این روزها که بازارِ شعار و احساسات داغ است و هرکسی با هر ادعایی، خود را قهرمانِ میدان مینامد، روایتِ زنانی چون صفورا نعمتیزاده، چون سیلی است بر صورتِ مدعیانِ پوچاندیش. بانویی که نه با چماق و نه با چاقو، بلکه با علم و منطق در برابر هجومِ وحشیانهی جماعتِ آشوبگر ایستاد. آنها، در شبِ شنبه، با نقابِ ناجوانمردی، به خانهی او یورش بردند. نه تنها قصدِ جانِ ساکنان را داشتند، بلکه با آتش زدنِ بخشهایی از منزل و سوزاندنِ فروشگاهِ خواهر و مغازهِ پدرش، اوجِ کینهی تروریستی و استیصالِ خود را به نمایش گذاشتند.
این زن، نه یک مبارزِ خیابانیِ بیسواد و نه یک عنصرِ فریبخوردهی سطحی، بلکه دکترای فیزیک هستهای از دانشگاه معتبر شهید بهشتی است. استادی که میدانست چگونه با صراحت و استدلال، منطقِ سلاح را در هم بشکند. او در میدانِ عمل، تجسمِ علمِ نافذ و ارادهی پولادین بود؛ در مقابلِ تخریب و وحشیگری، با منطقِ علمی و صلابتِ ایمانی ایستاد.
این زن، نه یک مبارزِ خیابانیِ بیسواد و نه یک عنصرِ فریبخوردهی سطحی، بلکه دکترای فیزیک هستهای از دانشگاه معتبر شهید بهشتی است. استادی که میدانست چگونه با صراحت و استدلال، منطقِ سلاح را در هم بشکند. او در میدانِ عمل، تجسمِ علمِ نافذ و ارادهی پولادین بود؛ در مقابلِ تخریب و وحشیگری، با منطقِ علمی و صلابتِ ایمانی ایستاد.
و اما واکنشِ جماعتِ آشوبگر به این ایستادگیِ منطقی چه بود؟ آتش! شنبه شب، در اقدامی ناجوانمردانه و از سرِ استیصال، خانهی این بانوی نخبه را به آتش کشیدند. فروشگاهِ خواهر و سوپرمارکتِ پدرش را سوزاندند. این انتقامِ شکستخوردگان از کسی بود که با منطق، نقابِ فریب از چهرهشان برداشته بود. آنها که خود غرق در الگوهای شکستخوردهی بیگانگان، اسیرِ اعتیاد و جهل بودند، نتوانستند تاب بیاورند که زنی عالم و آگاه، چون سدی محکم در برابرشان بایستد.
این حمله، نه تنها به خانه و کسبوکارِ خانوادهی او، بلکه به بنیانهای منطق و علم بود. آنها که با قمه و چاقو، همسایگان را تهدید میکردند، نشان دادند که منطقِ سلاح، آخرین دستاویزِ کسانی است که منطقِ کلام و استدلال را ندارند.
این بانوی شجاع، نمادی از زنِ ترازِ انقلاب اسلامی است؛ زنانی که در خلوت، نخبگانِ علم و اندیشهاند و در میدانِ عمل، شیرزنانی مقاوم. آنها که هم در آزمایشگاه و کلاس درس، استادند و هم در برابرِ فتنه و آشوب، چون کوه استوار. صفورا نعمتیزاده، «فدای سرِ امامزمان» گفتنش، نشان از عمقِ باور و صلابتِ روحی او دارد. او از جنسِ مردم است؛ نمادی از ملتِ سرافراز ایران که هرگز در برابرِ بدخواهان سر خم نمیکند.
این روایت، تلنگری است به کسانی که قهرمانان را در قابِ رسانههای بیگانه جستجو میکنند؛ قهرمانانِ واقعی، در همین خاک و همین مردم، با علم و ایمان و شجاعت، ایستادهاند.

