پهلوی دانشگاه را سرکوب کرد، زیرا دانشگاه بود که میتوانست آگاهی تولید کند
آنچه امروز در برخی دانشگاهها شاهدش هستیم آگاهی بخشی دانشگاه نیست فراموشی حافظه تاریخی است و این یعنی نهاد آموزش نتوانسته است حافظه تاریخی را برای دانشجویان به درستی ایجاد و حفظ نماید، براساس رویکردهای اشتباه مدرسه و دانشگاه به نهادی مدرن تبدیل شده که مسئله اش تاریخ و تمدن ما نیست.
آنچه در اسناد تاریخ قابل مشاهده است، نوعی خصومت رژیم پهلوی نسبت به دانشگاه بهمثابه نهاد تولید آگاهی انتقادی است. دانشگاهی که نه صرفاً مرکز آموزش عالی، بلکه کانون پیونددهندهی دانش، سیاست و اجتماع بود.
گزارشهای ساواک و خاطرات مقامات پهلوی نشان میدهد که فعالیت دانشجویی، حتی در قالب نشستهای علمی یا مطالعاتی، بهعنوان «زمینه بالقوه خرابکاری» تفسیر میشد. به همین دلیل، دانشگاه عملاً تحت کنترل امنیتی دائمی بود.این کنترل امنیتی دائمی، در بزنگاهها به سرکوب عریان هم می انجامید. واقعهی یک بهمن ۱۳۴۰ در دانشگاه تهران نمونهای شاخص از آن است که در آن نیروهای نظامی بهطور مستقیم وارد دانشگاه شدند و برخورد خشونتآمیزشان با دانشجویان موجب هتک حرمت دانشجویان دختر این دانشگاه شد.
هدفگیری اساتید آگاهی بخش دانشگاه نیز مکمل همین سیاست بود. بازداشت و فشار بر چهرههایی چون مهدی بازرگان، علی شریعتی و هما ناطق نشان میدهد که مسئله فقط فعالیت تشکیلاتی یا حزبی نبود، بلکه نقش دانشگاه در تولید معنا و تفسیر اجتماعی هدف قرار گرفته شده بود.
دانشگاهی که بتواند با زبان علم و آگاهی بخشی سیاست ها و رویکردهای پهلوی را به پرسش بکشد، از منظر رژیم پهلوی، تهدیدی راهبردی تلقی میشد. به همین دلیل، دانشگاه بیش از هر نهاد دیگری با سرکوب مواجه بود.
در این سالها اما نهاد تعلیم و تربیت ، برخلاف انتظار، نه در حفظ رویکرد آگاهی بخشی انتقادی مسائل روز موفق بوده است نه در ایجاد حافظه تاریخی اگاهی بخش نسبت به گذشته.
دانشگاه با اتخاذ رویکرد بیطرفی محافظهکارانه، رشد فردگرایانه و علم بریده از جامعه باعث شده که تاریخ خودِ دانشگاه، یعنی تجربه سرکوب، مقاومت و کنشگری علمی، به حاشیه رانده شود و دانشجو نسبت به آن اطلاع لازم را نداشته باشد.
اگر شرایط کنونی دانشگاه را بحران آگاهی تاریخی بدانیم، پاسخ آن نه صرفاً سرزنش دانشجو، بلکه بازطراحی رویکرد آموزشی تربیتی دانشگاه است.
لازم است چیستی دانشگاه، رسالت دانشگاه و تاریخ دانشگاه در ایران بهعنوان بخشی از برنامه آموزشی در نظر گرفته شود.
این آموزش ها باید از سطح روایتهای انتزاعی فراتر رفته و به تجربه زیسته نزدیک شده و ارتباط معنادار بین زندگی دانشجوی امروز و دانشجوی انقلابی گذشته ایجاد کند.
استفاده از اسناد ساواک، خاطرات زندانیان دانشگاهی و اسناد لانه جاسوسی دقیقاً این قابلیت را دارد که تاریخ را از «متن گذشته» به «مسئله امروز» تبدیل کند.
در سیستم جذب استاد و معلم هم باید بازنگری شود. استاد دانشگاه نباید نقش خود را به انتقال دهنده دانش تخصصی محدود کند. استاد، حامل حافظه تاریخی و مربی انسان آینده است و سکوت او در برابر تحریف یا حذف تاریخ، نوعی کنش سیاسی علیه مصلحت کشور است چه رسد به اینکه خود به تحریف واقعیت اقدام و نسل جدید را که باید ادامه دهنده مسیر حق مدار گذشتگان باشد به ارتجاع وا دارد.

