ماجرای پول و پیاز و کتک
کم کم که شهدای و التهاب حوادث اغتشاشات کاهش می یابد، خدمات فضای مجازی مجدد بازگشایی می شود. این فیلترینگ ناگهانی کامل، در برابر حجم زیادی از فشاری که به مردم درخصوص نیاز به اینترنت دارند را مقایسه کنید با زمانی که بین مسئولین بر سر رفع فیلتر اینستا و تلگرام مسابقه ژست توجه به آزادی بیان و مردم، برپا می گردد.
تبدیل مقوله فیلترینگ به کنشی سیاسی نه راهبردی در ارتقای مساله حکمرانی نرم فضای مجازی و توجه به فرصت های اقتصادی و اجتماعی آن، در نتیجه به
عدم اخذ سیاست واضح در خصوص اینترنت، می شود.
این سرگردانی، منجر به گردش مدام سیاست ها و سردرگمی مردم و هزینه کاهش اعتماد هم گردیده است.
در عین حال، عدم سواد استراتژیک در عرصه حکمرانی فضای مجازی، منجر شده مسئولین به اهمیت چندگانه فضای مجازی آگاه نباشند و بر اساس نگاهی مهندسی یا نهایتا صرفا امنیتی ماجرا را مدیریت کنند. لذا این طیف دوگانه مدام بستری از هزینه ها و ابهام را به مردم تحمیل می کنند.
تشتت در سیاستگذاری منجر شده دولتها نه بتوانند در خصوص ثبات یا آزادی اینترنت ادعایی داشته باشد نه برای حفظ منافع ملی از گزند حاکمیت آمریکایی اسراییلی اینترنت غربی راهکاری زیربنایی و جدی ارایه کنند و نهایتا هم سر بزنگاه ها به مصداق ضرب المثل هم کتک را خورده هم پیاز و هم پول را داده، همه اتهامات و ناکارآمدی ها بعلاوه خسران ملی را به مردم تحمیل کنند.
لزوم فهم ابعاد چندگانه شبکه ملی اطلاعات و جدی گرفتن رفع چالش های تحقق آن، ضروری است. در شرایطی که اصلی ترین جنگ امروز، عرصه تبیین است، با وجود از بین رفتن جان جوانان و لطمه به اموال مردم، سکوت و بی توجهی به این همه هزینه به جز هزینه های روحی و روانی به اقشار بی دفاع مردم در فضای رهاشده مجازی، نهایت ضعف حکمرانی این فضای مهم در موازات با زندگی حقیقی است.
در حالی که تکنولوژی های نوین ارتباطاتی از قبیل هوش مصنوعی به جهت فکری و مالی، در حال سلطه بر جامعه مسلمانان جهان است، توقع از ایران با دارا بودن هوش بالا و جوانان نخبه و مخترع، تدارک جدی تر این فضا و استفاده از زیرساخت های مجازی برای توسعه خدمات غیرنفتی و بهره مندی از قدرت حاصل از فرآوری داده هاست و الا وابستگی چندجانبه به تکنولوژی های ارتباطاتی تحت سلطه دشمنان، دور شدن از هدف اصیل صدور انقلاب و انفعال در صحنه ای است که به شدت مولفه های مزیتی فرصت آفرین ما در آن بالاست.

