تحلیلی بر دوگانه راهبردی «عدالت» و «تقوا» در منظومه فکری رهبر انقلاب
چرا رهبر انقلاب در سالروز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و شهادت سردار سلیمانی، نسخه عبور از چالشهای کنونی را در بازتعریف مفاهیم بنیادین جستجو کردند؟
سخنرانی اخیر رهبر معظم انقلاب در سالروز میلاد مولیالموحدین(ع) و تقارن آن با سالگرد شهادت سردار سلیمانی، فراتر از یک سخنرانی مناسبتی، ترسیم یک نقشه راه برای عبور از گردنههای سخت مدیریتی و اجتماعی امروز کشور بود. ایشان با دست گذاشتن بر دو نقطه کانونی شخصیت امیرالمؤمنین یعنی «عدالت» و «تقوا»، نه تنها به تبیین فضائل امام پرداختند، بلکه با نگاهی آسیبشناسانه به وضعیت امروز جمهوری اسلامی، این دو مفهوم را به عنوان «نیاز حیاتی» و «حلقه مفقوده» حکمرانی مطلوب بازتعریف کردند.
اما چرا عدالت و تقوا؟ و چرا در این برهه زمانی؟ واکاوی این بیانات نشان میدهد که رهبر انقلاب در پی ارائه یک نسخه شفابخش برای دردهای امروز جامعه، از اقتصاد گرفته تا سیاست داخلی و مواجهه با دشمن خارجی هستند.
۱. عدالت؛ فراتر از توزیع ثروت، نماد کارآمدی نظام
نخستین رکنی که رهبر انقلاب بر آن انگشت تأکید نهادند، «عدالت» بود. ایشان با صراحت کمنظیری فرمودند: «امروز جمهوری اسلامی احتیاج دارد به عدالت لکن تا آن مقداری که مورد انتظار است فاصله داریم.» این عبارت، حاوی یک نقد درونگفتمانی شجاعانه و در عین حال یک فرمان حرکت است.
الف) عدالت به منزله مشروعیت
در اندیشه سیاسی اسلام، مشروعیت حکومت تنها با «اسم اسلام» تأمین نمیشود، بلکه بقای آن به «رسم عدالت» وابسته است. وقتی رهبری شیوههای اعمال عدالت امیرالمؤمنین را از «نوازش یتیم» تا «برش ذوالفقار» و «نامه به مالک اشتر» برمیشمارند، در واقع یک طیف وسیع از عدالت را ترسیم میکنند:
• عدالت توزیعی و حمایتی: رسیدگی به ضعفا و اقشار آسیبپذیرکه در شرایط تورمی امروز بیشترین فشار را تحمل میکنند.
• عدالت قضایی و انتظامی: برخورد قاطع با مفسدان و برهمزنندگان امنیت
• عدالت ساختاری: اصلاح روندهای اداری و مدیریتی بر اساس فرامین حکومتی
ب) عدالت، پادزهر نارضایتیهای اجتماعی:
اشاره صریح ایشان به اعتراضات بازاریان و تأیید «درست بودن حرف معترضان» درباره بیثباتی ارز و مشکلات کسبوکار، نشان میدهد که رهبری ریشه بسیاری از نارضایتیها را در فقدان عدالت اقتصادی و ثبات میبینند. عدالت در اینجا به معنای ایجاد بستر امن و برابر برای فعالیت اقتصادی همه آحاد مردم است، نه رانت برای گروهی خاص.
۲. تقوا؛ گذار از پرهیزکاری فردی به «هوشمندی سیاسی»
دومین رکن این تحلیل، بازتعریف مفهوم «تقوا» است. شاید در نگاه سنتی، تقوا صرفاً به نماز شب و دوری از گناهان فردی تعبیر شود، اما رهبر انقلاب در این سخنرانی، «تقوای سیاسی و مدیریتی» را برجسته کردند.
الف) تقوا یعنی مدیریت هزینه برای نظام
ایشان با مثال زدن از سکوت ۲۵ ساله امیرالمؤمنین، تقوا را به معنای «صبر استراتژیک» و «ترجیح مصالح اهم بر مهم» تفسیر کردند. پیامی روشن به جریانات سیاسی داخل کشور که هرکجا حقی از شما ضایع شد یا اختلاف سلیقهای پیش آمد، اگر فریاد زدن آن به وحدت جامعه ضربه میزند، سکوت کنید. این سکوت، عین تقواست. امروز که کشور درگیر جنگ ترکیبی است، دعواهای سیاسی و تریبونی، مصداق بیتقوای سیاسی است.
ب) تقوا یعنی شجاعت در تصمیمگیری:
وجه دیگر تقوا در کلام رهبری، ایستادگی در میادین سخت (احد، حنین و خیبر) بود. این تعبیر بسیار راهگشاست. یعنی مسئول با تقوا کسی نیست که فقط تسبیح به دست بگیرد، بلکه کسی است که در برابر عربدهکشی دشمن نترسد، دچار خطای محاسباتی نشود و با «ایمان و عمل» (مانند شهید سلیمانی) به دل خطر بزند. انفعال در برابر دشمن و ترس از تحریم، نشانه بیتقوایی مدیر است.
۳. پیوند عدالت و تقوا با «جنگ نرم»
نکته طلایی بیانات رهبر انقلاب، اتصال این مفاهیم اعتقادی به مسئله روز «جنگ نرم» بود. ایشان هشدار دادند که امیرالمؤمنین در جنگ نظامی شکست نخورد، اما در جنگ نرم و فتنه داخلی (ماجرای صفین و حکمیت) ضربه دید.
تحلیل این گزاره نشان میدهد که:
1. عدالت، اعتمادآفرین است: مهمترین سلاح دشمن در جنگ نرم، «ناامید سازی» و «ایجاد تردید» است. وقتی مردم ببینند عدالت اجرا میشود (چه در برخورد با مفسد، چه در تثبیت بازار)، اعتماد عمومی بازسازی شده و تیر دشمن برای سیاهنمایی به سنگ میخورد.
2. تقوا، بصیرتافزاست: در جنگ نرم که فضا غبارآلود است و تشخیص حق و باطل دشوار میشود (مانند فتنههایی که معترض و اغتشاشگر در هم میآمیزند، تنها «تقوا» است که به انسان فرقان (قدرت تشخیص) میدهد. مسئولی که تقوا داشته باشد، فریب لبخند دشمن یا هیاهوی رسانهای را نمیخورد.
رهبر حکیم انقلاب با طرح منظومه «عدالت و تقوا» در کنار یادکرد از «مکتب سلیمانی» و «پیشرفتهای علمی جوانان»، عملاً راهبرد جمهوری اسلامی برای عبور از پیچ تاریخی فعلی را مشخص کردند.
پیام این سخنرانی به مسئولان این است که راه مقابله با جنگ ترکیبی دشمن، صرفاً امنیتی و نظامی نیست؛ بلکه راهکار اصلی، «بازگشت به اصول حکمرانی علوی» است. اگر اداره کشور با «عدالت» انجام شود و مسئولان مجهز به «تقوا» باشند، هیچ جنگ نرم و سختی قادر به توقف حرکت ملت ایران نخواهد بود. این همان مدلی است که حاج قاسم سلیمانی در مقیاسی کوچکتر آن را عملیاتی کرد و نتیجهاش پیروزی مطلق بود.

