دهم اسفند سالروز آغاز بهکار سینمای پس از انقلاب اسلامی ایران است. البته نه به معنی راه افتادن سینمای نوین با رویکردهای مبتنی بر ارزشهای اسلامی و انقلابی بلکه به این معنی که پس از تعطیلی سه هفتهای سینماها، بلاخره سالنها با اکران چند فیلم انباری شروع به فروش بلیت کردند.
تکلیف سینما را امام راحل روشن کرده بود، بنابراین همه دستاندرکاران تولید و پخش واقف شدند که در سیستم سیاسی جدید سینما شغلی قابل حمایت و شریف خواهد بود. سخنرانی معروف امام ره در بهشتزهرا در عین اینکه سینما را از خشم انقلابیون نجات داد همزمان گرایشهای مضمونی و پیام دهی این هنر/صنعت را روشن کرد.
حالا همه میدانستند که سینما نباید مبلغ و مروج فساد و فحشا باشد، ضمن اینکه باید به فکر تولید فیلمهای خوب و سالم ایرانی باشند، لذا خود سینماییهایی که در ابتدا مبادرت به نمایش فیلمها کردند، خود نیز ممیز فیلمها بودند. در واقع امر تا نیمه نخست سال ۵۸ هنوز هیچ دم و دستگاه و فردی متولی از سوی دولت بر جریان تولید نظارتی نداشت لذا خود انتخاب کنندگان فیلمها و معدود اثری که در مدار تولید قرار گرفت به وسیله خود اهالی سینما متناسب با شرایط جدید و پیام ارزشهای انسانی/عدالت طلبانه و نیز در راستای حرکت کلی انقلاب برنامهریزی، ممیزی و به اکران در آمدند.
چنین سینمایی میبایستی در عین فاصله از سکس و خشونت افراطی وسیلهای در جهت ساختن انسان طراز انقلاب باشد، از همینرو در میان تعداد فیلمی که از تولیدات رژیم قبلی باقی مانده بود، علیرغم قیچی خوردنهای زیاد، بازهم چیزی قابل پذیرش برای اکران باقی نمیماند، برای همین برخی تهیه کنندگان و پخش کنندگانی فعال به جستجو در میان فیلمهای خارجی در امان مانده از سوختن و نابودی پرداختند تا گزینههای مناسبی برای نمایش پیدا کنند.
البته یک سوم سالنها نیز کاهش یافته بود، یا تخریب و سوخته بودن یا اینکه به دلیل عدم استقبال چند ماه پیش ازاین تعداد قابل توجهی تعطیل شده بودند. فیلفارسی که اساسا چند سالی بود به ورشکستگی ناشی از ریزش تماشاگرانش کشیده شده بود. یعنی از سال ۵۲ که هزینه تولید افزایش یافته بود و فیلمهای خارجی ارزانتر وارد و به نمایش در میامد، تولید فیلمهای ایرانی رو به کاهش گذاشت، خصوصا که فیلمسازان ایرانی برای رقابت با آثار خارجی، گرایش به بیحیایی را پر رنگتر کردند تا حدی که علنا به صحنهای پورن روی آوردند تا بتوانند در مقابل فیلمهای ایتالیایی معروف به «لاندوبوزانکایی» مقاومت کنند، سمت و سویی که نه تنها فیلمفارسیها را نجات نداد بلکه تماشاگران سنتی خود را از دست داد و این طیف مخاطبان بیشتر به صف مقابل سالنهای نمایش دهنده فیلمهای هندی کشیده شدند تا کار فیلمفارسیها به تنفس مصنوعی کشیده شود.
واقعیتی که عملا جریان فیلم فارسی قبل از انقلاب را قبل از روبرو شدن با خشم انقلاب، به ورشکستگی کشیده بود، برای همین پس از انقلاب که سینماها راه اندازی شدند، از میان بیشتر از دو هزار کپی فیلم سوخته و نابود شده کمتر از ۳۰ فیلم در انبارها باقی مانده بود که همینها نیز به دلیل داشتن صحنههای غیر اخلاقی و فضای نامتعارف از حیض انتفاع ساقط بودند.
خلاصه که نسل جدید تماشاگران، علاقه مندان به سینما، خصوصا خانوادهها همه جوره با فضای سینمای قدیم و درونمایههای غیراخلاقی/انسانی آثار معروف به فیلمفارسی سرناسازگاری داشتند، لذا پایه ریزی سینمای نوین ایران مبتنی بر ارزشهای غالب برجامعه باعث شد تا تولیدات جمهوری اسلامی گسترش و نضج بگیرد و ضمن رونق داخلی، استقبال فستیوالهای خارجی را نیز به دنبال داشته باشد.
عوامل متعددی باعث شد تا سینمای پیریزی شده علیرغم توفیقاتی در دهه ۶۰ ولی آن چیزی نباشد که نسل انقلاب میخواست. عدم حضور افراد متخصص و متعهد برخاسته از بطن نیروهای اصیل انقلاب در سینما از جمله عواملی بود تا در گرایش بنیان گزاری سینمای نوین افراط و تفریطهایی را شاهد باشیم.
تند رویهای عوامل نفوذی چپ و راست دلبسته به فرهنگ و هنر قدیم و غربی و کلا وابسته فکری/تشکیلاتی به غریبهها در درون مدیریت وقت منجر به کشمکشهایی میشد که بدنه سینما با دو جریان معروف به فیلمفارسی و روشنفکری مرعوب سینمای بی خاصیت اروپای شرقی ساختاربندی شود، به طوری که امسال در چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر همچنان با اثاری روبرو بودیم که کمترین بهره را از سینمایی که میخواستیم داشت و برعکس آنچه بر کلیت سینما حاکم شده است، فیلمهایی هستند که نمیخواستیم شاهد آن باشیم.
جذابیت افرینی با دو مولفه، ایما و اشاره و صحنههای مروج اروتیک و خشونت افراطی حداقلهای وامداری سینمای فعلی به جریاناتی است که از در بیرون راندن شدند. این بحث را ادامه خواهیم داد.

