از اظهارات متناقض برای مذاکره تا شانس برای جایزه صلح ترامپ برای جنگافروزی در جهان:
عراقچی، وزیر امور خارجه، در مصاحبه با الجزیره، دفترحفاظت از منافع ترامپ در ایران را افتتاح کرد و گفت: «به نظرم ترامپ شانس صلح نوبل را داشت؛ اگر درست حرکت میکرد؛ شاید هنوز هم دیر نشده باشد». ترامپی که در کنار جنایاتی چون ترور قهرمانان مبارزه با تروریسم یعنی حاج قاسم و ابومهدی، شراکت در نسلکشی غزه، حملات وحشیانه به یمن، تحریمها و فشار حداکثری غیرانسانی علیه ایران و نهایتا تجاوز نظامی مستقیم به کشور در میانه مذاکره، حالا هدف واقعی از محاصره نظامی ونزوئلا را فاش میکند و در عباراتی قرون وسطایی و بر مبنای قانون جنگل میگوید: «این وضعیت تا زمانی که نفت، اراضی و دیگر داراییهایی را که پیشتر از ما سرقت شده را بازگردانند، ادامه خواهد داشت»!
این سطح از تحلیل توسط معمار برجامی که ده سال ایرانِ پرظرفیت را معطل نتایج و گلابیهای برجام نگه داشت، اما نهایتا تحریمها دوبرابر شد و قطعنامهها با فعال شدن ماشه تماما بازگشتند، چندان عجیب نیست؛ کسی که حتی این تجربه هم برایش کافی نبود و در قامت وزیر خارجه باز هم بر طبل مذاکره با آمریکای همان ترامپی کوبید که در اردیبهشت 97 یک طرفه و علیرغم تایید 15باره آژانس بر انجام تمام تعهدات از سوی ایران، از این توافقنامه خارج شد. در همین راستا مذاکرات غیرمستقیم در دولت پزشکیان با آمریکا آغاز شد، اما در میانه آن رسما موضوع مذاکره بمباران شد و ترامپ اخیرا با پذیرفتن تمام مسئولیت آن مهر تاییدی بر اعترافات رسانههای غربی زد که مینوشتند این مذاکرات تنها ابزاری برای غافلگیری حداکثری ایران بود.
البته برای کسی از نسلهای آینده که داستان این سالهای ایران و آمریکا را از کتابهای تاریخ بخواند احتمالا نهایت شگفتی خواهد بود که بفهمد اعتماد ایران به آمریکا و غرب با وجود این حمله نظامی نیز همچنان پابرجا ماند؛ کسانی که در حین دفاع مقدس 12روزه برای گروسی خط و نشان میکشیدند پس از جنگ باز هم در قاهره با او تفاهمنامه امضا کردند تا بلکه مکانیزم ماشه که سالها اساسا وجود آن را زیر سوال میبردند، فعال نشود؛ اما هم فعال شد و هم بعدتر شورای حکام علیه ایران قطعنامه تصویب کرد؛ و در حاشیه اجلاس سازمان ملل در نیویورک هم با ویتکاف، نماینده ترامپ، قرار ملاقلات گذاشتند که با جواب رد و تحقیر او مواجه شدند.
حالا عراقچی در مصاحبه با الجزیره باز هم پیام التماسی برای مذاکره را به طرف غربی میفرستد؛ او خطاب به ترامپ میگوید: «پیشنهاد من به رییسجمهور آمریکا این است که به دیپلماسی برگردند»؛ اما در عین این که یکی به نعل زده، دیگری را به میخ میکوبد تا تیزی اظهاراتش در داخل را هم بگیرد، اما همزمان ذهن آشفته و غیرمنسجم خود را هم نمایش میدهد؛ آن جا که در گزارهای درست خلاف پالس به ترامپ برای مذاکره میافزاید: «ما هیچ وقت به آمریکا بهعنوان مذاکرهکننده صادق اعتماد نداریم، و بهنظر من هیچ کسی نمیتواند به امریکا اعتماد کند»!
اما آن قسمتی از مصاحبه که شاهبیت تناقضات همیشگی جریان غربگرا و خصوصا عراقچی است، جایی است که او رسما ترامپ قاتل را سفیدشویی میکند و میگوید: «به نظر من رئیس جمهور آمریکا شانس جایزه صلح نوبل را داشت اگر که در مسیر درستی حرکت میکرد؛ اما ثمره تلاشهایش به حمله نظامی به ایران تبدیل شد. او این شانس را داشت یا شاید هم هنوز دیر نشده باشد».
این یعنی عراقچی ترور شهیدان سلیمانی و ابومهدی را که با دستور مستقیم همین ترامپ صورت گرفت، نادیده میگیرد؛ سالها تحریم غیرانسانی حتی علیه کودکان بیمار ایرانی تحت عنوان فشار حداکثری را نادیده میگیرد؛ او حتی نسلکشی آشکار در غزه و حملات وحشیانه به یمن را نیز نادیده میگیرد و با ذکر این که ترامپ شاید هنوز هم شانسی برای صلح نوبل داشته باشد، پا به روی خون بیش از هزار ایرانی شهید در جنگ دوازده روزه میگذارد.
همزمان، کسی که عراقچی تمامقد برای دفاع از او به میدان آمده، در آخرین قسمت از سریال مفتضح کردن شوی دموکراسی غربی، هدف واقعی خود از محاصره نظامی ونزوئلا را بیان و دروغ مبارزه با مواد مخدر را عیان کرد و گفت: « ونزوئلا بهطور کامل در محاصره قرار گرفته؛ بزرگترین ناوگان دریایی که در تاریخ آمریکای جنوبی گردآوری شده، این محاصره را اعمال میکند؛ این وضعیت تا زمانی ادامه خواهد داشت که نفت، اراضی و دیگر داراییهایی را که پیشتر از ما سرقت شده است، بازگرداند»!
ترامپ در عصری که آن را عصر حمایت از حقوق بشر و احترام به حقوق ملتها مینامند، رسما و آشکارا به مثابه یک مغول غارتگر که با ساعت زمان به سال 2025 آمده، عمل میکند؛ از طرفی گروسی، که با گزارش مغرضانه و جهتدار خود بهانه جنگ 12روزه علیه ایران را مهیا کرد، در سایه انفعال دستگاه دیپلماسی در برخورد متناسب با او پس از جنگ، مجدد زبان به گزافهگویی گشود و گفت: « بدون دستیابی به توافقی پایدار با ایران، تهدید این موضوع همواره زیر سایه شمشیر داموکلس باقی خواهد ماند» و ادامه داد: «گفتوگوها و تماسهای محرمانه همچنان ادامه دارد و میتوانم تأیید کنم که ارتباط با ایران برقرار است»!
پاسخ عراقچی اما به این گستاخی گروسی که در اسناد لورفته از رژیم صهیونی مشخص شد با این رژیم ارتباطات پنهانی دارد، این بود که گفت: «توافق قاهره دیگر کارآیی ندارد و باید در نحوه همکاری خودمان با آژانس تجدیدنظر کنیم»! و با توجه ادعای گروسی مبنی بر تماس و گفتگوی محرمانه با طرف ایرانی به نظر میرسد؛ دور باطل توافقهای ضعیف ادامه داشته باشد؛ تا نهایتا غربیها بتوانند یکی از ابهامات خود برای راهاندازی جنگ مجدد علیه ایران را برطرف کنند که آن عبارت است از مکان دقیق 400کیلو اورانیوم غنیشده 60درصدی.
غربگراهای داخلی که بارها ضرر و بنبستِ محضِ اعتماد به غرب و توافق با آنها را دیدهاند، هنوز هم پیام مذاکره میفرستند و برای صاف کردن جاده مذاکره آستین بالا میزنند؛ پروژهای که بهانه خوبی برای لاپوشانی فجایع مدیریتی حاصل از عملکرد دولت ناکارآمد غربگرا در داخل است؛ در حالی که دهها کار دیگر وزارتخارجه رها شده و شخص عراقچی چندی پیش در نشست دیپلماسی اقتصادی آذربایجان شرقی رسما اعتراف کرد: «مشکلاتی که بازرگانان مطرح کردند هیچکدامشان ربطی به تحریم نداشت؛ جملاتی که از سوی بازرگانان صادر شدند که در خط مقدم مواجهه با تحریمهای خارجی هستند.

