عبرتهایی در تقابل آمریکا با ناتو در مسئله گرینلند برای غربگرایان داخلی
ترامپ یک روز آمر ترور قهرمانان مبارزه با تروریسم داعشی شد و روز دیگر قاتل کودکان بیمار ایرانی با تحریمهای پروژه فشار حداکثری؛ در دوره جدید خود نیز فرماندهی تجاوزی را بر عهده گرفت که منجر به شهادت بیش از هزار ایرانی آن هم در میانه مذاکره شد و اخیرا در نقش سرکرده یک گروهک تروریستی، با هدایت و حمایت خود، باعث ازدنیا رفتن چند هزار نفر دیگر کف خیابانهای ایران شد. او همزمان این رویه قرون وسطایی خود را علیه کشورهای دیگر، حتی متحدین، پی گرفته؛ در نقش دزد دریایی کارائیب رئیسجمهور قانونی ونزوئلا را دزدید و حالا بزرگترین جزیره جهان که متعلق به دانمارک و زیرمجموعه ناتوست را تهدید به تصرف نظامی میکند. آیا محفلهای غربگرا و دستگاه دیپلماسی از این واقعیات درس خواهند گرفت؟
چندی پیش بود که ترامپ به بهانه مبارزه با مواد مخدر، به بزرگترین دارنده ذخایر نفتی دنیا تجاوز نظامی کرد و رئیسجمهور قانونی آن کشور را ربود. او البته اهداف اصلی خود را هم لو داد و در ادعایی به سبک استعمارگران قرن نوزدهم نوشت: «ونزوئلا نفت، زمین و داراییهای آمریکا را دزدیده است»! البته ونزوئلا احتمالا مهره اول دومینوی جهانخواری یانکیها باشد که علیه آن اقدام شد؛ پیش از آن ترامپ بارها به کانادا فشار آورد که به عنوان پنجاهویکمین ایالت به آمریکا بپیوندد. کلمبیا، مکزیک و کوبا نیز در دنیایی که به تشخیص غلط غربگرایان داخلی بنا بود دنیای گفتمانها باشد و نه موشکها، مورد تهدید مدعی اول دموکراسی در جهان قرار گرفتهاند؛ که البته به نظر میرسد پیش از آنها بزرگترین جزیره دنیا در اولویت آمریکا برای تجاوز و تصرف قرار گرفته است: گرینلند.
جزیرهای در شمال اقیانوس اطلس و متعلق به کشور دانمارک که یک دولت خودمختار دارد. ترامپ البته برای توجیه اقدام نظامی محتمل خود علیه این جزیره ادعا کرده که دانمارک قادر به جلوگیری از نفوذ روسیه و چین در قطب شمال نیست. مهملی که مشابه ادعای مبارزه با مواد مخدر در توجیه تجاوز به ونزوئلاست. اما همزمان اهداف اصلی و استعماری خود را هم لو داده و گفته: «این جزیره با موقعیتی راهبردی و غنی از مواد معدنی، برای آمریکا حیاتی است و ما برای امنیت ملی خود به آن نیاز داریم؛ این برای گنبد طلایی که ما در حال ساخت آن هستیم، حیاتی است».
مقصود ترامپ از پروژه گنبد طلایی، که نامش برگرفته از گنبد آهنین رژیم صهیونیستی است، پروژهای است که در مه 2025 از سوی او به عنوان بخشی از سیاست امنیت ملی آمریکا معرفی شد. که آن هم عبارت است از توسعه سیستم دفاع موشکی چندلایه؛ و اعلام کرد 175میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و تا پایان دوره ریاستجمهوریاش تکمیل خواهد شد. اقداماتی که نشان میدهند آمریکا خطر از بین رفتن نظمی که آن را پسا جنگ جهانی در دنیا حاکم کرده را جدی میبیند؛ دنیایی که خصوصا در شرایط این چنین بزنگاهی، دنیای زور و موشک است و قانون جنگل بر آن حاکم.
نکته قابل تامل اما اینجاست که آمریکا حتی در قبال متحدین خود و به بهای از بین رفتن پیمانهای استراتژیکی همچون ناتو، به تجاوزگری ادامه میدهد و خوی بلعیدن کشورها و منابع آنان را کنار نمیگذارد. گرینلند متعلق به کشور دانمارک یعنی یکی از اعضای پیمان ناتو است؛ پیمانی که میگوید اگر به یکی از کشورهای عضو تجاوز شد، باید همگی علیه متجاوز اقدام کنند. حالا و با تهدیدهای ترامپ مبنی بر تجاوز نظامی و تصرف این جزیره، این اتحاد نظامی با خطر جدی فروپاشی رو به رو است. فردریکسن، نخستوزیر دانمارک، همانند دیگر کشورهای برجسته اروپایی، در همین زمینه میگوید: «هرگونه اقدام علیه گرینلند، به منزله پایان ناتو است». ترامپ اما نوشت: «ناتو باید راه را برای تصرف گرینلند هموار کند»؛ و تهدید کرد که ناتو بدون آمریکا نیروی موثر و بازدارندهای نیست.
در مقابل اما نخستوزیر گرینلند که این روزها در تظاهرات ضدآمریکایی نیز حضور دارد، گفته است: «ترامپ از خیالپردازی در خصوص گرینلند دست بردارد». مقامات عالی کشورهای فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان، اسپانیا و انگلیس نیز در کنار دانمارک پیام تندی خطاب به آمریکا صادر کردند که در آن تصریح شد گرینلند به مردم آن تعلق دارد. اما این تلاشهای دیپلماتیک راه به جایی نبردهاند. ترامپ شامگاه 27 دی اعلام کرد که ضمن افزایش تعرفههای گمرکی علیه گرینلند به 25%، علیه کشورهای دانمارک، فرانسه، آلمان، انگلیس، هلند، نروژ، سوئد و فنلاند از اول فوریه 10% تعرفه وضع میکند تا درباره گرینلند به توافق (بخوانید قبول خواسته استعماری آمریکا) برسند. البته این کشورها هم در پاسخ گفتهاند که هرگز تسلیم نخواهند شد.
سوالی جدی با تامل در تقابل آمریکا حتی با شرکای راهبردی اروپایی خود که با آنها در پیمانهای استراتژیک نظامی نیز قرار دارد، مطرح میشود. آیا گرینلند و ونزوئلا و کوبا و کلمبیا و سایر کشورهای تهدید شده توسط ایالات متحده، برنامه هستهای دارند که از نظر آمریکا در آستانه ساخت سلاح اتمی باشند، یا قدرت موشکی و حضور و نفوذ آنها در مناطق اطراف کشورهای خود موجبات نگرانی آمریکا را فراهم آورده؟ پاسخ همین سوال ساده باطل السحر ادعاهای بیمبنای غربگرایان ایرانی در توجیه ضرورت مذاکره و توافق با یانکیهای سیریناپذیر و جهانخوار است. ترامپ که حالا پس از بزرگترین دارنده ذخایر نفتی، هوس بزرگترین جزیره دنیا را کرده، بیش از روسای جمهور پیشین این رژیم ظالم، باطن سیاه و غیردموکراتیک سیاستهای آمریکا را از پشت کتوشلوار و کراوات به نمایش گذاشته است.
این روزها و همزمان با این اتفاقات که حجت را بر هر ناظر بیطرفی تمام میکنند، زنجیره رسانههای غربگرا که از معطل ماندن اقتصاد و بقای نشت و بینظمی در آن منتفع میشوند، به بیانیه رئیس دولت اصلاحات پیرامون اتفاقات تروریستی اخیر در کشور با تیترهایی مثل «درس نمیگیریم!» ضریب میدهند. که در آن ادعا میکند:« آنچه مایه تأسف فراوان است، عدم درس آموزی از حوادث گذشته و فهم خواستهها و نارضایتیهای مردم و از دست دادن فرصت های اصلاح و تغییر از سوی حاکمیت است»! البته احتمالا این بیانیه را خطاب به خود و دولتهایی که از آنها حمایت کرده، نوشته است.
دولتهای روحانی هشت سال کشور را معطل توافق برجام نگه داشتند؛ همزمان محفلهای قدرت و ثروت از ارز ترجیحی و قاچاق و اختصاصیسازیها خود را پروار میکردند. همین ترامپ اما در اردیبهشت 97 یکطرفه از برجام خارج شد و در دولت کنونی که آن هم مورد حمایت رئیس دولت اصلاحات بوده است، مکانیزم ماشه فعال شد و تمام قطعنامهها بازگشتند. نتیجه درس نگرفتن از این تجربهها تکرار رشد اقتصادی نزدیک به صفر در دهه نود، تعطیلی هزاران واحد تولیدی، ناترازی در سوخت و برق و ده برابر شدن نرخ ارز خواهد بود. روندی که به سود محفلهای خاص و به ضرر مردم است باید فورا به پایان برسد. وزارت خارجه این روزها علاوه بر دهها کاری که برای بازارسازی و تقویت روابط با باشگاه کشورهای تحریمی دارد و به نظر معطل مانده، باید آمریکا را بابت طراحی فتنه اخیر پاسخگو کند؛ ترامپ مجرم است و خیال مذاکره با او در این شرایط خیانت به ایران و ایرانی است.

