، نمونه‌ای برجسته از همکاری میان دو کشور مستقل است که بر پایه ارزش‌های مشترک عدالت‌خواهی، استقلال‌طلبی و مخالفت با سلطه‌گری شکل گرفته است. تاریخچه حمایت ایران از انقلابیون آفریقای جنوبی و مبارزه علیه آپارتاید، پیوندی عمیق میان دو ملت ایجاد کرده که امروز می‌تواند به‌عنوان پایه‌ای برای همکاری‌های گسترده‌تر در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد. در شرایطی که نظام بین‌الملل با چالش‌های ناشی از تک‌قطبی‌گرایی آمریکا مواجه است، ایران و آفریقای جنوبی می‌توانند با همکاری جنوب-به-جنوب، الگویی برای استقلال و عدالت در روابط جهانی ارائه کنند.
این همکاری نه‌تنها برای منافع ملی دو کشور اهمیت دارد، بلکه می‌تواند به تقویت جبهه کشورهای مستقل و در حال توسعه در برابر سلطه‌گری قدرت‌های بزرگ کمک کند. آینده روابط ایران و آفریقای جنوبی، اگر بر پایه اراده سیاسی، ارزش‌های مشترک و همکاری‌های عملی بنا شود، می‌تواند به الگویی موفق برای سایر کشورها تبدیل شود و نشان دهد که استقلال، عدالت و همکاری جنوب-به-جنوب، نه‌ تنها آرمانی دست‌ نیافتنی، بلکه واقعیتی قابل تحقق در نظام بین‌الملل است.

مقالات مرتبط

سقوط، محصول قطعی نئولیبرالیسم آلیگارشیک

بخش اول: سه دهه چپاول؛ تولد، تکامل و سلطه یک آلیگارشی ویرانگر…

از مدیترانه تا باب‌المندب

نقشه جدید رژیم صهیونیستی برای محاصره ترکیه: یک ماه پیش بود که…

بازگشت ایران به مرکز اندیشه

نقد علوم انسانیِ تسلیم‌گرا و امکان‌های بازسازی گفتمان ملی: در چهار دهه…

دیدگاهتان را بنویسید