ایا مباح است که تعطیلی جشنواره ملی فیلم فجر به مخیله کسی راه پیدا کند؟ جشنوارهای که با فراز و فرودهایی بیش از چهار دهه مستمرا برگزار شده است. بسیاری برای موجودیت و تداوم این رویداد خون دلها خوردهاند و البته که اغلب بدنه سینمای ایران ازاین جشنواره کسب اعتبار کرده و همواره به آن افتخار کرده اند.
اگر قائل به این باشیم (که باید باشیم) هنر تعطیل بردار نیست، بنابراین رویدادهای متشکل از آثار هنری نیز در هر شرایطی برپا شدنش ب مراتب بهتر از تعطیلی آن است، از همین رو است که قریب به اکثریت دست اندرکاران سینما رای به برگزاری جشنواره دادهاند. نکته عجیب و البته جالب جشنواره امسال فیلم فجر دراین است که حتی یک روز بیشتر از دورههای قبلی برگزار میشود، یعنی ۱۱ روز است.
اما ببینیم در ادامه با چه رویدادی روبرو خواهیم بود. چهل و چهارمین دورهای که وارد آن شدهایم درعین اینکه متاثر از بحرانهای سیاسی/اجتماعی و نیز کمبود بودجه در زمینه برگزاری، تغییرات ساختاری/اجرایی پر حرف و حدیثی داشته و دارد، از جمله اینکه برای نخستین بار در تاریخ جشنواره، هیات انتخاب حذف شده و اثار قابل داوری توسط دبیر و گروه مشاورانش معرفی شدند، ضمن اینکه مراسم قرعهکشی جدول نمایشها نیز کنسل شد و فیلمها به نسبت نیاز ایجاد تنوع هر روز به وسیله سازمان جشنواره چیده شدند و … ولی از اینها که بگذریم واقعیت جالب این دوره تعداد زیاد فیلم متقاضی شرکت در جشنواره بوده است.
تقاضای بیشتر از ۱۲۰ فیلم نشان ازاین دارد که قطار تولید سینمای ایران با قدرت در حرکت بوده است. تعداد زیاد ثبت نامها باعث این شد تا متولیان این رخداد مهم علیرغم اعلام قبلی ۲۲ فیلم برای بخش مسابقه، این تعداد را به ۳۳ فیلم ارتقا دادند.
بنابراین تکثر متقاضیان مشارکت خود فینفسه حکایت از نیاز به برگزاری و حتی بالاتر از این جنبه، نشانه رونق جشنواره دارد. اما نیروهای اجرایی و شخص دبیر جشنواره ازاین ظرفیت استفاده لازم را نکردند و در وضعیتی پاندولوار تا چراغ خاموش به رتق و فتق امور پرداختند، حتی از این هم بدتر، مسایل و موضوعات مطروحه درآخرین نشست رسانهای برگزار شده کمترین دستاورد ایجاد انگیزه برای سینماگران و خصوصا اهالی رسانه داشت.
جشنوارهای که برای برگزار شدن یا نشدنش بحثها صورت گرفته ولی همه امور مرتبط با بخش اطلاع رسانیاش کمرنگ در حد هیچ بوده است، درحالی که بعد شاهدیم به دلیل وجود کثرت اثار خوب یک روز هم بیشتر برگزار میشود، این یعنی تناقض در تصمیم گیری ها، خصوصا که میزانسن و محتوای بیان شده در نشست رسانهای براین قضیه دامن زد.
مثلا بیان دبیر جشنواره مبنی براینکه من هم اگر دبیر نبودم نمیآمدم (نقل به مضمون) یعنی چی؟ یا اینکه «بی رمقی جشنواره به روحیه من بر میگردد» چرا باید چنین باشد وقتی این همه فیلم در صف مشارکت هستند .
خب حالا که آمدهاید، پس کارتان را بکنید و فضا را به سمت بیرمقی سوق ندهید، آنهم وقتی خودتان با وجود این همه متقاضی حرف از رونق میزنید. از اینها که بگذریم شاید یکی از عجایب اتفاقهای این دوره عدم شرکت فیلم مجید مجیدی است. البته کارگردان کنجکاوی برانگیز کم نیستند.
علاوه بر نسل جوان و فیلم اولیهایی که قرار است در یک بخش با حرفهایها رقابت کنند، چهرههای معروفی چون صدر عاملی، مهدویان، مرادپور، رزاق کریمیها و… حضور دارند اما عدم حضور مجیدی پرسش انگیز است و تا کنون هیچ پاسخی در این زمینه داده نشده است میدانیم که فیلم مجیدی بر خلاف برخی مانند افخمی آماده بوده است، برای همین بحثهای زیادی را پیرامون جشنواره دامن زده است.
چیزی که روشن است اینکه مجیدی جزو تحریم کنندگان نیست برای همین خیلیها روی آمدن فیلم او حساب باز کرده بودند و وقتی که معلوم شد او در جشنواره نیست انگار مجوز برای برخی صادر شد.
اگر این گمانه درست باشد که مجیدی فستیوال کن را به فجر ترجیح داده است، اشتباه بزرگی کرده است، نه از باب عدم حضورش در فجر بلکه ازاینرو که بعید تا حد صفر است که اروپاییها به مجیدی جایز.ه بدهند وقتی فیلمهای به اصطلاح زیرزمینی شعاری در راه کن هستند، فیلم مجیدی صرفا جدول پر کن خواهد بود.
اگر هم این شایعه صحیح باشد که مجیدی با چراغ سبز دستگاههای داخلی سفر اروپا را انتخاب کرده است بازهم محاسبات آقایان از وضعیت جشنوارههای بیرونی غلط است و فجر را از وجود مجیدی درحالی محروم کردند که او از خارج دست خالی بر خواهد گشت.
خیلی خوب میشد که دستاندرکاران جشنواره فارغ از برخی محافظه کاریها شفاف سازی و اطلاع رسانی را تعطیل نمیکردند و نکنند.

