وقتی روحانی با ملغمهای از تحریف و دوگانهسازی، مذاکره بیفایده را تنها راهحل القا میکند
روحانی باز هم رئیسجمهوربازی کرد و با جمع کردن اعضای کابینه ناکارآمد دولتش ادعاهایی مطرح کرد که در رسانههای جریان غربگرا ضریب پیدا کرد؛ او گفت: «بازدارندگی ما آنجایی که دست نیروهای مسلح و دستگاه امنیتی بوده نقص داشته، اما جایی که دست ملت بوده بینقص بوده است»؛ تکرار همان خط مشکوکی که ظریف بعد از جنگ ۱۲روزه با دوگانهسازی میان «مردم» و «موشک» آغاز کرد؛ خطی که هدفش احیای پارادایم بمبارانشده مذاکره است. او علیرغم جنگ، ماشه و تصویب پیشنویس قطعنامه میگوید: «در دنیای سیاست، بنبست کامل بهندرت اتفاق میافتد»؛ تحریفاتی که در سایه بیعملی دستگاههای نظارتی نسبت به پرونده ترک فعلهای او و تلاش گروهک سایبریاش در طول جنگ برای کودتا، ادامهدار است.
هرچند پرونده ترکفعل او پس از ۱۵۰۰ روز از ارجاع به قوه قضاییه هنوز بینتیجه مانده و خبری از رسیدگی به عملیات هماهنگ گروهک سایبری حامی او در جریان جنگ ۱۲روزه نیز نیست، با این حال، او با اعتمادبهنفس کمسابقه در صحنه سیاسی و رسانهای فعال است و تلاش میکند مانند دهه نود بیشترین هزینهسازی را رقم بزند. رسانههای غربگرا نیز با ضریب دادن به اظهارات او، سناریویی واحد را تبلیغ میکنند که تنها راهحل مشکلات، بازگشت به مذاکره است، تا محافل خاص بتوانند رانتخواری، فساد و ثروتاندوزی خود در داخل کشور را در سایه بیعملی دولتهای غربگرا ادامه دهند
همین جریان چند روز پیش نیز اقدام به تحریف پیام رئیسجمهور به بنسلمان درباره حج کرد؛ پیامی معمول و اداری که هیچ ارتباطی به سیاست خارجی نداشت، اما رسانههای غربگرا ــ حتی روزنامه وابسته به الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت ــ آن را چنین روایت کردند که چون بنسلمان قصد دیدار با ترامپ را دارد، گویا ایران هم در حال ارسال پیام برای ازسرگیری مذاکره با آمریکاست! رهبر انقلاب پنجشنبه شب در گفتوگوی تلویزیونی با مردم این خبرسازی را «دروغ محض» خواندند؛ حالا سخنان روحانی نیز به نوعی همان جریان تحریف را ادامه میدهد.
واقعیت میدانی جنگ ۱۲روزه نشان داد که نیروهای مسلح و دستگاه اطلاعاتی کشور با وجود شرایط نابرابر، توانستند مقابل رژیم صهیونیستی و حمایت آمریکا و ناتو ایستادگی مؤثر داشته باشند و دشمن را مجبور به پذیرش آتشبس کنند. اما روحانی با تحریف میگوید: « بازدارندگی ما آنجایی که دست نیروهای مسلح و دستگاه امنیتی ما بوده، نقص داشته است». هرچند کشور متحمل خسارات شد، اما بخشی از این خسارات به علت خطاهای ناشی از اصرار بر مذاکره و پروژهای بود که دولت روحانی و بقایای آن دنبال میکردند. در حالی که عراقچی در انتظار «گشایش تاریخی» بود، واشنگتن در پشت میز مذاکره ابزار غافلگیری خود را آماده کرده بود.
ادعای روحانی مبنی بر اینکه «پیشگیری از جنگ آسان بود» با واقعیت متناقض است، زیرا جنگ در میانه مذاکرات رخ داد. او بار دیگر پرچم احیای برجام را بالا برده و نقش ترامپ در خروج یکجانبه از آن را نادیده گرفته است. ایران طبق ۱۵ گزارش رسمی آژانس تمام تعهدات خود را انجام داده بود، اما هیچ بهره اقتصادی یا سیاسی ملموسی دریافت نکرد و در مقابل هزینههای سنگینی پرداخت: خروج ذخایر اورانیوم، بتنریزی در اراک و ایجاد اقتصادی رانتزده و تورمی که به تورم ۶۰درصدی، جهش دلار تا ۳۳ هزار تومان و تعطیلی واحدهای تولیدی گسترده منجر شد.
با وجود این تجربه پرهزینه، جریان غربگرا مسیر خود را تغییر نداد و مذاکره غیرمستقیم ادامه یافت. در ظاهر تمرکز مذاکرات بر توقف غنیسازی هستهای بود، اما پس از جنگ و تجاوز، محدودسازی توان موشکی و پذیرش رژیم صهیونیستی نیز علناً اعلام شد. این جریان نه از NPT خارج شد، نه گروسی را پاسخگو کرد و نه در برابر فشارهای آژانس ایستاد؛ برای جلوگیری از فعال شدن مکانیسم ماشه، توافق قاهره را پذیرفت، با این حال مکانیسم ماشه فعال شد و در ادامه پیشنویس قطعنامهای نیز علیه ایران تصویب شد.
زمینه فکری جریان غربگرا در اظهارات محمود سریعالقلم، مشاور روحانی، نمایان شد: «نباید اجازه داد فقرا در ایران پست بگیرند». این دیدگاه بازتاب اندیشه الیگارشیکی است که کشور را وابسته به مذاکره نگاه داشته و تلاش دارد قدرت و ثروت در حلقههای محدود باقی بماند و افراد آگاه از رنج مردم وارد ساختار قدرت نشوند. اصرار بر مذاکره، تحریف واقعیات و جنجالهای تبلیغی در نهایت برای حفظ چرخه رانت و قدرت انجام میشود.
روحانی برخلاف تأکید رهبر انقلاب که «مذاکره با آمریکا بنبست محض است»، میگوید «در دیپلماسی بنبست کامل بهندرت رخ میدهد». این اظهارات مکمل همان تحریف روایت پیام حج و سایر خط رسانهای برای احیای مسیر شکستخورده مذاکره است. پروندههای ترکفعل و تخلفات دوره او همچنان در رکود باقی ماندهاند، اما او با دوگانهسازی میان نیروهای امنیتآفرین و مردم، تحریف واقعیت میدان دفاعی، کوچکنمایی پیروزیهای بزرگ و بزرگنمایی توان دشمن، تلاش دارد انسجام ملی را تضعیف کرده و زمینه پذیرش توافقی ضعیف را فراهم کند؛ توافقی که آمریکا شروطی مانند تعطیلی توان موشکی و به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی را آشکارا مطرح کرده است.
ادامه مسامحه با نقشآفرینی مشکوک روحانی و جریان وابسته به مذاکره، با بازسازی روایتهای نادرست و دوگانهسازیهای خطرناک، میتواند هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی قابل توجهی برای کشور ایجاد کند. تجربه جنگ ۱۲روزه و خسارتهای پروژه مذاکره نشان میدهد ایران برای حفظ استقلال و امنیت خود نیازمند تمرکز بر توان داخلی، انسجام ملی و پایبندی به اصول خود است، نه بازگشت به سیاستهای شکستخورده گذشته که بارها خسارتآفرین بودهاند.

