هنگامی که نارندرا مودی در سال 2014 برای اولین بار به عنوان نخست وزیر هند انتخاب شد، در نشست بریکس در همان سال گفت: “هر کودکی در هند میداند که روسیه بهترین دوست ماست”
از آن پس نارندرا مودی هر زمان که ملاقاتی رسمی با ولادیمیر پوتین داشته است، سعی کرده است از طریق فرمول های کلامی مختلف، دوستی میان مسکو و دهلی نو را در جامعه بین المللی مطرح کند. این تلاش ها نشان دهنده استمرار روابط میان هر دو کشور است که نه تنها با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از میان نرفت، بلکه پیمان های دفاعی و اقتصادی میان دو طرف روز به روز تقویت شد و علی رغم فشار های غرب، همچنان به مسیر خود ادامه میدهد. طبق داده های مرکز پیو (دفتر اطلاعات عمومی) که متعلق به دولت فدرال ایالات متحده آمریکا است، در سال 2023 هندی ها بین 24 کشور مورد بررسی، نسبت به مسکو نگاه مثبتی نشان دادند و به ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، ابزار علاقه کردند. علاوه بر این احساس عمومی هندی ها نسبت به روسیه، قطعا عوامل سیاسی و ژئوپلیتیکی نیز در این امر نقش مهمی ایفا میکنند که موجب برجسته شدن اخبار سفر اخیر ولادیمیر پوتین به دهلی نو و استقبال شخصی نارندرا موی از او در رسانه های بین المللی شده است.
روابط دیپلماتیک هند و روسیه
روابط سیاسی هند و روسیه از زمانی که اتحاد جماهیر شوروی قدرت بلامنازع شرق تلقی میشد، در بالاترین سطح بوده است. احیای روابط سیاسی میان دو طرف پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1993، صورت گرفت و همکاری های نظامی و پیمان های میان دو طرف ادامه یافت. تقویت این روابط از سال 2000 در ابتدای دوره ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین آغاز شد. در سال 2010، رابطه دو جانبه میان دو طرف به سطح مشارکت های راهبردی ویژه ارتقا پیدا کرد و این همکاری ها در حوزه های مختلف دیگر از جمله بخش های اقتصادی تعمیم پیدا کرد.
این اقدام از سوی هر دو طرف نشان داد که هر دو کشور برای ایفای نقش مهم و تاثیرگذار در نظم جدید جهانی علاقه مند هستند و برای به رسمیت شناخته شدن به عنوان قدرت های جهانی از سوی غرب تلاش میکنند. روابط میان دهلی نو و مسکو به حدی قوی بوده است که تحلیلگران حوزه سیاست خارجی از آن به عنوان محیط ثبات و آرامش نام برده اند. این نام گذاری به این دلیل است که رهبران دو کشور از بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تا کنون بیش از 19 اجلاس را با موضوع همکاری های راهبردی برگزار کرده و در ارتباط با موضوعات مختلف همکاری های دو جانبه بحث و تبادل نظر کرده اند.
از سویی دیگر روابط میان دو کشور را میتوان در چارچوب شکل گیری نهادهای بین المللی که هر دو کشور در آنها عضو هستند نیز مورد بررسی قرار داد. تاسیس بریکس که با عضویت قدرت های نوظهور اقتصادی در جهان که برخی از تحلیلگران ابتکار اصلی آن را متعلق به روسیه میدانند، در ایجاد فضای چند قطبی در جهان نقش مهمی را ایفا کرده است. برخی از محققان آمریکایی این ابتکار روسیه را در چارچوب ایده مصالحه و پذیرش توضیح میدهند. نویسندگان کتاب “پذیرش قدرت های در حال ظهور” که در سال 2016 به چاپ رسیده است، این مفهوم از پذیرش را مطرح میکنند که پذیرش قدرت های در حال ظهور به عنوان بازیگران تاثیرگذار در عرصه بین المللی میتواند ضامن ثبات و امنیت، و توازن قدرت باشند و این شکل از پذیرش قدرت های در حال ظهور را در تاسیس نهادهایی مانند بریکس به خوبی مشاهده کرد.
عضویت هند و روسیه در بریکس نه تنها یک روند سیاسی جدید در نظم جدید بین المللی به وجود آورد، بلکه یک پویایی جدید در تحولات منطقه هند و اقیانوسیه نیز ایجاد کرد. این تغییر در زمانی مشاهده شد که روسیه بر عضویت هند در سازمان همکاری های شانگهای نیز اصرار ورزید تا بتواند موازنه قوا را در کنار روابط راهبردی اش با پکن حفظ کند. در واقع روسیه تلاش کرد تا از اینکه چین بتواند این نهاد را به عنوان یک ابزار ژئوپلیتیک برای تامین منافع خود استفاده کند، جلوگیری کرده، و با وارد کردن رقیب منطقه ای چین، یعنی هند، در برابر سلطه چین بر این نهاد تلاش کرد موازنه میان قدرت های منطقه ای را حفظ کند.
نیاز به روسیه از دید هند
از نگاه هند روابط با روسیه میتواند شامل جنبه های گوناگونی باشد که حفظ استقلال در تصمیم گیری های بین المللی بعد از حدود دو قرن استعمار توسط بریتانیا را میتوان یکی از مهمترین این عوامل قلمداد کرد. هر چند مسائل راهبردی و اقتصادی نیز در این امر دخیل هستند، اما از حوادث اخیر بین المللی و انتخاب دوباره ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا چنین برمیآید که دهلی نو به سیاست موازنه نرم خود بازگشته است، موازنه ای که اینبار نارندرا مودی از کانال روابط دیپلماتیک با مسکو آن را دنبال میکند. در سال های اخیر تنش هایی که با غرب به وجود آمد، موجب شد دولت مودی روابط خود با قدرت های بریکس از جمله روسیه را استحکام بخشد که این را میتوان در رفتار سیاسی نارندرا مودی دید.
به عنوان مثال بعد از کشته شدن چند تن از رهبران سیک در آمریکا و کانادا در دسامبر 2023، و متهم کردن دولت هند به دست داشتن در این اتفاق توسط جاستین ترودو نخست وزیر کانادا، دولت مودی در شرایطی به مسکو سفر کرد که از یک سو روابط مسکو و پکن به طور فزاینده ای به هم نزدیک میشد. از سویی دیگر نارندرا مودی، در ژوئیه سال 2024، پس از آغاز سومین دوره تصدی خود به عنوان نخست وزیر همزمان با هفتاد و پنجمین سالگرد تاسیس ناتو، با ولادیمیر پوتین دیدار کرد. حضور نخست وزیر مودی در شانزدهمین اجلاس سران بریکس در کازان که 22 تا 24 اکتبر 2024 همزمان با با سالگرد تاسیس ناتو انجام شد، در واقع سیگنالی سیاسی به شرکای غربی هند بود که دهلی نو برای تقویت چند جانبه گرایی در چارچوب فعالیت های غیر غربی و افزایش همکاری ها با روسیه همیشه آمادگی دارد.
از سویی دیگر سیاست های تجاری ترامپ که منجر به اعمال تعرفه پنجاه درصدی بر کالاهای هندی شد دهلی نو را به این واداشت تا برگ های برنده خود را در مقابل فشارهای سیاسی واشینگتن رو کند. در واقع نارندرا مودی، روابط راهبردی خود با روسیه را گزینه ای برای انتخاب های بیشتر خود در موازنه سازی با ایالات متحده در نظر میگیرد که میتواند منافع دهلی نو را در آسیا به خوبی تامین کند.
عامل دیگری که تضمین کننده روابط راهبردی بین روسیه و هند است، امنیت انرژی است که دهلی نو تلاش کرده است واردات فرآورده های انرژی همچون نفت و گاز را در اولویت خود قرار دهد تا بتواند کمبود انرژی به خصوص در بخش های شمالی هند را جبران کند. در همین راستا، دولت هند در حال سرمایه گذاری در دیگر بخش ها مانند استخراج هیدرو کربن و دیگر اشکال انرژی نیز میباشد. اگرچه این سرمایه گذاری ها محدود هستند اما پیش بینی شد ه است با حضور شرکت های روسی مانند گاز پروم در این پروژه ها، در مسیر رشد قرار بگیرد، از سویی دیگر واردات نفت و گاز از روسیه برای هند مقرون به صرفه تر است تا بخواهد آن را از کشور دیگری وارد کند. یکی از دلایلی که هند همواره سعی میکند امنیت انرژِی خود را از طریق روابط با روسیه حفظ کند این است که روسیه معمولا نفت را به صورت قرارداد های بلند مدت و با تخفیف نسبت به قیمت بازارجهانی میفروشد که این تخفیف ها میتواند به دلایلی همچون حجم صادرات و همچنین داشتن مشتری ثابت در میان کشورهای منطقه باشد.
همچنین موقیعت جغرافیایی روسیه میتواند در ارسال انرژِی از طریق مرزهای شمالی هند موثر باشد، و هند میتواند ازمزیت نزدیکی جغرافیایی به روسیه استفاه کند. هر چند تا سال مالی 2019-2020، روسیه تنها 4 درصد از واردات انرژی هند را در اختیار داشت، اما این رقم تا سال 2024 بیست برابر شده، و اکنون حدود 37 درصد نفت هند را روسیه تامین میکند. بر اساس پیش بینی های صورت گرفته و نگاهی به پیشرفت اقتصادی هند، این کشور تا سال 2050 از نظر نرخ رشد اقتصادی از چین پیشی خواهد گرفت و همین امر موجب نیاز بیشتر دهلی نو به واردات انرژی را آشکار میکند. انرژیِ های فسیلی تنها بخشی از نیاز های هند است که مسکو تامین میکند، بخش دیگری از این نیازمندی در چارچوب انرژی هسته ای تعیین میشود که در بیانیه دیدار اخیر رهبران دو کشور در دهلی نو نیز بر آن تاکید شد. در این بیانیه ساخت شش راکتور جدید هسته ای توسط روسیه در هند و همچنین ادامه پروژه کودانکولام که در تامین برق از نیروگاه هسته ای میتواند به صنعت هند کمک کند اشاره شد.
جمع بندی
بیانیه مشترک ولادیمیر پوتین و نارندرا مودی در 5 دسامبر 2025، شامل نکات مهمی بود که از جمله آنها میتوان به تاکید در افزایش حجم تجارت دو جانبه به 100 میلیارد دلار تا سال 2030، و ادامه همکاری های راهبردی در حوزه فناوری های نوین به ویژه در بخش دفاعی اشاره کرد. نارندرا مودی نخست وزیر هند در این دیدار به همکاری ها نزدیک با روسیه در ساخت موشک های مافوق صوت و جنگنده های نسل پنجم اشاره کرد، و با تاکید بر اینکه همکاری های تجاری دو جانبه باید در آینده به حد مطوب خود برسند، استفاده از روبل و روپیه را درپرداخت های دو جانبه صروری دانست. همچنین ولادیمیر پوتین نیز همکاری با دهلی نو در زمینه انرژی هسته ای، تولید دارو، و مشارکت در زمینه صنعت فضایی را از اولویت های مسکو دانست. وی همچنین با تاکید بر اینکه هند از معدود کشورهایی است که تحریم های غرب بر علیه مسکو را نپذیرفته است، همکاری های بیشتر در حوزه های مختلف را عامل اصلی تقویت روابط میان دو طرف دانست.
با توجه به مرور عوامل مهم در روابط فی ما بین دو طرف، و همچنین بررسی دیدار اخیر رهبران هر دو کشور در دهلی نو، میتوان اینگونه نتیجه گرفت که این روابط جدای از تحولات بین المللی بر اساس نیاز های مهم دو طرف چه در عرصه اقتصادی و چه در عرصه سیاسی ضامن اصلی تداوم همکاری های بین دو طرف است. از سویی دیگر نگاه این دو کشور نسبت به یکدیگر را نمیتوان نگاهی آرمانی دانست، بلکه دهلی نو و مسکو هر کدام بر اساس منافع ملی خود پیش میروند.
در این بزنگاه تاریخی که نظم جدید بین المللی در حال شکلگیری است، نقاط مشترک این همکاری بلا شک هژمونی سیاسی و ژئوپلیتیکی ایالات متحده در آسیای مرکزی و جنوب آسیا را به چالش خواهد کشاند. یکی از این موارد که در بیانیه به آن اشاره شد، استفاده از ارزهای ملی مانند روپیه و روبل در روابط تجاری دو جانبه است. از طرفی دیگر برنامه چین برای دلارزدایی در روابط تجاری میان اعضای این گروه، ارزش دلار را تا مرز فروپاشی برده است. این هدف چین به شدت ایالات متحده را درباره آینده خود دچار نگرانی کرد. دونالد ترامپ در سپتامبر 2024 طی یک افشاگری مهم اضهار کرد که امپراطوری ایالات متحده از کشورهای دیگر تغذیه میشود و با نابودی هژمونی دلار، این قدرت تسلط آمریکا نیز از بین میرود. همچنین طبق گزارشی که توسط بانک “جی پی مورگان” منتشر کرده است، دلار زدایی و کاهش تراکنش های مالی در تجارت بین الملل، و افزایش ارزش یورو تا حد برابری با ارزش دلار موجب تضعیف اسکناس سبز آمریکا و بی اعتمادی کشورهای هم پیمان امریکا نسبت به این اسکناس خواهد شد.
قطعا ظرفیت های دو کشور به عنوان قدرت های نوظهور در دراز مدت میتواند بر حکمرانی بین المللی و تعیین ساختار نهادهای بین المللی اثرگذار باشند و از قدرت ایالات متحده در تصمیمات بین المللی بکاهد، و این بدان معناست که ظهور قدرت های اقتصادی در آسیا که همپای ایالات متحده اقتصاد جهانی را درنوردیده اند، موجب به حاشیه رانده شدن آمریکا از صحنه رقابت های جهانی شده است.
همه این تحولات که در بستری بین المللی قابل ارزیابی هستند، نشان میدهد که قدرت هژمونی ایالات متحده و هم پیمانان غربی اش در جهانی که به سرعت به سوی نظم جدید جهانی پیش میرود، در حال افول است و قدرت جهان غرب و به خصوص آمریکا، نسبت به سال های بعد از جنگ سرد در حال از بین رفتن و دست و پا زدن در بحران های نوظهور جهان است.
در چنین شرایطی که همگرایی منطقه ای در مقابل هژمونی غربی روز به روز افزایش پیدا میکند، جمهوری اسلامی ایران با درک شرایط بین المللی و جایگاه خاص خود در غرب آسیا، باید فرصت های منحصر به فرد کنونی را که باعث شده است قدرت های آسیایی استراتژِهای خود را در برابر غرب مورد بازبینی قرار دهند، غنیمت شمرده و با استفاده از ظرفیت های ژئوپلیتیکی و اقتصادی به ویژه در بندرچابهار که میتواند نقش مهمی به عنوان یک مسیر جدید در کریدور شمال -جنوب ایفا کند، اهمیت بازیگری خود را در نظم جدید بین المللی و در چشم انداز 2030، که به عنوان سند همکاری بین روسیه و هند شناخته میشود، به شکلی آشکار به جهان معرفی کند

