روایتی از سلطه طلبی علنی آمریکا تا ثبات دولت در ونزوئلا 24 ساعت پس از آأم ربایی و سخنانان ترامپ:
در روز روشن قرن بیست و یکم، شاهد دهنکجی آشکار به ابتداییترین حقوق یک ملت هستیم؛ جایی که رئیسجمهور قانونی یک کشور را بیمحابا میربایند و بلافاصله دلال بزرگ کاخسفید، دونالد ترامپ، روی صحنه میآید و با ادبیات یک شریکِ دزد، نه تنها از تغییر رؤسای جمهور سخن میگوید، بلکه دیگران را هم به ربایش و راهزنی تهدید میکند. این، عریانترین تصویر از بازگشت به عصر استعمارگری قرنهای گذشته و نمایش بی پرده ذات آمریکا و نظم غیرعادلانه است؛ منتها این بار بدون نقاب و پوستههای بزکشده دموکراسی.
ترامپ رسماً اعلام میکند که بنا دارد اداره ونزوئلا را به دست بگیرد و نفت آن را غارت کند؛ این یعنی بازگشت به عصر «اداره مستعمرات» که در آن دارایی ملتها پس از کسر سهم ارباب، خرج مدیریت خودشان میشود! او همان جوانی است که در سال ۱۹۸۰ صراحتاً میگفت باید به ایرانِ تازه انقلابکرده حمله میکردیم تا صاحب نفتشان میشدیم. امروز هم همان استعمار نفتی را دنبال میکند.
حقیقت آن است که ترامپ پس از شکست در مقابل چین و نبرد تعرفهای، پذیرش شرایط روسیه، و شکست در جنگ ۱۲ روزه مقابل ایران، امروز بیش از هر زمان نیازمند پیروزی است، حداقل در حیاط خلوت خودش اما نتیجه نگرفته است.
کشورهای بسیاری از جمله چین، روسیه، ایران، کشور های آمریکا لاتین مانند برزیل، مکزیک، کوبا، کلمبیا و… این اقدام را محکوم کردند و حتی دولتی مانند فرانسه هم با وجود حمایت از رفتن مادورو اما عنوان داشت که عملیات آمریکا در ونزوئلا نقض حقوق بینالملل است و این کار آمریکا باعث می شود که قانون جنگل بر جهان حاکم خواهد شد.
برخی از کشورهای که محکوم کردند به صراحت این اقدام آمریکا را استمرار و وجوه تلخ تری از پرونده پاناما بیان کردند که بوی خون هزاران بیگناه از آن به مشام میرسد. در سال ۱۹۸۹ با تهاجمی وحشیانه، نه تنها نوریگا را ربودند، بلکه با بمباران مناطق فقیری چون «الچوریلو»، هزاران غیرنظامی را به خاک و خون کشیدند و سپس با انحلال ارتش آن کشور، پاناما را به یک مستعمره بیدفاع بدل کردند. هرچند مجمع عمومی سازمان ملل این وحشیگری را محکوم کرد، اما حق وتو چتری شد برای فرار جانیان از مجازات.
بنابرین این ربایش برای مادورو نه تنها ننگ نیست، بلکه او می تواند برای کشور و منطقه اش تبدیل به الگو یا نمادی از رویکرد آمریکا شود؛ شبیه همان داستانی که برای مصدق رقم زدند.
اما آنچه عامل تعجب می شود رویکرد رسانهای برخی در داخل است. جریانی که در روزنامهها خود با ذوقزدگی وقیحانهای واژه «ربایش» را به «بازداشت» و «دستگیری» ترجمه میکنند. این تیترهای مسموم که مادورو را در کنار صدام مینشانند، چیزی جز تلاش برای «مشروعیتبخشی به تجاوز» نیست.
گویا ناخواسته تبدیل بازوان تبلیغاتی واشینگتن در تهران شده اند که میخواهند با تطهیر چهره جلاد، منطق تسلیم را به خورد جامعه بدهند. وقتی حتی «نیویورکتایمز» این حرکت ترامپ را غیرقانونی و مضحک میخواند و در سرمقاله شورای سردبیری خود عنوان می دارد که حمله ترامپ به ونزوئلا غیرقانونی و غیرعاقلانه است، این رسانه ها در داخل کشور چگونه میتوانند کاسه داغتر از آش شوند؟
نیویورک تایمز در ادامه عنوان می دارد : «ترامپ کشور ما را بدون دلایل موجه به یک بحران بینالمللی سوق میدهد. دولتها در طول تاریخ، رهبران کشورهای رقیب را تروریست نامیدهاند تا حمله نظامی را توجیه کنند. این ادعا در مورد ونزوئلا به طور خاص مضحک است زیرا شاهدی معنیداری از فنتانیل یا سایر موادی که بر اپیدمی اخیر مصرف در ایالات متحده غالب شدهاند، نیست. اما ترامپ همزمان رئیسجمهور هندوراس را که ادارهکننده یک عملیات بزرگ مواد مخدر بود را عفو نمود!»
ونزوئلا در میان دولت های منطقه آمریکا لاتین همواره به مخالفان سیاسی خود فرصت حضور و حتی رقابت جدی در انتخابات را داده است و حتی در این کشور صاحب حزب و رسانه هم هستند اما مادورو برای سه دوره پیاپی رای می آوردند و این مایه آزار آمریکاست.
دولت مادورو بدون حضور او همچنان ادامه دارد و تا امروز که دولت و ارتش ونزوئلا به فعالیت خود ادامه می دهند و تغییری رقم نخورده است؛ «فارن افرز» هم اعتراف کرده که ساختار قدرت در کاراکاس پابرجاست و معاون مادورو نه تنها در برابر آمریکا ایستاده بلکه حتی به دنبال محاکمه جهانی این ربایش است.
در خصوص مخالفان دولت هم باید گفت نظرسنجی رسانه های غربی هم نشان می دهد که ملت ونزوئلا با اکثریت ۹۱ درصدی که از اپوزیسیون دستنشانده و برنده جایزه نوبلِ فرمایشی (ماچادو) متنفرند و زیر بار «بردهداری نوین» نمیروند. وقتی تنها ۳ درصد مردم موافق مداخله نظامی هستند، یعنی آمریکا در یک انزوای مطلق دست و پا میزند.

