در وصف رسانههای ضدمردمی که عامل وضع موجودند
روزنامه هممیهن، متعلق به غلامحسین کرباسچی که به جرم فساد مالی سابقه بیش از دو سال زندان را دارد، توقیف شد. آن طور که محمدجواد روح سردبیر این روزنامه ادعا کرده، علت اصلی این رای هیئت نظارت بر مطبوعات، دو مطلب اخیر این روزنامه در جریان فتنه اخیر آمریکایی-صهیونی بوده، که یکی را خود او در شماره پنجشنبه هفته گذشته با عنوان «از دی 57 تا دی 1404» به بهانه سالروز فرار شاه از کشور نوشت. مطلبی به مثابه یک تحریفنامه، که گویی سفارشدهنده آن یکی از شبکههای معاندی است که برای پیشبرد پروژه فتنهافروزی خود در خیابانهای کشور، نیاز به یک بازوی رسانهای هم در داخل دارد.
تحریفنامه از این جهت که مزدوران موساد و سیا را که مقامات غربی هم به هدایت آنان اعتراف کردهاند، «مردم» نامید؛ به عبارتی امثال این رسانه غربگرا، مثل همیشه ژست «مردمداری» گرفتند اما در این فتنه ذات «ضدمردم» آنها رو شد؛ خاصیت فتنهها همین است؛ این رسانه برای پیشبرد هدف پنهان خود به مردم توهین کرد و گروههای داعشی که بدترین جنایات را رقم زدند، مردم نامید. میوه فاسد این تحریف را هم این القا کرد که شعارهای پروژهای این جماعت تروریست، خواسته مردم است! یعنی گروههای چندنفرهای را که قرآن و مسجد و انسان آتش میزدند و هر چه که دستشان میرسید، تخریب میکردند را مردم نامید و همزمان میلیونها نفری که در راهپیمایی تاریخی 22 دی ماه شرکت کردند، سانسور کرد.
هدف پنهان این نوشته که تنها یک نمونه از تیترها و نوشتههای مختلف و قابلتامل رسانههای غربگرا در تحریف مردم و خواسته آنان در جریان فتنه اخیر است، ادامه پارادایم بمبارانشده و بنبست محض، یعنی مذاکره با آمریکاست؛ این کارویژه جریان تحریف در دهههای اخیر بوده که با بمباران رسانهای این طور القا کند که عامل اصلی مشکلات مردم تحریمهای آمریکاست و برای لغو شدن تحریمها هم باید جلوی آمریکا کوتاه بیاییم. با همین حربه هم غالبا در انتخاباتها پیروز شدند و کشور را در دهه نود تماما معطل مذاکره با آمریکا و لغو تحریمها نگه داشتند؛ توافق هم شد و به اذعان چندین و چند باره آژانس و مقامات غربی ایران به تمام تعهدات هم عمل کرد اما نتیجه این شد که تحریمها دو برابر شد، ترامپ یکطرفه از برجام خارج شد و با فعال شدن مکانیزم ماشه و بازگشت قطعنامهها، ما نیز بعد از یک دهه درست برگشتیم به روز قبل از این آدرس غلط جریان تحریف.
هدف از این آدرس غلط و تحریف واقعیات این بود که کسی به سراغ بسترهای فاسد داخلی که در آن قاچاقچی و مفسد بانکی و رانتخوار پروار میشوند، نرود. محفلهای قدرت و ثروت که حامیان مالی روزنامههای جریان تحریف هستند، این سیاست را به مزدوران مطبوعاتی و رسانهای خود دیکته کردهاند که حواسها را از سفره سیاه آنان پرت کنند؛ حالا بهتر میشود فهمید که چرا پس از عبرتهای جدی و متعدد مثل خروج آمریکا از برجام، افزایش تحریمها، فعال شدن ماشه، بازگشت تمام قطعنامهها، حمله نظامی میانه مذاکره، حمایت و هدایت علنی داعشیها کف خیابانهای کشور و … این جریان همچنان به دنبال تجویز نسخه مهلک مذاکره است.
اتلاق ضدمردم بودن به این رسانهها صرفا یک تحلیل یا ناسزای سیاسی بیمبنا نیست. اگر خوب نگاه کنیم، آنها حاضر بودهاند برای هدفی که تشریح شد، یک دهه میانگین رشد اقتصادی کشور را نزدیک به صفر نگه دارند، دلار را ده برابر جهش بدهند، هزاران واحد تولیدی را به تعطیلی بکشانند، ناترازیهای جدی انرژی را پایهریزی کنند و همزمان در هیئت مدیره شرکتهای دولتی که بودجه آنها بیش از یکونیم برابر بودجه عمومی است، حقوق نجومی بگیرند و ماشین آن چنانی سوار شوند و بنگاههای خوشنام اقتصادی را در پوشش خصوصی سازی، به بهای نابودیشان به نزدیکان خود بدهند و اختصاصی سازی کنند.
سردبیر این تحریفنامه توقیفشده در آن نوشته پس از آن که مردم را تحریف کرد، شعارهستههای تروریستی را هم که در حمایت از رژیم دیکتاتوری سرنگون شده پهلوی سرداده میشد، شعار مردم جا زد! رژیمی که رای 98.2 درصدی مردم در 12 فروردین به جمهوری اسلامی و در یک فرایند مردمسالارانه نشان داد با خواست «تمام ملت ایران» به زبالهدان تاریخ پیوسته است. البته ذوقزدگی این زنجیره رسانههای تحریفگر، پدیدهای منطقی است. محفلهای قدرت و ثروت که در اقلیتند اما به جهت آوردههای نامشروع خود، هیاهوی زیادی در فضای رسانهای و سیاسی به پا میکنند، رویای ارتجاع و بازگشت به دوران دیکتاتوری و تاریکخانه رژیم پهلوی را در سر میپرورانند که در آن محفلهایی از جنس خودشان حاکم مطلق و بیمزاحم بر منابع مردم بودند.
رژیمی که حالا دنیا از نفر اول آن به عنوان دزدترین حاکم سرنگون شده یاد میکند و همین گزاره مجملی است که حکایت از حدیث مفصل غارتگری سایر صاحب منصبان آن دارد. مردم امروز بازگشت به دورانی که زالوهایی از جنس کارفرمایان این رسانههای غربگرا و جریان تحریف قدرت را در دست داشتند، نمیخواهند. بلکه خواسته شفاف آنان اصلاح رویههایی است که محفلهای قدرت و ثروت را با ظلم به مردم تغذیه میکند؛ این را نه تنها با قدم زدن میان میلیونها ایرانی حاضر در راهپیمایی 22دی بلکه حتی از معترضانی که اعتراضشان توسط مزدوران سرویسهای اطلاعاتی خارجی به حاشیه کشیده شد، میتوان شنید.
امروز مردمی بودن دقیقا یعنی همین که نهادهای ذیربط در برابر بمباران اطلاعات غلط توسط اقلیتی که خود عامل وضع موجود و اعتراضات مردم هستند، بایستد و در کنار برخوردی عبرتآموز، روابط مالی آنان را هم شفاف کند که نیروی انسانی پرشمار و هزینههای گزاف در توزیع و تبلیغشان از کجا تامین میشود. مردمی بودن یعنی این که مسئولین حالا با تجربههای پرهزینه اما ارزشمندی که از مذاکره با دشمن به دست آمده، دست از معطل نگه داشتن اقتصاد کشور بردارند و دهها کارویژه دیگر را پی بگیرند؛ امروز اجماع قاطبه کارشناسان از طیفهای سیاسی مختلف این است که عامل اصلی مشکلات مردم، ربطی به تحریم ندارد و در رویهها و افراد فاسد داخلی ریشه دارد؛ همان طور که عراقچی، معمار برجام و وزیر خارجه کنونی هم اعتراف کرد که حتی «مشکلات بازرگانان ربطی به تحریمها ندارد».

