انقلاب اسلامی در چهل و هفتمین سالگرد آن
نوشتۀ عبدالله علی جحاف نویسنده رسانهای و فرهنگی یمنی
یازدهم فوریه سال 1979 (22 بهمن 1357) تنها یک تاریخ در تقویم ایرانی نیست، بلکه “روز احیای اسلام” است که هویت از دست رفته امت را به آن بازگرداند. انقلاب اسلامی در چهل و هفتمین سالگرد خود نه به عنوان یک کشور، بلکه به عنوان یک متدولوژی جهانی که معادلات استکبار را شکست و میز موازنات بینالمللی را برهم زد، ایستاده است و رؤیای آزادی را به واقعیتی تبدیل کرده که صهیونیستها آن را کابوسی محقق میبینند.
اول: از زنجیرهای “شاه” تا شکست هیبت “شیطان بزرگ”
برای درک عظمت این تحول، باید دو عصر را مقایسه کرد؛ عصر “شاه” که ایران تنها یک پایگاه پیشرفته برای سازمانهای جاسوسی آمریکا و فرانسه و “پاسدار” محافظ منافع صهیونیستها در خلیج فارس بود، و عصر انقلاب که ایران را به “همتا”یی برای قدرتهای بزرگ تبدیل کرد. ایران از وابستگی مطلق به واشنگتن و تلآویو به کشتی منتقل شد که شرایط خود را تحمیل میکند و اعتراف جهان به حاکمیت و تصمیم مستقل خود را میستاند و به دههها غارت سیستماتیک ثروت و کرامت مردم ایران پایان داد.
دوم: رهبری الهی… رمز پیروزی و تداوم روش
تفاوت بنیادینی که باعث موفقیت انقلاب ایران شد در حالی که دیگران شکست خوردند، “رهبری حکیمانه الهی” است. از صلابت امام خمینی (قدس سره) که تختهای طاغوت را به لرزه درآورد، تا بینش امام خامنهای (مدظله العالی)، رهبری تجسم یافت که از قدرتهای مادی نمیهراسد، بلکه نیروی خود را از یقین الهی میگیرد. این رهبری هرگز اقتدارگرا نبود، بلکه “قطب نمای اخلاقی” بود که مردم را در بوته مقاومت ذوب کرد و دانست چگونه مبارزه با “شیطان بزرگ” را با حکمت و کفایت مدیریت کند و محاصره ناعادلانه را به فرصتی طلایی برای خودکفایی و حاکمیت تبدیل کند.
سوم: معجزه تکنولوژیک… از “هیچ” تا شکوه هستهای
در تحدیدی آشکار برای قدرتهای استکبار، جمهوری اسلامی از کشوری که سادهترین نیازهای خود را وارد میکرد، به یک قدرت تکنولوژیک و هستهای تبدیل شد که هزاران حساب برای آن باز میشود:
شکوه هستهای: با تلاش دانشمندان جوان خود، ایران به باشگاه هستهای جهانی ورود کرد و چرخه کامل سوخت را در اختیار گرفت تا ثابت کند علم انحصار غرب نیست.
زرادخانه بازدارنده: امروز ایران موشکهای بالیستیک و پهپادهای خود را میسازد که قواعد جنگ مدرن را تغییر دادهاند و از مرحله دفاع به مرحله “بازدارندگی استراتژیک” منتقل شدهاند که عمق موجودیت صهیونیستی و پایگاههای استکبار را در بر میگیرد.
چهارم: فلسطین… تبدیل شعارها به گلوله و موشک
از همان لحظه اول، انقلاب اعلام کرد که پیروزی آن “ناقص” است مگر اینکه قدس را آزاد کند. انقلاب مسئله فلسطین را از یک درگیری “مرزی” به یک مسئله وجودی و اعتقادی تبدیل کرد. و روش انقلاب به حمایت معنوی بسنده نکرد، بلکه به ساخت استراتژی “ریشهکن کردن غده سرطانی صهیونیستی” پرداخت و آزادی اماکن مقدس از تعرض یهودیان صهیونیست را والاترین تکلیف شرعی دانست که هیچ سازش یا عادیسازی را برنمیتابد.
پنجم: محور مقاومت… وحدت جبههها (بنیان مرصوص)
بزرگترین دستاورد انقلاب برای جهان اسلام، پرورش “محور مقاومت” است که امروز همچون بنایی مرصوص امتداد دارد:
از تهران عمق استراتژیک، تا بغداد حشد و عروبت.
از بیروت مقاومت و پیروزی، تا صنعای عزت که ائتلافهای ستم را خوار کرد.
و تا غزه و کرانه باختری، قلب تپنده درگیری.
انقلاب ثابت کرد که “وحدت جبههها” تنها یک شعار نیست، بلکه واقعیتی نظامی است که موجودیت صهیونیستی را در حالت “وحشت وجودی” جامعی قرار داده و از هر سو در محاصره آتش محور است.
نتیجهگیری: سپیدهداری که غروب نمیکند
چهل و هفتمین سالگرد تأکیدی است بر اینکه انقلاب اسلامی “حجت خدا” بر مستضعفان است؛ این الگوی زنده نشان میدهد که ایمان، رهبری و روش آزادیبخش توانایی شکست دادن قدرتمندترین امپراتوریهای زمین را دارند. تهران کعبه سیاسی آزادگان باقی خواهد ماند و ندای “قدس از آن ماست” سرودی خواهد بود که طنین آن در همه جبهههای رویارویی تا آزادی کامل و نماز در مسجد الاقصی طنینانداز است.

