جولان شعبان بی‌مخ‌ها در دانشگاه

روایتی از آنچه در سه روز اخیر در برخی از دانشگاه ها گذشت

ارائه رفتار شنیعی که نشانه به دور ماندن از حداقل‌های تربیت‌یافتگی است از لفظ‌های زشتی که سه سال پیش در فیلم‌هایی که از دانشگاه‌های کشور منتشر شده بود کاملا مشخص بود. اما امتداد آن بحران فرهنگی اکنون به جایی رسیده است که حتی سلامت عقل، آن‌هایی را که اکنون در دانشگاه‌ها به گمان خودشان مشغول مبارزه هستند را زیر سوال می‌برد. رفتارها و شعارهایی که به سرعت مورد تمسخر و تعجب عموم مردم قرار می‌گیرد و این سوال بوجود می‌آید که آیا در دانشگاه‌هایی که ادعا می‌شود طلایه‌دار جریان علمی کشور هستند چنین وضع اسف باری از لحاظ شعور و فهم برقرار است؟
اگر بخواهیم به تک تک عبارت‌هایی که در این چند روز از آن‌ها استفاده شده است یک لیست بلند بالا و طنز از وضعیت اتاق فکر این گروهک‌های خشونت‌طلب موجود در دانشگاه می‌شود آماده کرد. آن کسی که تا دو سال پیش گیره به پلک می‌زد تا خود را تحت فشار مطالعه و دوری از خواب به بهترین دانشگاه‌های دولتی کشور برساند، اکنون مخالف سیاست‌های چپ شده است؟ شایسته نست این دانشجو را سریعا با دانشگاه آزاد اسلامی و پردیس‌های خودگردان منتقل کرد تا از بهره‌مندی از سیاست‌های راست، به آرامش برسد؟ یا عده‌ای قلیل دیگر در کنار شعار روحت شاد بر فلان دیکتاتور که یک قرن پیش خاک ایران را تسلیم اجنبی کرد، فریاد می‌زند مرگ بر دیکتاتور! در آرزوی آزادی و دموکراسی و حق رای به دنبال پادشاه برای خود می‌‌گردند و پرچم یک حکومت پادشاهی که نه بویی از استقلال برده بود و نه آزادی را به نمایش می‌گذارند. آیا کسی که مخالف دموکراسی و آزادی است شایسته حق اظهارنظر و اعتراض است؟ نباید او را سریعا مورد عتاب قانونی و اخراج از دانشگاه قرار داد تا از شدت این رفتار سرکوبگرانه لذت برده و به آرزوی خود برسد؟
حمله به صفوف نمازگزاران در دانشگاه، پاره کردن عکس شهدای حوادث اخیر، فحاشی مکرر، پرتاب سنگ و استفاده از چاقو تنها گوشه‌ای از اقداماتی است که در این دو روز از سوی این شعبان بی‌مخ‌های دانشگاه رفته انجام شده است. اقداماتی که با هر زاویه نگاهی و با هر مقدار از تساهل و تسامح باز هم مستحق جریمه از سوی کمیته‌های انضباطی دانشگاه‌هاست ولی گویا پاشنه مدیریتی مدیران آن وزارتخانه بر روی این سیاست می‌چرخد که برخوردی نشود تا وقاحت و جرئت این افراد در هتک حرمت به ساحت دانشگاه بیشتر از پیش شود.
اگر تدبیری برای برخورد با این عوامل رادیکالی که اکنون هسته‌های کوچکی در دانشگاه‌ها هستند و اعضای انگشت شماری دارند، انجام نشود، قطعا شاهد این خواهیم بود که دانشجویانی که صرفا تحصیل برایشان مهم بوده و سعی می‌کنند نهایتا در حد تماشاگر در این صحنه‌ها حضور داشته باشند، تحت فشار این دیکتاتورهای خشونت‌طلب وادار به همراهی با آنان شوند تا مورد آزار و اذیت و سنگینی فضای روانی قرار نگیرند.
آقای وزیر علوم حتی اگر مسائل حاکمیتی و مذهبی برای‌شان اهمیتی نداشته باشد، باید سریعا در قبال وظایف خود در مورد چرایی مدیریت مفتضحانه شرایط فعلی پاسخگو باشند.

مقالات مرتبط

سناریوی فشار ترکیبی و رقابت ژئوپلیتیکی رژیم صهیونیستی

تحولات سال‌های اخیر در غرب آسیا نشان می‌دهد که رقابت‌های ژئوپلیتیکی دیگر…

شعارهای ساختارشکنانه و آتش زدن پرچم ایران نتیجه مماشات با “جریان نفوذ” است

شعارهای ساختارشکنانه و آتش زدن پرچم ایران توسط اوباش دانشجونما در چند…

چوب چنددهه «ترک‌فعل» و بی‌تصمیمی در وزارت علوم را می‌خوریم

در پی بروز تجمعات هنجارشکنانه و فحاشی‌های رکیک در محیط‌های دانشگاهی، روح‌الله…

دیدگاهتان را بنویسید