دموکراسی دزدیده شده و بازگشت امپریالیسم

تحولات اخیر در ونزوئلا، که با دخالت مستقیم ایالات متحده و برکناری اجباری نیکولاس مادورو همراه شده است، نه «پیروزی دموکراسی» که واشنگتن ادعا می‌کند، بلکه نمونه‌ای عریان از بازگشت امپریالیسم کلاسیک به نیمکره غربی است. آنچه امروز در کاراکاس رخ داده، بیش از آنکه پایان یک بحران باشد، آغاز مرحله‌ای تازه از بی‌ثبات‌سازی، غارت منابع و مهندسی سیاسی است؛ الگویی که ملت‌های مستقل از ایران تا آمریکای لاتین، دهه‌هاست آن را تجربه کرده‌اند.
ایالات متحده، با تکرار همان منطق عراق، لیبی و افغانستان، تصور می‌کند که حذف یک رهبر سیاسی مساوی با حل یک مسئله ژئوپولیتیک است. این خطای راهبردی، بارها از سوی رهبر انقلاب اسلامی ایران مورد هشدار قرار گرفته است؛ آنجا که تأکید می‌کنند آمریکا نه به دنبال دموکراسی است و نه حقوق بشر، بلکه تنها منافع خود و سلطه بر منابع ملت‌ها را دنبال می‌کند.
ونزوئلا، با بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان، برای واشنگتن نه یک کشور مستقل، بلکه یک «دارایی مصادره‌نشده» تلقی می‌شود. برخلاف روایت غالب رسانه‌های غربی، نیکولاس مادورو رئیس‌جمهوری برآمده از کودتا یا انتصاب نظامی نبود؛ او در انتخابات ریاست‌جمهوری، با کسب حدود ۶۷ درصد آرا در برابر ۳۳ درصد رقیب خود پیروز شد؛ انتخاباتی که با حضور رقیب، مشارکت احزاب مخالف، فضای تبلیغاتی باز و نظارت ناظران بین‌المللی برگزار شد. این واقعیت، عمداً در روایت آمریکایی سانسور می‌شود، چرا که مشروعیت انتخاباتی مادورو، کل منطق مداخله را زیر سؤال می‌برد. حتی چهره شاخص اپوزیسیون، ماریا کورینا ماچادو، سال‌ها آزادانه در داخل ونزوئلا فعالیت سیاسی داشت، کارزار انتخاباتی راه انداخت، رسانه داشت و نه‌تنها ممنوع‌الفعالیت نبود، بلکه تا جایی پیش رفت که جایزه صلح نوبل نیز به او اعطا شد؛ موضوعی که خود گواه روشنی بر وجود فضای سیاسی فعال و متکثر در کشور است. برخلاف ادعای آمریکا، نه ماچادو سرکوب شد و نه احزاب مخالف از فعالیت محروم بودند.
با این حال، ایالات متحده با نادیده‌گرفتن رأی اکثریت مردم ونزوئلا، عملاً رئیس‌جمهور قانونی یک کشور مستقل را کنار زد و آنچه را که حتی مخالفان داخلی نتوانسته بودند در صندوق رأی به دست آورند، با زور نظامی و فشار خارجی تحمیل کرد. این اقدام، مصداق روشن دزدیدن رأی ملت‌ها و نقض آشکار حاکمیت ملی است؛ همان رفتاری که رهبر انقلاب اسلامی بارها آن را ویژگی ثابت نظام سلطه دانسته‌اند: «آمریکا به رأی مردم اعتقادی ندارد؛ فقط رأی‌ای را قبول دارد که مطابق منافعش باشد.»
دکترین «دانرو»؛ بازگشت استعمار با ادبیات جدید
آنچه تحلیلگران غربی از آن با عنوان «دکترین دانرو» یاد می‌کنند، در واقع بازتولید همان دکترین مونرو با زبان قرن بیست‌ویکمی است: آمریکا قاره آمریکا را حیاط خلوت خود می‌داند و هر دولتی که از نظم مطلوب واشنگتن تبعیت نکند، با فشار اقتصادی، تحریم، کودتا یا مداخله نظامی مواجه می‌شود. تفاوت ترامپ با اسلافش نه در ماهیت، بلکه در عریان‌بودن این سیاست است.
در این چارچوب، ونزوئلا به جرم سه «گناه نابخشودنی» هدف قرار گرفت:
الف) مقاومت در برابر نظم تک‌قطبی آمریکا
ب) همکاری راهبردی با چین، روسیه و ایران
ج) کنترل مستقل بر منابع انرژی
همان الگویی که علیه جمهوری اسلامی ایران، سوریه و حتی روسیه به کار گرفته شد، اکنون در کاراکاس تکرار می‌شود. به تعبیر رهبر انقلاب، آمریکا با هر کشوری که بخواهد مستقل تصمیم بگیرد، مسئله دارد؛ . به تعبیر رهبر انقلاب، مشکل آمریکا با کشورها «رفتار» یا «دموکراسی» نیست، بلکه استقلال است.
توهم «گذار دموکراتیک» زیر سایه اشغال
مدافعان مداخله نظامی آمریکا ادعا می‌کنند که حذف مادورو راه را برای دموکراسی باز می‌کند. اما تجربه تاریخی منطقه چیز دیگری می‌گوید. از گواتمالا و شیلی تا پاناما و هائیتی، مداخلات آمریکا نه به ثبات انجامیده و نه به آزادی، بلکه شبکه‌های مافیایی، دولت‌های دست‌نشانده و اقتصادهای وابسته را تقویت کرده است. ماچادو بیش از آنکه رهبر ملی باشد، به نماد اپوزیسیون وابسته به بیرون تبدیل شده است؛ وضعیتی که پیش‌تر در لیبی، عراق و افغانستان نیز مشاهده شد. رهبرانی که با حمایت خارجی به قدرت رسیدند، اما فاقد مشروعیت و توان اداره کشور بودند و نتیجه آن، فروپاشی دولت و گسترش ناامنی بود.در ونزوئلا نیز، ساختار «چاویسمو» صرفاً یک فرد یا یک حزب نبود، بلکه شبکه‌ای پیچیده از نیروهای نظامی، اقتصادی و اجتماعی است.
نفت؛ قلب واقعی ماجرا
برخلاف ادعاهای اخلاقی واشنگتن، مسئله اصلی ونزوئلا «حقوق بشر» نیست، بلکه کنترل نفت است. اصرار آمریکا بر «اداره موقت ونزوئلا»، تصاحب درآمدهای نفتی و واگذاری امتیازات به شرکت‌های آمریکایی، یادآور همان الگویی است که در عراق پس از ۲۰۰۳ اجرا شد. رهبر انقلاب بارها هشدار داده‌اند که هر جا آمریکا وارد شد، اول امنیت، بعد اقتصاد و در نهایت هویت ملی آن کشور نابود شد.
اگر درآمدهای نفتی ونزوئلا از کنترل دولت ملی خارج شود، هر انتخاباتی صرفاً نمایشی خواهد بود. حاکمیت سیاسی بدون حاکمیت اقتصادی، توهمی بیش نیست؛ درسی که ملت ایران با تجربه ملی‌شدن نفت و سپس کودتای ۲۸ مرداد به‌خوبی آموخته است. همان‌گونه که رهبر انقلاب تأکید کرده‌اند، حاکمیت بدون استقلال اقتصادی، پوچ و صوری است.
ونزوئلا در نظم در حال گذار جهانی
تحولات ونزوئلا بخشی از نبرد بزرگ‌تر میان نظم تک‌قطبی رو به افول و نظم چندقطبی در حال ظهور است. آمریکا می‌کوشد با قدرت نظامی، حضور چین، روسیه و حتی ایران را در آمریکای لاتین مهار کند. اما جهان تغییر کرده است. از نگاه ایران، این تحولات بخشی از گذار تاریخی از نظم تک‌قطبی به نظم چندقطبی است. ونزوئلا، مانند ایران، به میدان تقابل این دو نظم تبدیل شده است. مقاومت در برابر سلطه آمریکا، هرچند پرهزینه، اما بخشی از شکل‌گیری نظم جدید جهانی است که در آن قدرت‌های مستقل نقش‌آفرین خواهند بود
سه مسیر پیش رو؛ و مسئولیت ملت‌ها
آینده ونزوئلا را می‌توان در سه مسیر خلاصه کرد:
الف) گذار مدیریت شده اما وابسته :دولتی ظاهراً غیرنظامی، اما تحت قیمومیت آمریکا و شرکت‌های نفتی
ب) بی ثباتی مزمن :رشد گروه‌های مسلح، فروپاشی اقتدار مرکزی و بهانه برای حضور دائمی آمریکا
ج) مقاومت ملی و بازسازی مستقل: دشوارترین اما تنها مسیر واقعی حاکمیت
تجربه جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که مسیر سوم، هرچند طولانی و پرهزینه، اما تنها راه حفظ عزت ملی است. همان‌گونه که رهبر انقلاب تأکید می‌کنند، ملت‌ها با ایستادگی، نه با تسلیم، آینده خود را می‌سازند.
جمع‌بندی
آنچه در ونزوئلا رخ داد، نه اصلاح یک بی‌عدالتی، بلکه بی‌عدالتی‌ای تازه بود
رأی اکثریت مردم نادیده گرفته شد
رئیس‌جمهور منتخب کنار زده شد
حاکمیت ملی نقض شد
و کشوری مستقل به میدان مهندسی سیاسی آمریکا تبدیل گردید
ونزوئلا امروز، همان درسی را تکرار می‌کند که ملت ایران سال‌ها پیش آموخت؛ آمریکا با رأی ملت‌ها کنار نمی‌آید، مگر آنکه آن رأی در خدمت منافعش باشد.
آینده ونزوئلا نه در واشنگتن، بلکه در اراده مردم آن کشور رقم خواهد خورد؛ مردمی که دیر یا زود درمی‌یابند استقلال، با هزینه به دست می‌آید، اما وابستگی، آینده‌ای ندارد.

مقالات مرتبط

آسیب های اجتماعی زنان در منطقه کهگیلویه و بویر احمد

حیطه زنان و مسائل مربوط به آن گسترده، گاهاً پیچیده و متاسفانه…

6 ژانویه 2026

معلمی که مسیر می‌سازد

برگرفته از مجله سها: تقریباً همه ما در حافظه‌مان دست‌کم یک معلم…

6 ژانویه 2026

روز آزادی زن

این کتاب با موضوع تاریخ شفاهی قیام 17 دی ماه زنان در…

6 ژانویه 2026

دیدگاهتان را بنویسید