در تشییع شهدای روز سیزدهم جنگ؛ فریاد مطالبۀ ملی انتقام

روز گذشته شهدای سیزدهمین روز جنگ تشیع شدند. در جنگ 12 روزه جنگنده‌های خود را فرستادند و در سیزدهمین روز جنگ مزدوران خود را به جان مردم انداختند. این شیوه‌ی قدیمی اجنبی خونریز بوده است. الگویی که آمریکا، سرکرده استکبار جهانی و زاییده نامشروعش، رژیم صهیونیستی در قبال جامعه جهانی در پیش گرفته است.
این کشور خود را تدبیرکننده وضعیت جهانی پنداشته و گمان می‌کند هرگاه که بخواهد می‌تواند آرامش هر گوشه از دنیا را به هم بریزد، هر حکومتی که برخلاف امیالش قدم برمی‌دارد را برکنار کند و هرگاه که قصد تصرف سرزمینی را کند، به زور تهدید و جنگ تصاحب نماید.
اگر تعداد افرادی که خون آن‌ها برای ارضای امیال این مستکبرین به زمین ریخته شده، شمرده شوند، بیشتر باید برسر جایزه خون طلبی با هم رقابت کنند تا جایزه صلح طلبی. امروز دیگر همه نقاب های خود را برداشته اند و جنایت و قساوت را از حد گذرانده اند، توحش را در حد اعلای آن به کار بسته‌اند که مبادا سلطه خود را در بزنگاه کنونی از دست بدهند.
راه مقابله با این توحش سازمان یافته -که گاها به به صورت مستقیم، گاها هم با توسل به عده‌ای مزدور انجام می‌شود- نوعی از تقابل است که نه تنها در مقابل ضربات آن عقب ننشیند، بلکه فارغ از هرگونه ترس و وابستگی به استکبار باشد تا بتواند آشکارا پاسخی بدهد و ضربه‌ای به این هیمنه ساختگی وارد نماید تا تلاشش برای احیای خود را ناکام بگذارد.
آنچه در چند روز اخیر در ایران رخ داد، در واقع با برنامه‌ریزی مستقیم ایالات متحده بود که با جلو انداختن مترسکی مانند ربع پهلوی و به کار گرفتن عواملشان که ترکیبی از سلطنت‌طلبان و مجاهدین خلق بودند با بدترین نوع توحش انجام گرفت و جان‌های شریفی را قربانی کرد.
خوی استکبار مشخص است و تا زمانی که شما را عقب نراند از پا نمی‌نشیند. لذا صرف سکوت در قبال این حمله آمریکایی و اکتفا به این گزاره که این حمله دشمن نیز ناکام ماند، مستکبر را هار می‌کند تا عملش را بارها و بارها تکرار نماید و جان‌های بیشتری را بگیرد تا به نتیجه‌ مطلوبش برسد مگر آنکه پاسخی او را از کرده‌اش پشیمان کند.
اگر پاسخ به این آشوب طلبی مستقیما به عامل اصلی آن داده نشود، روزهای بعدی باید داغدار جان‌های بیشتری باشیم. مطالبه انتقام در این نقطه شاید از سوی عده‌ای که همواره به دنبال روزنه‌ای برای انداختن خود به آغوش آمریکا بوده‌اند و او را به عنوان رئیس بزرگ پذیرفته‌اند، نوعی خشونت طلبی، افراط نامیده شود، اما در واقعیت یک عملکرد منطقی است که او را از کرده‌اش پشیمان می‌سازد و آنچه که به او اجازه داده که در وقاحتش پیشروی کند، پذیرش او توسط عده‌ای به عنوان ابرقدرتی است که زوال ندارد. ابرقدرتی که اکنون هم‌پیمانان سنتی خود را نیز می‌بلعد ولی همچنان عده‌ای چشم به ارتزاق از موهبت وی دوخته‌اند؛ چه توهمی!

یاسر سالک‌نیا، متولد ۱۳۷۶، سردبیر سابق پایگاه خبری دانشجویی کف دانشگاه، کارشناس ارشد عمران و دبیر کنونی عصردانشجوست
مقالات مرتبط

از رنه نیکول آمریکایی تا زینب دارابی ایرانی

زینب دارابی ، نام جدیدی است که به فهرست زنان آسیب دیده…

9 بهمن 1404

حاشیه به جای متن

مشغولیت دولت به موتور سواری بانوان در اوج گرانی خودرو، ارز و…

انتقام یعنی برخورد با تمام زنجیره جنایت

نگاهی به اظهارات سخنگوی دولت که خلاف رویه جاری حتی در کشورهای…

دیدگاهتان را بنویسید