غربگرایانی که از فرصت ونزوئلا برای منافع شخصی بهره بردند، در رسانهها صادرات به این کشور را تقبیح میکنند:
بامداد 13 دی بود که آمریکای مدعی دموکراسی، منتخب میلیونها ونزوئلایی را دزدید تا به سبک استعمارگران قرن نوزده، آغاز به غارت بزرگترین دارنده ذخایر نفتی دنیا کند. ونزوئلا سرزمین فرصتهاست که علاوه بر نفت دارنده منابع عظیم معدنی است و به همین جهت دست به نقد پذیرای خدمات فنی مهندسی از کشورهای دیگر است. فرصتی که ایران بیش از دودهه زودتر از آمریکا آن را دید و نه با کودتا و تجاوز قرون وسطایی، بلکه با تقویت روابط دوستانه، از آن بهره برد؛ حالا اما پس از کودتای بلاتکلیف آمریکایی، رسانههای جریانی در داخل که دنیا را فقط در آمریکا و سه کشور از اروپا میبینند، ایران را متهم به اتلاف منابع در ونزوئلا میکنند!
روابط ایران با ونزوئلا از اوایل دهه هشتاد شمسی به طور جدی شکل گرفت و در دولتهای نهم و دهم به اوج خود رسید؛ تاجایی که ارزش پروژههای ایرانی در این کشور میلیاردها دلار میشد. یکی از حوزههای صادرات خدمات فنی مهندسی ایرانی به این کشور، ساخت دهها هزار واحد مسکن بود؛ فقط در یک پروژه شرکت کیسون با ساخت دههزار واحد مسکونی، بیش از یک میلیارد دلار دریافت کرد. هزاران واحد دیگر نیز توسط سایر شرکتهای انبوهساز ایرانی از جمله شرکت مرتبط با عباس آخوندی اجرا شد؛ وزیر دولت روحانی که ساخت مسکن مهر را مزخرف میخواند؛ حالا عوامل رسانهای همان تفکر دگم، ارتباط با هر کشوری جز آمریکا و چند دنبالهروی اروپاییاش را نشان عقبماندگی و بیعقلی میدانند.
ایران در حوزه کشتیسازی نیز قرارداد ساخت 4 نفتکش را با ونزوئلا بست؛ تفاهمنامهای میان شرکت صنعتی دریایی ایران (صدرا) و شرکت دولتی نفت ونزوئلا؛ دو نفتکش اقیانوسپیما با نامهای افراماکس و هر کدام با ظرفیت حمل حدود 800هزار بشکه نفت، ساخته و تحویل طرف ونزوئلایی شد و در مجموع حدود 125 میلیون دلار نصیب ایران گردید. اما در دولتهای روحانی که وزرایش همانند آخوندی (که ذکر شد) و دیگری که در ادامه میآید، فرصت ونزوئلا را به خوبی برای منافع شخصی خود تشخیص داده بودند، ده کشتی از کره جنوبی با هزینه 650 میلیون دلاری وارد شد؛ همین نگاه بسته سیاسی و اقتصادی بود که دهه نود را تبدیل به دهه زمین خوردن تولید و رشد اقتصادی نزدیک به صفر کرد.
و یا کارخانه سیمان «سرو آزول» که پیمانکار ساخت آن در ونزوئلا شرکت مدیریت احداث بود؛ شرکتی مرتبط با نعمتزاده، وزیر دولتهای مرحوم رفسنجانی و روحانی؛ جریانی غربگرا که حالا در رسانههایشان در حال پمپاژ این دروغ هستند که ایران خانه و کارخانه در ونزوئلا ساخت و حالا با کودتای آمریکایی همه آنها از دست رفتهاند؛ در حالی که مبلغ همه این قراردادهایی که به مرحله اجرا رسید تماما پرداخت شد و با تزریق ارز به اقتصاد کشور کمک بزرگی کرد؛ صادرات، خصوصا از نوع فنی و مهندسی، در همه جای دنیا جزء بهترین اتفاقاتی است برای اقتصاد یک کشور میافتد و اغلب سیاستگذاریها برای رقم خوردن آن تنظیم میشود.
از دیگر فرصتهای ونزوئلا در این سالها برای کشور، نفت سنگین این کشور بود که نیاز به میعانات گازی (حاصل از تولید گاز) داشت تا رقیق شود؛ این فرصت در دولتهای روحانی مغفول ماند و باعث شد که حدود 87میلیون بشکه میعانات گازی کشور، شناور روی آب بماند و اجاره کشتیها جهت نگهداری آنها، صدها میلیون دلار هزینه روی دست کشور بگذارد؛ با آمدن دولت شهید رئیسی اما، این میعانات به ونزوئلا صادر شد و علاوه بر ایجاد درآمد و بازار، مانع را از پیش روی افزایش تولید گاز برداشت. فرصت دیگری که ایران از آن بهره برد و چیزی در حدود نیم میلیارد دلار درآمد کسب کرد، صادرات بنزین بود که از سال 99 آغاز شد و با 5 نفتکش، حدود 240میلیون لیتر تحویل طرف ونزوئلایی شد.
رویکردهای ضدمنافع ملی که در دولتهای غربگرا پی گرفته میشد، ظرفیتهای دنیا را نادید گرفت و علاوه بر محروم کردن کشور از حجم تجارت بالای کشورهای دنیا، خصوصا 15 کشور همسایه که چیزی در حدود 1700میلیارد دلار واردات دارند، آسیبهای جدی هم به کشور وارد کرد؛ برای مثال مدعیان دانستن زبان دنیا، حتی با ترکمنستان هم نتوانستند توافق کنند و این کشور به علت بدهی ایران، صادرات گاز خود را قطع کرد که در زمستان موجب قطعی گاز برخی مناطق شمال شرق کشور شد؛ اما با آمدن دولت شهید رئیسی این معضل با تفاهمی ساده برطرف شد و قطعیها دیگر تکرار نشد. و یا به عنوان مثالی دیگر روحانی در دوران ریاست جمهوری حتی یک سفر هم به قاره آفریقا که در دنیا معروف به سرزمین فرصتهاست، نداشت.
رسانههایی که این روزها به دروغ روایت میکنند ایران منابع خود را در ونزوئلا هدر داد، کارفرماهایشان به خوبی سالها قبل فرصت را تشخیص دادند و در این به اصطلاح «هدر دادن منابع» و یا «محاسبه غلط در سیاست خارجی» شریک شدند؛ از آخوندی تا نعمتزاده؛ گزارهای که نشان میدهد بر خلاف آن چه القا میکنند، ایران و برخی شخصیتهای سیاسی آن با نقطهزنی و تشخیص به موقع، فرصت ونزوئلا را تبدیل به میلیاردها دلار ارزآوری کردند. دهها سال جلوتر از آمریکا؛ کشوری که برای از دست نرفتن نظم موجود دنیا، به استعمارگری قرون قبل بازگشته، اما همین محفلهای غربگرا به کمک رسانههای خود همچنان با اصرار بر پارادایم بمبارانشده مذاکره، فرصتهایی چون ونزوئلا را قربانی کرده و وزارتخارجه را از انجام دهها کار دیگر خود بازداشتهاند.

