مقدمه
سند دفاع ملی آمریکا 2026 [1] که از سوی وزارت دفاع این کشور منتشر شد، به اهداف و اولویتهای اساسی و اصلی دولت ترامپ میپردازد. در این سند ضمن پرداختن به شرایط حال حاضر آمریکا در سطح جهان، به بازیگران اصلی تهدید کنندهی امنیت آمریکا میپردازد. سند اشاره دارد که اولویت اصلی آمریکا حفظ منافع و امنیت آن در «سرزمین مادری»[2] یعنی نیمکره غربی است. بدین ترتیب در جهت افزایش تمرکز بر نیمکرهی غربی نیازمند کاهش بارها و مسئولیتهای بینالمللی خود است.
بدین ترتیب شرکای منطقهای نیازمند پذیرفتن بار مسئولیت در قبال تهدیدات منطقة خود هستند که در جایگاههای بعدی قرار دارند. در ردة دوم چین بهعنوان «دومین کشور قدرتمند جهان» [3] بهعنوان تهدید اصلی آمریکا در عرصة بینالملل تلقی شده است. در این بین روسیه پس از چین در جایگاه دوم تهدیدات ذکر شده است. با این حال سند تهدید روسیه را قابلکنترل از سوی اروپا میداند.
جنگ اوکراین و نقش آمریکا
در قبال جنگ اوکراین، سند دفاع ملی با اشاره جنگ اوکراین و ضمن نقد سیاست دولتهای پیشین، نحوة مواجهة کاخ سفید را مورد مذمت قرار داد. در این سند اشاره شده است که حمایت آمریکا از شرکای اروپایی موجب ناتوانی آنان در برابر تهاجم روسیه به اوکراین شده است. در سند آمده است:
«در اروپا، جایی که رئیسجمهور ترامپ پیش از این متحدان سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را به جدی گرفتن دفاع از خود سوق داده بود، دولت قبلی عملاً آنها را به سواری مجانی تشویق کرد و این اتحاد را در بازدارندگی یا پاسخ مؤثر به تهاجم روسیه به اوکراین ناتوان گذاشت.» [4]
از سویی در تداوم سیاست کاهش بارها و مسئولیتهای آمریکا در نقاط مختلف جهان و افزایش توانمندی شرکا، متحدان آمریکا از جمله در اروپا و ناتو ملزم به افزایش نقشآفرینی خود در تأمین امنیت هستند. این امر با افزایش بودجة نظامی کشورهای عضو ناتو دنبال میگردد. در این راستا کشورهای اروپایی عضو ناتو میبایستی بار مسئولیت تهدیدات را بر منطقة اروپا برعهده گیرند. هرچند اشاره شده است که آمریکا این منطقه را به طور کلی رها نمیکند؛ بلکه نقش محدودتری را بر عهده میگیرد:
«در اروپا و سایر عرصهها، متحدان با حمایت حیاتی اما محدودتر ایالات متحده، رهبری مقابله با تهدیداتی را که برای ما کمتر اما برای آنها شدیدتر است، بر عهده خواهند گرفت.» [5]
در تکمیل این امر به طور آشکار اشاره شده است که با توجه به توان نظامی و اقتصادی شرکای اروپایی، نقش اصلی در بحران اوکراین و حلوفصل آن نیز بر عهدة اروپا است و آمریکا تنها نقش «محدود» خود را پی خواهد گرفت. این موضوع نهتنها در پایاندادن به جنگ بلکه در حفظ صلح نیز برعهدة شرکای عضو ناتو قرار دارد:
«متحدان ما در ناتو در موقعیت قوی قرار دارند تا مسئولیت اصلی دفاع متعارف اروپا را با حمایت حیاتی اما محدودتر ایالات متحده بر عهده بگیرند. این شامل رهبری در حمایت از دفاع اوکراین نیز میشود. همانطور که رئیسجمهور ترامپ گفته است، جنگ در اوکراین باید پایان یابد. با این حال، همانطور که او نیز تأکید کرده است، این مسئولیت اول و مهمتر از همه بر عهده اروپا است؛ بنابراین، تأمین و حفظ صلح نیازمند رهبری و تعهد متحدان ما در ناتو است.»
به طور خلاصه میتوان گفت در سند دفاع ملی آمریکا، این اروپا است که میبایستی بار اصلی جنگ اوکراین را به دوش بکشد. رویکردی که در میدان عمل نیز تاکنون از سوی دولت ترامپ دنبال شده است. به شکلی که ابتدای سال 2025 اوکراین شاهد کاهش کمکهای آمریکا در دورههای گوناگون بوده است. به طور توقف ارسال کمکهای تسلیحاتی از سوی دولت ترامپ که در نتیجهی آن واشنگتن کشورهای اروپایی را ناچار به خرید تسلیحات از آمریکا و اعطای به اوکراین کرد. همچنین دونالد ترامپ بارها تاکید کرد که جنگ اوکراین جنگ آمریکا نبوده است و آمریکا نباید اجازهی بروز و ظهور به آن میداد. در این بین رویکرد کلی آمریکا حضور غیرمستقیم و کم هزینهتر در بحران اوکراین است و سعی دارد هزینههای آن را بر دوش اروپا قرار دهد.
روسیه؛ تهدیدی مداوم اما قابلمدیریت
در بخش «روسیه» در سند دفاع ملی، روسیه همچنان بهعنوان یک تهدید تلقی میشود. برخلاف سند امنیت ملی که در اواخر سال 2025 منتشر گردید و به روسیه به طور آشکار اشاره نشد، در سند دفاع ملی به طور آشکار روسیه مورد اشاره قرار گرفت. سند روسیه را حداقل برای «آیندهای قابل پیشبینی»[6] به عنوان یک تهدید میداند؛ با این حال سند در ابتدا اشاره میکند که تهدید روسیه بیشتر بر قبال اروپای شرقی و یا به قول سند «اعضای شرقی ناتو»[7] معطوف است. در سند آمده است:
«روسیه در آیندهای قابلپیشبینی، همچنان یک تهدید مداوم اما قابلمدیریت برای اعضای شرقی ناتو خواهد بود.» [8]
سپس سند به توانایی روسیه در طول جنگ اوکراین و فراتر از آن اشاره دارد. بهطوری که اشاره میکند که روسیه توانسته «عزم ملی لازم» [9] برای یک جنگ طولانی را در خود دارد. در نتیجه میتواند در خارج نزدیک خود توان عملیاتی قابلتوجهی را حفظ نماید.
«در واقع، اگرچه روسیه از مشکلات جمعیتی و اقتصادی متنوعی رنج میبرد، جنگ مداوم آن در اوکراین نشان میدهد که هنوز ذخایر عمیقی از قدرت نظامی و صنعتی را در اختیار دارد. روسیه همچنین نشان داده است که عزم ملی لازم برای ادامه یک جنگ طولانی در خارج از کشور نزدیک خود را دارد.» [10]
سپس سند به موضوع اصلی نگرانی واشنگتن میپردازد و در ادامه بر اساس این محور میتوان نگرانیهای کاخ سفید را درک و دریافت نمود. در این نقطه سند زرادخانة هستهای و قابلیتهای نظامی آن در زیر دریا، فضا و سایبر اشاره دارد. حوزههایی که به مسکو این توان را میدهد که بتواند منافع و امنیت آمریکا را فراتر از شرق اروپا و خارج نزدیک روسیه مورد تهدید قرار دهد.
علاوه بر این، اگرچه تهدید نظامی روسیه در درجه اول بر اروپای شرقی متمرکز است، روسیه همچنین دارای بزرگترین زرادخانه هستهای جهان است که همچنان به نوسازی و تنوعبخشی آن ادامه میدهد، و همچنین دارای قابلیتهای زیر دریا، فضا و سایبری است که میتواند علیه خاک ایالات متحده به کار گیرد. [11]
از این رو با توجه به تواناییهای بالقوه و بالفعل مسکو در تهدید منافع آمریکا، واشنگتن اهمیت آمادگی دفاعی در برابر آن را گوشزد میکند. در نتیجه این پیغامی راهبردی برای مسکو است که نشان میدهد عادیسازی روابط با واشنگتن بهسادگی برگزاری مذاکرات برقراری روابط و توافق بر سر اوکراین نیست. با این حال قابلتوجه است که برخلاف سند امنیت ملی، سند دفاع ملی به طور آشکار موضوع تهدید روسیه را مطرح نموده است.
«با توجه به این موضوع، این وزارتخانه تضمین خواهد کرد که نیروهای آمریکایی آماده دفاع در برابر تهدیدات روسیه علیه خاک آمریکا باشند.» [12]
ناتو؛ کانال اصلی کنترل روسیه
در ادامة نکات مورد اشارة سند و پس از آن که بر لزوم آمادگی نیروهای آمریکایی در برابر روسیه، به تداوم «نقش حیاتی» [13] آمریکا در ناتو میپردازد. در عین حال سند اشاره میکند که این نقش آمریکا همزمان با بازبینی در «وضعیت و فعالیتهای نیروهای آمریکایی» [14] در این قاره مبتنی بر در نظر گرفتن تهدید روسیه و توان متحدانش است. به بیان دیگر آمریکا متناسب با تهدیدات روسیه و توان شرکای خود حضور خود در قاره را مورد بازبینی قرار میدهد. این امر با توجه به فضای موجود در سند مبنی بر کاهش بار و مسئولیت و افزایش نقش شرکا احتمالاً به شکل کاهش نسبی حضور آمریکا در اروپا خواهد بود.
«با توجه به این موضوع، این وزارتخانه تضمین خواهد کرد که نیروهای آمریکایی آماده دفاع در برابر تهدیدات روسیه علیه خاک آمریکا باشند. این وزارتخانه همچنین به ایفای نقش حیاتی خود در ناتو ادامه خواهد داد، حتی در حالی که ما وضعیت و فعالیتهای نیروهای آمریکایی را در صحنه اروپا برای در نظر گرفتن بهتر تهدید روسیه علیه منافع آمریکا و همچنین قابلیتهای متحدانمان تنظیم میکنیم.» [15]
اروپا قویتر از روسیه!
پس از این که سند تأکید دارد که اروپا بایستی بار اصلی مقابله با روسیه را به دوش بکشد، به دلایل این امر پرداخته میشود. سند اشاره میکند که ناتوی اروپایی از جهات گوناگونی بر روسیه برتری دارد و این موضوع موید توانمندی اروپاست. در این راستا حتی به تولید ناخالص داخلی طرفین، برتری آلمان و افزایش بودجة دفاعی اعضای ناتو اشاره دارد.
«ناتوی اروپایی از نظر مقیاس اقتصادی، جمعیت و در نتیجه قدرت نظامی نهفته، روسیه را تحتالشعاع قرار میدهد.» [16]
«خوشبختانه، متحدان ما در ناتو به طور قابلتوجهی قدرتمندتر از روسیه هستند – حتی نزدیک به آن هم نیستند. اقتصاد آلمان بهتنهایی از اقتصاد روسیه پیشی میگیرد. در عین حال، تحت رهبری رئیسجمهور ترامپ، متحدان ناتو متعهد شدهاند که هزینههای دفاعی را به استاندارد جهانی جدید 5 درصد از تولید ناخالص داخلی در مجموع افزایش دهند که 3.5 درصد از تولید ناخالص داخلی در قابلیتهای نظامی سخت سرمایهگذاری میشود؛ بنابراین، متحدان ما در ناتو در موقعیت قوی قرار دارند تا مسئولیت اصلی دفاع متعارف اروپا را با حمایت حیاتی اما محدودتر ایالات متحده بر عهده بگیرند.» [17]
نمودار سند در مورد برتری تولید ناخالص داخلی اعضای غیرآمریکایی ناتو
مختصات روسیه در طرح کلی سند
فراتر از تمامی نکات و جزئیات مورد اشارة سند، روسیه دارای مختصات خاصی در طرح بزرگ و کلی سند قرار دارد. سند به طور آشکارا اشاره میکند که اولویت اصلی آمریکا در دوران ترامپ، «سرزمین مادری» آن یعنی نیمکرة غربی است. در نتیجه همکاری و حضور در اروپا نیز بهواسطهی نگرانی واشنگتن از تهدیدات فرا اروپایی روسیه است که سرزمین مادری را تهدید میکند. از سویی نیز سند اشاره میکند که روسیه قادر به تسلط هژمونیک بر اروپا نیست[18] و کنترل آن با کمکرسانی به شرکای اروپایی ممکن است. در نتیجه دستان واشنگتن برای حفاظت از «خاک آمریکا» و پرداختن به پروندة چین بازتر خواهد بود. [19]
در این راستا نقش پنتاگون در تشویق و قادر ساختن متحدان اروپایی در راستای افزایش توانمندیها مبتنی بر انجام تعهدات اجلاس لاهه (افزایش بودجه) خواهد بود تا اطمینان حاصل گردد که شرکای اروپایی تواناییهای بالقوة خود برای مقابله با تهدیدات روسیه را حفظ خواهند نمود. در نتیجه ضمن «گسترش همکاریهای صنعتی دفاعی فرا آتلانتیک و کاهش موانع تجارت دفاعی» [20]، تلاش خواهد شد توانایی جمعی برای تولید نیروهای مورد نیاز در جهت دستیابی به اهداف دفاعی آمریکا و متحدان به حداکثر برسد.
جمعبندی
برخلاف سند امنیت ملی آمریکا که اشارة مستقیمی به روسیه نشد، سند دفاع ملی به طور قابلتوجهی روسیه را بهعنوان یک تهدید مورد اشاره قرار داد. بهگونهای که تهدیدات آن نهتنها متوجه شرکای اروپایی و یا بسیاری از مفاهیم و اندیشههای غربی همچون آزادی و دموکراسی، بلکه تهدیدکنندة خاک آمریکا تلقی گردید. با این حال سند اشاره میکند که توان آمریکا بیش از آن که بر مسکو معطوف گردد، بر پکن معطوف خواهد بود. هرچندحمایتهای آمریکا از پایتختهای اروپایی در جهت مقابله با روسیه همچنان پابرجا خواهد ماند. این امر میتواند به معنی کاهش تمرکز آمریکا بر روسیه و افزایش توان طرف اروپایی خواهد بود. امر که میتواند برای روسیه درهای جدیدی را باز و درهایی را نیز ببندد.
اما فراتر از متن، سند دفاع ملی بهگونهای دربهای روابط عادی و بدون تنش میان مسکو و واشنگتن را بسته نگه داشته است. امری که نشان میدهد امیدواری روسیه برای رفع تحریمهای آمریکایی و ازسرگیری و گسترش تجارت دوجانبه میان روسیه و آمریکا به حداقل آسانی نخواهد بود. در نتیجه عادیسازی روابط میان مسکو و واشنگتن را نمیتوان بهسادگی مشاهده نمود.
منابع:
[1] National Defense Strategy 2026
https://media.defense.gov/2026/Jan/23/2003864773/-1/-1/0/2026-NATIONAL-DEFENSE-STRATEGY.PDF
[2] Homeland
[3] The second most powerful country in the world
[4] Meanwhile in Europe, where President Trump had previously led North Atlantic Treaty Organization (NATO) allies to begin taking their defenses seriously, the last administration effectively encouraged them to free-ride, leaving the Alliance unable to deter or respond effectively to Russia’s invasion of Ukraine.
[5] In Europe and other theaters, allies will take the lead against threats that are less severe for us but more so for them, with critical but more limited support from the United States.
[6] The foreseeable future
[7] NATO’s eastern members
[8] Russia will remain a persistent but manageable threat to NATO’s eastern members for the foreseeable future.
[9] The national resolve required
[10] Indeed, although Russia suffers from a variety of demographic and economic difficulties, its ongoing war in Ukraine shows that it still retains deep reservoirs of military and industrial power. Russia has also shown that it has the national resolve required to sustain a protracted war in its near abroad.
[11] In addition, although the Russian military threat is primarily focused on Eastern Europe, Russia also possesses the world’s largest nuclear arsenal, which it continues to modernize and diversify, as well as undersea, space, and cyber capabilities that it could employ against the U.S. Homeland.
[12] In light of this, the Department will ensure that U.S. forces are prepared to defend against Russian threats to the U.S. Homeland.
[13] Vital role
[14] U.S. force posture and activities
[15] The Department will also continue to play a vital role in NATO itself, even as we calibrate U.S. force posture and activities in the European theater to better account for the Russian threat to American interests as well as our allies’ own capabilities.
[16] European NATO dwarfs Russia in economic scale, population, and, thus, latent military power.
[17] Fortunately, our NATO allies are substantially more powerful than Russia—it is not even close. Germany’s economy alone dwarfs that of Russia. At the same time, under President Trump’s leadership, NATO allies have committed to raise defense spending to the new global standard of 5% of GDP in total, with 3.5% of GDP invested in hard military capabilities. Our NATO allies are therefore strongly positioned to take primary responsibility for Europe’s conventional defense, with critical but more limited U.S. support.
[18] Moscow is in no position to make a bid for European hegemony.
[19] It follows that, although we are and will remain engaged in Europe, we must—and will—prioritize defending the U.S. Homeland and deterring China.
[20] while also working to expand transatlantic defense industrial cooperation and reduce defense trade barriers in order.

