داووس و بغض برون ریخته علیه دیکتاتوری ترامپ

مجمع اقتصادی داوس، بعنوان مؤسسه ای غیر دولتی، 55 سال قبل در دهکده داوس سوییس تاسیس شد. علیرغم غیر دولتی بودن، جلسات آن بیش از هر سازمان دولتی مورد حمایت دولت سوییس قرار دارد. هرساله در سردترین روزهای زمستان هزاران نفر از سران سیاسی و اقتصادی دولتی و خصوصی جهان در این دهکده که در ارتفاع 3000 متری کوههای آلپ قرار دارد، گرد هم می آیند تا در مورد مهمترین حوادث تاثیر گذار گذشته و روند مناسب آینده برای غرب، رایزنی کنند.
اجلاس امسال اما بوی دیگری میدهد. غرب از درون دچار ویروسی بنام ترامپ شده که موجودیت و ارزشهای در بوق شده آنرا به بادفنا میدهد. لذا سخنان رهبران غرب و به ویژه اروپا که سخت تحت فشار ترامپ برای عبودیت آمریکا قرار گرفته، نشان از دوگانه “غم دوری” (نوستالژی) از سلطه از هم پاشیده سابق این بلوک جهانخوار بر کل جهان، و “نا امیدی” ژرف از آینده مبهم برای آنان دارد.
از میان سخنرانان امسال، سخنرانی مکرون، رئیس جمهور فرانسه، تنها قدرت اتمی بزرگترین سازمان غرب یعنی اتحادیه اروپا، قابل تامل بیشتر است. او نخستین فراز از -در واقع درد دل- خویش را چنین آغاز میکند: (برجسته کردن برخی نکات از عصر ایرانیان است)
“بیایید سعی کنیم در عرض چند دقیقه به چالش کلیدی این جهان بپردازیم. اما واضح است که ما به زمان بی‌ثباتی، عدم تعادل، چه از نظر امنیتی و دفاعی و چه از نظر اقتصادی، رسیده‌ایم. به وضعیتی که در آن هستیم نگاه کنید. منظورم این است که تغییر به سمت استبداد، علیه دموکراسی. خشونت بیشتر، بیش از ۶۰ جنگ در سال ۲۰۲۴ – یک رکورد مطلق، حتی اگر متوجه شده باشم که تعدادی از آنها اصلاح شده‌اند. و درگیری عادی شده، ترکیبی شده و به خواسته‌های جدید، فضا، اطلاعات دیجیتال، سایبری، تجارت و غیره گسترش یافته است. آیا خوانده‌اید؟ ۵ سوال تعیین‌کننده برای سال ۲۰۲۶ که رهبران در داووس ۲۰۲۶ به آنها خواهند پرداخت. این همچنین یک تغییر به سمت جهانی بدون قانون است. جایی که قوانین بین‌المللی زیر پا گذاشته می‌شود و به نظر می‌رسد تنها قوانینی که مهم هستند، قوانین قوی‌ترین‌هاست. و جاه‌طلبی‌های امپریالیستی دوباره در حال ظهور هستند… و جایی که چندجانبه‌گرایی توسط قدرت‌هایی که مانع آن می‌شوند یا از آن روی برمی‌گردانند تضعیف می‌شود و قوانین تضعیف می‌شوند. و من می‌توانم نمونه‌هایی از نهادهای بین‌المللی را که توسط اقتصادهای کلیدی تضعیف یا رها شده‌، چند برابر کنم. و وقتی به وضعیت نگاه می‌کنیم، به وضوح زمان بسیار نگران‌کننده‌ای است، زیرا ما در حال از بین بردن این ساختار هستیم که می‌توانیم در آن وضعیت و چالش‌های مشترکی را که داریم، اصلاح کنیم. بدون حکمرانی جمعی، همکاری جای خود را به رقابت بی‌رحمانه می‌دهد… رقابت از سوی ایالات متحده آمریکا از طریق توافق‌نامه‌های تجاری که منافع صادراتی ما را تضعیف می‌کند، خواستار حداکثر امتیازات است و آشکارا با هدف تضعیف و مطیع کردن اروپا، همراه با انباشت بی‌پایان تعرفه‌های جدید که اساساً غیرقابل قبول هستند – حتی بیشتر وقتی که به عنوان اهرمی علیه حاکمیت ارضی استفاده می‌شوند.”
آنگاه برای آنکه فقط بدگویی از متحد خود نکرده و پای رقیبی دیگر را هم به میان آورد، انتقادی هم از چین که ذم شبیه به مدح است، میکند:
“… و رقابت از سوی چین، جایی که ظرفیت‌های اضافی عظیم و اقدامات ناهموار کننده، کل بخش‌های صنعتی و تجاری را تهدید به نابودی می‌کند. کنترل صادرات خطرناک‌تر شده، ابزارهای جدیدی که تجارت جهانی و نظام بین‌المللی را بی‌ثبات می‌کنند. و پاسخ، برای حل این مشکل، همکاری بیشتر است.”
در ادامه راه مواجهه با خطر اولی را هم اینگونه یادآوری میکند:
“واضح است که ایجاد حاکمیت اقتصادی و اقتصاد استراتژیک بیشتر، به ویژه برای اروپایی‌ها، به نظر من، پاسخ اصلی است. در این زمینه، می‌خواهم دو رویکرد را کنار بگذارم. رویکرد اول، به نظر من، پذیرش منفعلانه قانون قوی‌ترین است که منجر به وابستگی و سیاست‌های بلوکی می‌شود. من فکر می‌کنم پذیرش این نوع رویکرد استعماری جدید منطقی نیست. و همه سران کشورها و دولت‌ها و رهبران تجاری، که با چنین رویکردی بیش از حد راضی می‌شوند، مسئولیت بزرگی را بر عهده خواهند گرفت. دوم، اتخاذ موضعی صرفاً اخلاقی و محدود کردن خود به اظهار نظر است. این کار ما را به حاشیه رانده شدن و ناتوانی، محکوم می‌کند. در مواجهه با وحشیگری جهان، فرانسه و اروپا باید از چندجانبه‌گرایی مؤثر دفاع کنند زیرا به منافع ما و همه کسانی که از تسلیم شدن در برابر نقش زور امتناع می‌کنند، خدمت می‌کند… ما تصمیم گرفته‌ایم بدون تهدید کسی، بلکه فقط با حمایت از یک متحد و یک کشور اروپایی دیگر، دانمارک، به یک رزمایش مشترک در گرینلند بپیوندیم. در مواجهه با این نظم و این وضعیت جدید، امسال، فرانسه ریاست گروه هفت را با یک هدف روشن – برای بازگرداندن گروه هفت به عنوان مجمعی برای گفتگوی صریح بین اقتصادهای بزرگ و برای راه‌حل‌های جمعی و مشارکتی – بر عهده دارد. جنگ‌های تجاری، تشدید حمایت‌گرایی، رقابت برای تولید بیش از حد، فقط بازنده خواهد داشت. به همین دلیل است که رسیدگی به عدم تعادل‌های اقتصادی جهانی اولویت اصلی ماست. و اگر به وضعیت نگاه کنیم، عدم تعادل‌های فعلی به دلیل برخی پدیده‌های کلیدی است و همه ما باید دستور کار خود را ارائه دهیم. این شامل مصرف بیش از حد آمریکا، مصرف کم و سرمایه‌گذاری بیش از حد چین، و سرمایه‌گذاری کم و عدم رقابت‌پذیری اروپا می‌شود.”
رئیس جمهور فرانسه آنگاه راه حل مهمتر را یار گیری از بلوک غیر غربی در برابر آمریکا میداند:
“و هدف دیگر نیز ایجاد پل‌ها و همکاری بیشتر با کشورهای نوظهور، کشورهای عضو بریکس و گروه ۲۰ است، زیرا چندپارگی این جهان منطقی نخواهد بود.”
در ادامه ماکرون ضعفهای مزمن اروپا و راههای رفع آن را بر میشمرد. در این مسیر وی همان راهکار خود کفایی و حمایت از صنعت اروپایی را که سالها با شدت در همه غرب اعمال، اما در ظاهر به شعارهای جهانگرایی و تجارت آزاد پرداخته میشد، اکنون که کفگیرهای تولیدشان در برابر آسیا به ته دیگ خورده، علنی میکند:
“از نظر من، اروپا به وضوح باید مسائل کلیدی خود – کمبود رشد، کمبود رشد سرانه تولید ناخالص داخلی – را برطرف کند و سه رکن استراتژی ما برای ارائه حاکمیت بیشتر، کارایی بیشتر و رشد بیشتر باید مبتنی بر حمایت، ساده‌سازی و سرمایه‌گذاری باشد… اروپایی‌های امروزی خیلی ساده‌لوح هستند. این یک بازار منحصر به فرد است که بدون بررسی شرایط برابر، برای همه باز است. مطمئناً هیچ کس نمی‌تواند به بازارهای چین دسترسی پیدا کند، همانطور که مردم به بازار اروپا دسترسی پیدا می‌کنند. اما حتی اگر ایالات متحده و بسیاری از کشورهای دیگر را در نظر بگیرید، سطح حمایت برای سرمایه‌گذاری و تجارت وجود دارد. و اروپایی‌ها تنها کسانی هستند که از شرکت‌های خود و بازارهای خود محافظت نمی‌کنند، زمانی که کشورهای دیگر به شرایط برابر احترام نمی‌گذارند. به همین دلیل است که ما باید بسیار واقع‌بین‌تر باشیم… صنایع ما – از بخش خودرو گرفته تا بسیاری از صنایع دیگر – به معنای واقعی کلمه به دلیل عدم احترام به یک چارچوب عادی و شرایط برابر در حال نابودی هستند. اروپا اکنون ابزارهای بسیار قوی دارد و ما باید از آنها استفاده کنیم، زمانی که به ما احترام گذاشته نمی‌شود، و اتفاقاً زمانی که قوانین بازی رعایت نمی‌شود. مکانیسم ضد اجبار ابزاری قدرتمند است و ما نباید در به‌کارگیری آن در محیط سخت امروز تردید کنیم. ما همچنین باید اصل ترجیح اروپایی را پیش ببریم. در بازار شما، ترجیح آمریکای شمالی وجود دارد.
امروزه هیچ ترجیح اروپایی وجود ندارد. ما به تدریج در حال ایجاد آن هستیم و در آخرین اسناد و تصمیمات… اولین نمونه‌های آن را داریم. اما این بسیار خوب است. و ما در حال حاضر با آلمان برای ارائه یک چارچوب بلندپروازانه و ساده همکاری نزدیکی داریم. و این یک پروژه تعیین‌کننده است و من روی کمیسیون اروپا حساب می‌کنم تا این پیشنهاد را تا اوایل سال 2026، با بالاترین سطح جاه‌طلبی ممکن، ارائه دهد تا به نظر من، در بخش‌های مختلف، اصل ترجیح اروپایی را محقق کند. این یک ضرورت است. ما باید در مورد واردات نیز در رابطه با این مسئله حمایتی اقدام کنیم. و در زمینه تشدید تنش‌های تجاری و ظرفیت بیش از حد آسیا، اروپا باید ابزارهای دفاع تجاری خود، از جمله اقدامات مشابه برای اجرای استانداردهای نظارتی را تقویت کند و ما باید کیفیت و ارزش افزوده سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی را که پروژه‌هایی با پتانسیل صادراتی قوی را هدف قرار می‌دهند، بهبود بخشیم. و این هسته اصلی برای ایجاد تعادل مجدد با چین است. چین مورد استقبال قرار می‌گیرد، اما آنچه ما نیاز داریم، سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی بیشتر چین در اروپا، در برخی از بخش‌های کلیدی، برای کمک به رشد ما، انتقال برخی فناوری‌ها و نه فقط صادرات برخی از دستگاه‌ها یا محصولاتی به اروپا است… این حمایت‌گرایی نیست، بلکه فقط بازگرداندن این شرایط برابر و محافظت از صنعت ماست. بنابراین، از بندهای حفاظتی گرفته تا ترجیحات و مشوق‌های اروپایی برای سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بیشتر، این استراتژی کاملاً کلیدی است. و به موازات آن، محافظت از اقتصادهای ما نیز به یک استراتژی تاب‌آوری، هم در واردات و هم در صادرات، برای کاهش ریسک زنجیره‌های تأمین، به ویژه برای مواد اولیه، نیمه‌هادی‌ها، تراشه‌ها و تنوع بخشیدن به شرکای تجاری ما نیاز دارد. ستون دوم اقتصاد اروپا و استراتژی اروپایی باید ساده‌سازی باشد… و هسته اصلی این ساده‌سازی گاهی اوقات خلاص شدن از شر برخی از مقررات اخیر است که به نوعی اتحادیه اروپا را در مقایسه با بقیه جهان ناهماهنگ می‌کند. هنوز این‌طور نیست. در انجام این کار، باید احترام، بی‌طرفی فناوری و عدم تبعیض را در اتحادیه اروپا تضمین کنیم. این یک رکن دیگر، نکته دیگری از ساده‌سازی است – یک رویکرد بی‌طرفانه از نظر فناوری و عدم تبعیض. ما … بین منابع مختلف انرژی تبعیض قائل می‌شویم، این برای خود اروپایی‌ها نتیجه معکوس دارد… رکن سوم استراتژی اروپا برای رقابت‌پذیری بیشتر و استقلال بیشتر، مبتنی بر سرمایه‌گذاری و نوآوری است.
ما باید خیلی بیشتر سرمایه‌گذاری کنیم. اگر سرانه تولید ناخالص داخلی بین ایالات متحده و اروپا اینقدر متفاوت باشد، ۶۵ تا ۷۰ درصد از این تفاوت به دلیل تفاوت در نوآوری است. و ایالات متحده به دلیل سرمایه‌گذاری عمومی و خصوصی بسیار نوآورتر بود. بنابراین، در بودجه ما برای ماه‌های آینده، چون امسال در اروپا مذاکره خواهیم کرد، باید پول بیشتری را در بخش‌های حیاتی که نوآوری در آنها انجام خواهد شد – شیمیایی، هوش مصنوعی، کامپیوترهای کوانتومی،فناوری پاک، دفاع و امنیت سطح بالا – سرمایه‌گذاری کنیم. اندازه بودجه مشترک ما مناسب نیست. ما باید پول بیشتری سرمایه‌گذاری کنیم تا اعتبار بیشتری داشته باشیم و این دستور کار نوآوری را تسریع کنیم. اما در عین حال، اگر به وضعیت نگاه کنید، سرمایه‌گذاری خصوصی کافی نداریم. و این یکی از تفاوت‌های اصلی است. اتفاقاً ما اروپایی‌ها پس‌انداز داریم، خیلی بیشتر از ایالات متحده. اما این پس‌انداز بیش از حد در اوراق قرضه و گاهی اوقات در سهام سرمایه‌گذاری شده است – اما خارج از اروپا. بنابراین، به همین دلیل است که اولویت اصلی باید برنامه اوراق بهادارسازی باشد. این برنامه آماده است. ما باید اجرای آن را تسریع کنیم. و دوم، اتحادیه بازار سرمایه، دقیقاً به منظور ادغام و ساده‌سازی بیشتر. اما برای داشتن یک اتحادیه بازار سرمایه کارآمد به منظور سرمایه‌گذاری پول بیشتر و استفاده از پس‌اندازهایمان برای سرمایه‌گذاری در نوآوری و عدالت در اروپا. این دستور کار، برای من، اولویت اصلی ما است – هم جهانی و هم اروپایی. و قرار است در ماه‌های آینده اجرا شود، زیرا همه چیز در مورد شتاب است… می‌خواهم در اینجا بر این واقعیت تأکید کنم که ما یک منبع برق رقابتی، پایدار و کم کربن داریم.
ما سال گذشته ۹۳ تراوات ساعت برق و برق کم کربن بر اساس مدل هسته‌ای صادر کردیم. بنابراین ما در طول سال 2026 متعهد خواهیم بود که از طریق همکاری‌های بیشتر، این دستور کار جهانی را برای رفع عدم تعادل‌های جهانی اجرا کنیم و تمام تلاش خود را خواهیم کرد تا اروپایی قوی‌تر، بسیار قوی‌تر و مستقل‌تر، بر اساس ارکانی که من به آنها اشاره کردم، داشته باشیم و همچنین می‌توانیم به گفتگو برگردیم، اما بر اساس سرمایه‌گذاری و تعهدات بیشتر در زمینه دفاع و امنیت… زیرا ما معتقدیم و اینجا، در مرکز این قاره، معتقدیم که به رشد بیشتر، به ثبات بیشتر در این جهان نیاز داریم. اما ما احترام را به قلدری ترجیح می‌دهیم. ما علم را به توطئه ترجیح می‌دهیم، و حاکمیت قانون را به وحشیگری.
خواننده محترم مشاهده میکند، اروپا با زبان رهبران خود مقر است باید به سیاست حمایت و نه بازار رها در برابر رقبا، سرمایه گذاری در برق هسته ای و نه فقط هیدروکربور، همینطور افزایش بودجه دفاعی و نه کاهش آن و مقابله با قلدری و برتری دادن به علم در برابر توطئه برای دانشمند و خرد کشی روی آورد. اما همین اروپاییان پر مدعا، درست عکس اینها را برای جهان سوم و بخصوص مسلمانان تجویز و تحمیل میکنند. و اگر کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران در همین مسیر درست و بر اساس حاکمیت ملی بخواهد حرکت کند، با انواع جنگها و آشوب و ترور و حتی صادرات بمبهای شیمیایی و خونها و داروهای آلوده به ایدز و انواع دیگر کثافات و بلیات، با آن مقابله میکنند. همین مکرون بغض کرده در برابر ترامپ، در پیام اخیرش به آن دیکتاتور منجوس، میخواهد برای در امان ماندن از قلدریهای وی، از کیسه ملت مظلوم ایران خرج کرده و به “کازهای بزرگ” علیه ما وعده دهد… اللهم اشغل الظالمین بالظالمین… آمین

مقالات مرتبط

سرنوشت ناوها

دنیای موشک‌های ایران در انتظار محور شرارت آمریکایی یک مسیر غلط و…

کوچک‌ترین جسارت به ساحت رهبری، هزینه‌های سنگین برای دشمن دارد

دکتر سعید جلیلی، نماینده رهبر معظم انقلاب، شامگاه دوشنبه ششم بهمن‌ماه با…

فاشیست 2026

وقایع اخیر در مینیاپولیس که منجر به کشته شدن چند مهاجر توسط…

دیدگاهتان را بنویسید