جعفرخان شعبده باز می‌شود

وقتی جعفرخان های از مطب برگشته و سیاستمدار شده، درباره علت تورم نظریه می دهند، تن نحیف محرومان و اقشار مستضعف به لرزه در می آید. جعفر قائم پناه، معاون اجرایی پزشکیان می گوید اگر حقوق کارمندان و کارگران را به اندازه تورم افزایش دهیم، موجب تورم می شود. وی در ادامه از هنر حکمرانی نیز سخن می گوید که هنر آن است که قدرت خرید مردم حفظ شود نه آنکه حقوق شان را افزایش دهیم.
البته این دیگر هنر نیست، بلکه شعبده بازی جعفرخان است که قیمت ها پنجاه درصد افزایش یابد، حقوق ها فقط بیست درصد افزایش پیدا کند، و قدرت خرید نیز یکسان باقی بماند. هنری که جعفرخان ها از آن سخن می گویند، شعبده سرمایه سالاری است که اگر دو قران کارگر بشود سه قران، ایجاد تورم می کند، ولی اگر صد میلیارد طبقه مرفه بشود هزار میلیارد، هیچ اثری بر تورم نخواهد داشت. همانگونه که اضافه برداشت 500.000.000.000.000 بانک آینده که معلوم نیست خرج کدام ویلا، کاخ یا عمارت شده، تأثیری در تورم ندارد، اما اضافه کردن چند درصد به حقوق کارگران که قرار است هزینه برنج و روغن و تخم مرغ شان شود، از دلایل تورم بشمار می آید.
این شعبده های سرمایه سالاری در انسان زدایی از طبقه محروم جامعه ریشه دارد. همان نگاهی که سریع القلم ها نظریه اش را می بافند و محافل ثروت و قدرت در عمل پیاده می کنند. در این نگاه، اهمیتی ندارد که اقشار مستضعف که ضعیف خوانده می شوند، در فقرشان بلولند و هشت شان گرو نه شان باشد، زیرا نه تنها فاقد آن عقلانیتی هستند که طبقات مرفه دارند، که پر شده اند از خشم و حسد و عقده.
یکی از پدران فکری این جماعت، جیمز مدیسن، چهارمین رئیس جمهور آمریکا، از نویسندگان قانون اساسی و مشهور به پدر قانون اساسی آمریکا است. وی معتقد بود که ساختار حکومت باید به گونه ای طراحی شود که از منافع اقلیت ثروتمند در برابر اکثریت فقیر محافظت کند. و لازمه این کار آن است که حاکمان از اقشار مرفه باشند، افرادی که بر خلاف محرومین و فقرا، هم فضیلت دارند و هم خرد.
این همان سیاست و اقتصاد سرمایه سالاری است که جعفرخان ها اجرای آن را به عهده گرفته اند. اقتصادی که وقتی حاکم شد، نتیجه اش آن می شود که قربانیان تورم به عاملان تورم تبدیل شوند. محافل قدرت و ثروت به گونه ای از تورم سخن می گویند که گویی آن را خوش نمی دارند، حال آنکه هر چه تورم بالاتر می رود، ثروتشان انباشته تر می شود؛ هر چه کوخ ها بیشتر شود، کاخ هایشان افراشته تر می شود، و هر چه سفره های مردم کوچک تر می شود، سفره های آنها رنگین تر می شود. هم عامل تورم هستند و هم کاسب تورم. با غارت هایشان، تورم می سازند و با تورم بر ارزش دارایی هاشان می افزایند.
بر خلاف اقشار فقیر و پاپتی، هیچ عقده ای ندارند، احتمالاً در بچگی اتاق و تخت خودشان را داشته اند، و یا لااقل بچه هایشان اتاق و تخت خودشان را دارند و دارند خودشان را برای وزارت و وکالت آماده می کنند. منتها یک عیب کوچک دارند و آن اینکه سیری ناپذیرند. اضافه برداشت ها، رانت ها، وام ها، پاداش ها و حقوق های نجومی، ویلاها و ابر ویلاها هیچکدام نمی تواند اشتهای آنها را فرونشاند و بعد از همه غارتها و دزدی هایشان به این فکر می کنند که چگونه می توان مردم را ریاضت داد تا بخشی از دزدی ها و نشتی های اقتصاد محفلی شان را جبران کند.
این محافل بیش از هر چیزی از عدالت می هراسند، همانگونه که پدر فکری شان، مدیسن از آن می ترسید، چرا که انضباط اقتصادی، کسب و کارشان را تخته می کند و سیاست های بازتوزیعی، تهدیدی برای سرمایه های انباشته شده شان است. عدالت اجتماعی بر توزیع منصفانه بارهای اجتماعی و منافع اجتماعی استوار است. امری که این محافل آن را نمی پذیرند. آنها به رابطه ای یکسویه خو گرفته اند. منافع و موهبت ها را تصاحب می کنند و بارهایش را بر دوش مردم می اندازند. و این امر دلیل کافی فراهم می کند که عدالت ورزی تنها مسیر برای رها ساختن اقتصاد و سیاست از سلطه این محافل است.

مقالات مرتبط

از رنه نیکول آمریکایی تا زینب دارابی ایرانی

زینب دارابی ، نام جدیدی است که به فهرست زنان آسیب دیده…

9 بهمن 1404

حاشیه به جای متن

مشغولیت دولت به موتور سواری بانوان در اوج گرانی خودرو، ارز و…

انتقام یعنی برخورد با تمام زنجیره جنایت

نگاهی به اظهارات سخنگوی دولت که خلاف رویه جاری حتی در کشورهای…

دیدگاهتان را بنویسید