روایتی از نقش آمریکا و دیگر مزودرانش در فتنه
در تحلیل مسائل با بررسی اخبار اطلاعات گوناگون از منابع مختلف و تقاطعگیری از آمار و اطلاعات ارئه شده و کنارهم قرار دادن آنها به یک تحلیل رسیده و آن را ارائه میکنیم و این تحلیل باتوجه به تحلیلگر و منابع آن میتواند کاملا متفاوت باشد اما موضوع مهم این است که تحلیل فاقد سوگیری بوده و منابع مورد استفاده صرفا از یک جهت و یک طرز فکر نباشند.
تبدیل اعتراض به جنگ داخلی و رد پای موساد
اعتراضات به گرانی ارز و بیثباتی بازار و پس از آن حذف ارز ترجیحی در یک مسیر درست و منطقی از سوی اصناف و مردم و نیروهای امنیتی در جریان بود و اصناف مختلف صرفا به تحصن و بستن محل کسب خود اکتفا کرده بودند و حتی در مواردی که عدهای مشخصا خارج از آن صنف قصد خارج کردن فضا از حالت منطقی را داشتند با برخورد مردم و کسبه مواجه میشدند. اما از زمانی که این اعتراضات توسط یک حسرت السلطنه مصادره شد و او برای اعتراض فراخوان داد کلید پروژه آشوب و جنگ داخلی زده شد. چرا این فراخوان در راستای اعتراضات اقتصادی نبود؟ چون زمان آن پنجشنبه و جمعه و ساعت آن 8 شب بود که عملا در تضاد با اعتراضات اولیه بود و در روزها و ساعاتی که عملا بازار تعطیل است دعوت به تجمع رسما ربطی به مطالبه صنفی واقتصادی ندارد و صرفا مصادره یک مطالبه عمومی برای منافع شخصی( دستورات سازمانی) بود. اما چرا این فراخوان مشخصا یک دستور سازمانی و از طرف موساد بود؟ ارتباط شخص رضا پهلوی با رژیم نحس و سردمداران آن به مراتب بهتر از دولت آمریکا و شخص ترامپ است و این مساله از بررسی از اخبار رسانههای آمریکایی به دست میآید زیرا ترامپ نه تنها حاضر به ملاقات با ربع نشده بلکه جلسات به اصطلاح دوران گذار را با اعضای سازمان مجاهدین خلق(منافقین) برگزار کرده است، پس اعلام فراخوان قطعا به سفارش رژیم نحس بوده و آنها طبق معمول قول همراه کردن ترامپ با این موضوع را داده بودند.
حالا چرا اسراییل برای آغاز فاز دوم جنگ و تیجاد آشوب و جنگ داخلی نیاز به این فراخوان داشت؟
اگر اسراییل بدون چنین فراخوانی و ناگهان از پنجشنبه پروژه آشوب را کلید میزد این بهانه و امکان برای پاسخگویی به آنها فراهم بود اما با ایجاد آشوب در پس یک فراخوان امکان بیشتری برای طولانی کردن و تعمیق بحران داشت زیرا تمام آشوبها و اتفاقات به نام مخالفان داخلی یک حکومت بود و برخورد با آنها هم سرکوب و کشتار مردم محاسبه میشد اما قطع گسترده اینترنت و راههای ارتباطی امکان ایجاد موج احساسی و ادامهدار کردن جنگ داخلی را از آنها گرفت.
دلایل مشهود بودن دست داشتن عامل بیگانه در این حوادث
از ابتدای شروع اعتراضات حسابهای کاربری رسمی مرتبط با اسراییل از جمله موساد به فارسی از همراهی با اعتراضات نه فقط از راه دور بلکه در کنار مردم در خیابان صحبت کردند، بعد از اعلام فراخوان پمپئو وزیر خارجه اسبق آمریکا با تبریک سالنو میلادی به مردم ایران و همچنین ماموران موساد که در کنار آنها هستند به تهییج به آشوب پرداخت و در نهایت اعلام ترامپ مبنی براینکه اگر تعداد کشتهشدگان در اعتراضات زیاد شود ما دخالت نظامی خواهیم کرد را میتوان به عنوان رمز عملیاتی شبیه به «ساعت اکنون دقیقا نیمه شب است» در کودتای 28 مرداد بود و دستور برای شروع عملیات نظامی و کشتار در ایران بود. بعد از آغاز عملیات مسلحانه خشن و تروریسم عریان در ایران شبکه 14 اسراییل گفت معترضین در ایران مسلح شدهاند و کیست که نداند این اقدام توسط کجا انجام شده است، اعرافی که چند روز بعد روزنامه اسراییل هیوم به شدت از آن انتقاد کرد و گفت نباید همچین مسالهای به این شکل علنی و به عنوان دستاورد توسط این شبکه لو داده میشد.
بازوی رسانهای مسلحین
شبکه اینترنشنال که از مدتها قبل رسما رسانه مسلحین تجزیه طلب و حامیان حمله نظامی به ایران شده بود و در زمان جنگ 12 روزه رسما بازوی رسانهای اسراییل بود و مسئولیت سفیدشویی از حمله نظامی و کشتار رژیم را برعهده داشت وظیفه پوشش رسانهای و عملیات روانی این جنگ داخلی را هم برعهده دارد و در مهمترین کنش رسانهای خود برای دمیدن در آتش و زنده نگه داشتن جنگ داخلی از عدد 12هزار کشته برای دو روز درگیری رونمایی کرد.
ابتدا به بررسی برخی اعداد متناقض و مختلف از رسانههای مختلف غیرایرانی میپردازیم و سپس دلیل اینکه چرا اینترنشنال چنین عددی مطرح کرده را توضیح میدهیم.
ابتدا این شبکه عدد 12 هزار را مطرح کرد و بعد از آن دو رسانه خبری که اتفاقا بخش خبری فارسی و همسو با جنگ روانی علیه ایران هم دارند به ترتیب تایید این عدد و بعد مطرح کردن عدد 20 هزار نفر را در دستور کار قرار دادند اما رسانههای خبری غیرفارسی زبان غالبا از عدد 570 تا 850 کشته در این دو روز جنگ داخلی صحبت میکردند که این تفاوت آشکار در تعداد و بررسی سابقه آن نارسانهها باعث میشود که لازم باشد دلایل مطرح شدن این عدد را بررسی کنیم.
چرا اینترنشنال عدد 12 هزار را انتخاب کرد؟ چرا نگفت8 هزار چرا نگفت 22 هزار؟ دلیل اینکه این بازوی رسانهای اسراییل چنین عددی را انتخاب و بیان کرد و به آن ضریب داد این است که بتواند یک خط رسانهای را امتداد بدهد و برای کارفرمای خود کار کند.
اول اینکه باتوجه به بیان مسئولان مختلف از امنیتی تا پزشکی قانونی بیش از دو سوم از کشته شدگان شهدایی هستند که به دست تروریستها کشته شدند و آثار جراحات به وضوح این موضوع را ثابت میکند حالا باتوجه به این موضوع آن زمان که تعداد دقیق شهدای این عملیات تروریست اعلام شود با تکیه بر عدد ساختگی 12 هزار کشته بهراحتی موج رسانهای ایجاد میکنند که چندین هزار ایرانی معترض کشته شدهاند و همین موضوع را عاملی برای فشار و حتی دخالت نظامی در ایران تبدیل کنند.
عدد 12 هزار دقیقا ده برابر بزرگتر از تعداد 1200 شهید ایران در جنگ 12 روزه با اسراییل است که توسط رژیم نحس به شهادت رسیدند. با تکیه بر 12 هزار کشته این ویرانیطلبان این پروژه را پیش خواهند برد که اسراییل در 12 روز فقط 1200 ایرانی را کشت اما حکومت در 2 روز 12 هزار نفر را کشت پس حملهی نظامی اسراییل به مراتب هزینه کمتری برای کشور دارد و از این طریق احتمالا اذهان مخاطبان خود را برای حمله مجدد اسراییل همراه و همگام کنند و تجاوز خارجی به کشور را توجیه کنند. از طرفی وقتی این عددسازی صورت گرفت و در ذهن مخاطب تثبیت شد، منابع رسمی هر عددی از تعداد شهدا که اعلام کند، اختلاف این عدد میشود دستاویز آنها برای متهم کردن نظام به کشتار و روشن نگه داشتن آتش اغتشاشات و دامن زدن به آن برای گسترش و دائمی کردن جنگ داخلی در ایران که به اعتراف همه آزادگان و آزاداندیشان جهان آخرین سنگر مقاومت در برابر استکبار و جهان ظالمان است.
هرچند این ویرانیطلبان باتوجه به قطعی گسترده اینترنت و ارتباطات دستشان برای موجسازی و سوار بر احساسات شدن و تحریک و تهییج با تکیه بر هیجانات خالی بود و نوتانستند آنطور که میخواهند از عوامل میدانی خود بهره ببرند اما باتوجه به داشتن شبکه تلویزیونی همچنان امکان ایجاد اختلال در ادراک مخاطب و همراهسازی آنها با پروژه ویرانیطلبی را دارند و با این بازیهای رسانهای درصدد توجیه اقدام نظامی علیه کشور هستند.

