ترامپ، و اومانیسم سیاسی!

در اندیشه های جامعه شناسی و علوم اجتماعی، اومانیسم به معنای خودمحوری، خودگرایی و انسان گرایی مطلق تعریف می شود. فرانچسکو پترارک ایتالیایی پایه گذار و درواقع پدر مکتب اومانیسم است. این نوع تفکرات گاهاً در عالم سیاست و مسائل روز جهان نیز نمود روشنی دارد.
برخی حکّام و حتی دیپلمات های ارشد ممالک دنیا، به جهت تحقق اهداف بین‌المللی خود و شرکای راهبردی و استراتژیک شان، روی به تصمیمات و اظهارات خودمحوری می آورند که نه تنها هیچ سود و حق انتفاعی برای ملت کشورهای متحدالمنافع در نقطه خاص ژئوپلیتیک ندارد بلکه اقتصاد کشور ها را دچار تضرّر، و فقط صاحبان قدرت و ثروت را به امتیازات و حقوق منحصر می رساند.
نظام حاکمه و قدرت تصمیم گیر در پشت پرده سازوکار سیاسی در ایالات متحده امریکا همواره بر این اصل پایبند بوده است.
پس از جنگ جهانی دوم و از دهه ۱۹۹۰ تا کنون که دوران فروپاشی شوروی و ظهور قدرت نوین اروپا در بلوک شرق بنام روسیه را در اوراق تاريخ تحولات بین‌الملل داشتیم،
امریکا دائما با طرح جنگ ها و دعوا های نمادين و ظاهری دو حزب جمهوری خواه و دموکرات خواه سعی در فریب افکار جامعه ملل و مردمان دنیا مخصوصا بلاد جهان سومی و ایضا ایدئولوژیک مذهبی داشته‌ و در پی تثبیت و گلوبالیته کردن قدرت های نظامی و اقتصادی خود در مناطق و قاره های سوق الجیشی گوناگون، مکررا مکانیزم و نظم یکپارچه جغرافیای سیاسی بین‌الملل را با اتکای به جنگ افروزی و تهدید تغییر داده است.
رؤسای جمهور بسیاری که روحیات اومانیستی داشته‌ اند در ادوار مختلف به‌ کاخ سفید اعزام و مأمور شدند که دونالد ترامپ مثال بارز و مصداقی این مهم است.
روابط بین‌الملل و پازل منظم جهان که حدودا دارای ۲۰۰ کشور مستقل است، از دید و منظر ترامپ بسیار متفاوت است نسبت‌ به طرز نگرش سایر سیاستمداران.
ترامپ در اریکه قدرت خیلی تباین دارد با ترامپی که صرفا یک تاجر حرفه ای باشد.
مثلا در کارزار مذاکرات و عرصه دیپلماسی، تز سیاسی دونالدترامپ بدین ترتیب است که هر آنچه قانون و حقوق بین‌الملل معین نموده که متعلق به آمریکاست، که طبعا هیچ بحث و سخنی نداریم لکن آن نکاتی که طبق عرف و قوانین دیپلماتیک به طرف مقابل آمریکا احاله و تسلیم می گردد، قبل از سیاهه عهدنامه ابتدا واشنگتن باید تاییدیه نهایی را صادر کند. در غیر این صورت هرگونه پیمانی، به عقیده امریکا قابل قبول و مسموع نیست و ایالات‌متحده می تواند آن را نکول کند.
اخیرا هم شخص رئیس جمهور امریکا بیان داشته:
از رفتار نیکلاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا راضی نیستم و بدلیل اینکه با او اختلاف دارم پس احتمال هر اتفاقی قبیل حمله نظامی، بسیار محتمل است”.
امروزه هر دولتی اعم از مسلمان، مسیحی، سکولار و سوسیالیست، چنانچه با سیاست های جنگ طلبانه و سلطه جویی ترامپ موافق باشد، شخص مذکور با آن دولت مدارا می کند ولی اگر هر حاکمیتی با رفتار های اشغالگری منطقه محوری این دولت‌ فعلی امریکا مخالفت نماید، قطع همکاری های دو جانبه و تهدید و ترور، جملگی گزینه هایی هستند که روی میز ترامپ و متعاقبا مجلس سنا قرار می‌گیرند.
بدیهی است که ترامپ مطلقا بدنبال منافع شخصی و تحزبی خویش است و منافع ملی برایش هیچ اهمیتی ندارد.
فعالان دانشجویی بسیاری در دانشگاه های امریکا روزانه به علت نارضایتی از طريقه زمامداری ترامپ دست به تظاهرات و اعتراض می زنند که توسط وی و دستگاه های قضایی نامشروع این کشور خلع عنوان و محاکمه می شوند.
اینگونه رفتار های سخیف از یک مقام عالی و سطح بالا در یک کشور، ناشی از جنون سیاسی آن فرد و یا وجود تفکرات اومانیستی محض در باطن شخص مبتلابه، می باشد.
وقايع و رخداد های فعلی را تاریخ قضاوت خواهد کرد ولی شیوه و درستی و نادرستی داوری آیندگان و مردمان نسل و قرون بعدی، بستگی به قلم ها و روایتگری های ما در عصر حاضر دارد.

مقالات مرتبط

از خلق پول تا خلق بی‌اعتمادی

چگونه فساد بزرگ قابل تحمل شد اما مطالبه عدالت نه؟ پرونده بانک…

نسخه‌پیچی‌های اقتصادی منفک از جامعه

نگاهی کلی به لزوم شناخت دقیق مختصات جامعه ایرانی در ایده‌پردازی‌های اقتصادی:…

باز تعریف کلمه بسیجی، پنجره ای به سوی آینده

پس از گذشت پنج دهه از انقلاب اسلامی نیاز داریم تا با…

دیدگاهتان را بنویسید