ایران و غرور ملی در روز‌های سوم و چهارم جشنواره

بلاخره در روز‌های سوم و چهارم، جشنواره داغ شد. می‌توانست این اتفاق از روز اول بیفتد اگر مدیران اجرایی هوشمندانه جدول را چیدمان می‌کردند. روزهایی پرحاشیه، جنجالی و صد البته با چند فیلم خوب و برخی قابل تحمل و دلگرم کننده که طعم جشنواره رفتن‌های ادوار گذشته را زنده می‌کرد.
حالا سالن‌ها زیاد و جمعیت بیشتر شده‌اند. این اتفاق فقط در پردیس ملت، محل تجمع اهالی رسانه نیست که شاهد آن هستیم بلکه در دیگر سالن‌های سطح شهر هم خبرهایی مبنی بر استقبال عامه مردم و سینما دوستان و عشق‌ فیلم‌ها منتشر می‌شود تا حدی که برخی فیلم‌ها با نمایش‌های مکرر مواجه شده‌اند.
جشنواره اگر چه خودش از میانسالی عبور کرده است ولی غالب فیلمسازان حاضر جوان و فیلم اولی هستند. اینکه جشنواره امسال با مشارکت بیشتر از ۱۵ فیلمساز اول برگزار می‌شود، یعنی اینکه ریزش‌ها خیلی کمتر از رویش‌ها بوده است.
اما نکته مغفول در نوعی محتوا گریزی و فقدان تکنیک‌های برتر و فرم‌های بدیع است. انگار همه شتاب داشته‌اند تا فقط فیلم بسازند. یکی از اتفاقات جدید برگزاری مراسم بزرگداشت یک فیلمساز بود که به «منوچهر محمدی» اختصاص داشت.
نکته مناقشه امیر ایمن رویداد عنوان «پدر» سینمای ایران برای این تهیه کننده بود. البته که آقای محمدی به گردن سینما، خصوصا سینمای دولتی حق دارند، اما چرا این مهم در اختتامیه گنجانده نشده است، امیدواریم از باب کمبود وقت برای تقسیم جوایز نباشد.
ضمنا شنیده می‌شود که هنوز نتوانسته اند ترکیب داوران را نهایی کنند. بگذریم و نگاهی گذرا داشته باشیم به چند فیلم مهمتر دو روز جشنواره:

حادثه و هیجان با چاشنی دغدغه اجتماعی ؛ اسکورت

یوسف حاتمی کیا در دومین فیلم سینمایی‌ش به نام «اسکورت» موفق می‌شود یک تریلر جاده‌ای خوش ساخت سرگرم کننده تحویل دهد.
جغرافیای بزرگ ایران زمین از جمله ظرفیت‌های سینمایی است که همواره مورد کم لطفی فیلمسازان قرار می‌گیرد در حالی که این قابلیت مناسب ساخت سالانه چند فیلم جاده‌ای را دارد و حاتمی کیا به خوبی از این قابلیت استفاده کرده است.
موضوع «شوتی‌ها» یا به عبارت قانونمدارانه‌اش، قاچاقچیان دارو از جمله رویکردی بکر و تازه در سینما است که یوسف به سراغ آن رفته و در اینجا با یک شوتی زن مواجه هستیم که در پیوند با یک سرباز/راننده حرفه‌ای در نیمی از پهنه ایران نیروهای پلیس را درگیر می‌کنند تا قهرمان شکل بگیرد.
فیلم یک «افشین هاشمی» خوب در نقش سرهنگ دارد که می‌تواند نامزد نقش مکمل برای سیمرغ باشد . یوسف بدون هیچ ادعایی دغدغه هم می‌سازد تا فیلمش صرفا حادثه و هیجان نباشد.

ایران و مردمان غرورآفرینش؛ نیم شب

فیلم «نیم شب» ساخته محمد حسین مهدویان روز سوم جشنواره را گرم و البته با حاشیه‌هایی همراه کرد.
نیم شب در باره جنگ تحمیلی ۱۲ روزه براساس پرونده‌های واقعی حمله اسراییل به محله یوسف آباد ساخته و پرداخته شده است. فیلمی بزرگ و پر هزینه با پروداکشن قابل قبول که سعی داشته و موفق شده تا همگرایی و اتحاد مردم از طیف‌های مختلف را دراماتیزه کند.
اگرچه فیلم بلاتکلیفی‌هایی دارد ولی به زعم نگارنده و برخلاف برخی‌ها، بهترین فیلم مهدویان پس از چند اثر اخیر او است. فیلم خوب شروع می‌شود، میانه‌اش هم جلو می‌رود ولی مهدویان برای پایانش نتوانسته حماسه‌ای خلق کند تا فیلم کامل شود با این حال ما در فیلم انسان ایرانی ایثارگر را می‌بینیم.
از دکتری قابل قبول تا یک مدیر زن پارک که با حمایتش ملودرام می‌آفرینند و اشک غرور را بر صورت مخاطب جاری می‌کند. فیلم از ناحیه بازیگری رنج می‌برد که بالطبع با حساسیت موضوع به این نتیجه ختم شده است.
خرده پیرنگ بودن فیلم کلیتی را می‌سازد که برای تماشاگرش غمخواری لازم را می‌آفریند. در مجموع نیم شب به عنوان یک فیلم سفارشی توسط نهاد مربوطه، از دغدغه مندی فردی کارگردان هم بهره می‌برد.

یک نیمه خوب؛ کوچ

فیلم «کوچ» ساخته محمد اسفندیاری یک اتوبیوگرافیک از کودکی تا جوانی شهید سلیمانی است که جای بحث مفصل‌تر آن بماند به وقت اکران اما تا همین‌جا گفتنی است که یک نیمه خوب دارد. یعنی دوران کودکی قاسم، خاستگاه و خانواده‌اش در زمینه فرهنگی/ اخلاقی و … درآمده است، ولی دوران شهرنشینی قاسم هر چه به انقلاب نزدیک می‌شود، کنش‌های قاسم پرسش‌های زیادی را ایجاد می‌کند. البته در مجموع فیلم کم آزاری است و می‌تواند کاندیدای فیلم ملی هم باشد.

شاعرانه‌ی بی دشمن؛ سرزمین فرشته‌ها

سرزمین فرشته‌ها ساخته بابک خواجه پاشا از فیلم‌هایی بود که نسبت به کار قبلی‌اش به نام در اغوش درخت چند گام رو به جلو بود . فیلم داستان یک زن و شش کودک در جنگ غزه است. پیشتر درباره‌ این فیلم تبلیغاتی مبنی بر «بازمانده» دو شده بود . اما آن کجا و این کجا.
خواجه پاشا خیلی زیاد روی ویرانی و خرابی و کشتار و گرسنگی مردم در جنگ تاکید کرده است، تا بخواهید سر و صدای انفجار و حرکت دوربین روی جنازه و انهدام ساختمان‌ها دارد ولی در وجوه دراماتیک کم رمق است.
نمایش هولناکی نسل کشی غزه نمی‌تواند به فیلم‌های مستند دراین رابطه پهلو برند، لذا بهتر می‌بود تا روی روابط و مناسبات آدم ها بیشتر کار می‌شد. نکته مغفول کار اینکه چندان خبری از جبهه دشمن و اسراییلی‌ها نیست. در مجموع فیلمی است که صد البته قابل ستایش از باب توجه به این پدیده مهم جهانی است.

محمدتقی فهیم روزنامه‌نگار، منتقد و تحلیل‌گر برجسته سینما اهل ایران است. او که در سال ۱۳۳۵ در تربت حیدریه متولد شده، سابقه فعالیت حرفه‌ای در زمینه نقد سینمایی و همچنین سردبیری بخش‌های فرهنگی و سینمایی نشریات مختلف را در کارنامه خود دارد.
مقالات مرتبط

حملات نظامی آمریکا و خطر گرفتار شدن در باتلاق

گزار ش| فارن افرز| نیت سوانسون – (۲۴ فوریه ۲۰۲۶ – 5…

اروپا میان بازدارندگی پرهزینه و دیپلماسی ناگزیر

بررسی و تحلیل مقاله جنگ بعدی اروپا در مجلۀ فارن افرز مقاله…

نعل وارونه آقای بازیگر

هنرمند، به ویژه کسانی که سرمایه اجتماعی و نفوذ رسانه‌ای گسترده‌ای دارند،…

دیدگاهتان را بنویسید