سانسور حیات و روایت

نقدی بر مستند «عبای سوخته»:

شهید آیت‌الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی از جمله شخصیت‌هایی است که سرنوشت تاریخی‌اش نه‌تنها با حذف فیزیکی، بلکه با تحریف، سانسور و حذف تدریجی از روایت رسمی و رسانه‌ای گره خورده است. او در زمان حیات خود، آماج شدیدترین تخریب‌ها، سوءبرداشت‌ها و بایکوت‌های خبری بود و پس از شهادت نیز، آن‌گونه که شایسته جایگاه فکری و تاریخی‌اش بود، به‌درستی و به‌طور جامع روایت نشد. این تداوم سانسور، از حیات تا پس از شهادت، یکی از مهم‌ترین دلایل غیبت یک تصویر دقیق و زنده از شهید بهشتی در حافظه عمومی امروز است.
در سال‌های نخست انقلاب، شهید بهشتی بیش از هر چیز قربانی فضای ملتهب، دوقطبی و احساسی جامعه بود. اندیشه عقل‌گرا، تأکید او بر قانون، نظم نهادی و گفت‌وگو، در فضایی که سیاست با شعار و هیجان پیش می‌رفت، به‌سادگی قابل تحریف بود. رسانه‌ها و تریبون‌های پرنفوذ آن دوران، یا صدای او را به‌درستی منتقل نمی‌کردند یا بخش‌هایی از سخنان و مواضعش را به‌صورت گزینشی و تقطیع‌شده بازتاب می‌دادند. نتیجه، شکل‌گیری تصویری ناعادلانه و مخدوش از شخصیتی بود که اتفاقاً بیش از بسیاری از هم‌عصرانش به شفافیت و پاسخ‌گویی باور داشت.
این تحریف تنها در محتوا نبود، بلکه در سکوت و حذف نیز بروز پیدا می‌کرد. بسیاری از مناظره‌ها، جلسات فکری و تلاش‌های نظری شهید بهشتی یا بازتاب نمی‌یافت یا در حاشیه قرار می‌گرفت. او عملاً پیش از آنکه ترور شود، در سطحی از افکار عمومی سانسور شده بود؛ سانسوری که راه را برای حذف نهایی هموار کرد.
اما مسئله به اینجا ختم نشد. پس از شهادت، انتظار می‌رفت این سانسور تاریخی جبران شود و رسانه‌ها، به‌ویژه سینمای مستند، با اتکا به اسناد و آرشیوهای موجود، تصویری جامع و منصفانه از او ارائه دهند. با این حال، آنچه رخ داد، بیشتر نوعی «تقدیس بی‌خطر» بود؛ روایتی خنثی، غیرچالشی و عاری از تعارض که عملاً بخش‌های مهمی از اندیشه و کنش سیاسی شهید بهشتی را همچنان نادیده گرفت. این نوع روایت، اگرچه ظاهراً در ستایش اوست، اما در عمل شکلی دیگر از سانسور محسوب می‌شود.
سانسور پس از شهادت، این‌بار نه با تخریب، بلکه با ساده‌سازی و حذف پیچیدگی‌ها ادامه یافت. پرداختن به منازعات فکری دهه شصت، اختلاف‌نظرها، فشارهای سیاسی و هجمه‌های سازمان‌یافته علیه شهید بهشتی، اغلب خط قرمز تلقی شد. نتیجه آنکه شخصیت او به یک چهره نمادین و ایستا تقلیل یافت؛ بی‌آنکه مخاطب امروز بداند او دقیقاً بر سر چه اندیشه‌هایی ایستاد و چرا هزینه آن را با جان خود پرداخت.
در این میان، غیبت مستندهای آرشیوی قوی و پژوهش‌محور، نقش تعیین‌کننده‌ای در تداوم این وضعیت داشته است. آرشیو، اگر به‌درستی و با جسارت به کار گرفته شود، می‌تواند پرده سانسور را کنار بزند و اجازه دهد خود تاریخ سخن بگوید. اما پرهیز از رجوع جدی به اسناد، یعنی ادامه همان مسیری که در زمان حیات شهید بهشتی آغاز شد: شنیده نشدن صدای کامل او.
شهید بهشتی در جمله‌ای مشهور گفت: «ما شیفتگان خدمتیم، نه تشنگان قدرت.» شاید امروز، وفاداری به این جمله، بیش از هر چیز در بازگرداندن صدای سانسورشده او معنا پیدا کند. بازخوانی بی‌واهمه، مستند و تحلیلی زندگی و اندیشه شهید بهشتی، نه فقط ادای دین به یک شهید، بلکه تلاشی برای ترمیم حافظه تاریخی و شکستن چرخه‌ای از تحریف و سکوت است؛ چرخه‌ای که اگر ادامه یابد، فقط به گذشته آسیب نمی‌زند، بلکه فهم ما از امروز را نیز مخدوش می‌کند.

مقالات مرتبط

سرنوشت ناوها

دنیای موشک‌های ایران در انتظار محور شرارت آمریکایی یک مسیر غلط و…

فاشیست 2026

وقایع اخیر در مینیاپولیس که منجر به کشته شدن چند مهاجر توسط…

خاطرات یکی از اعضای پژاک رونمایی شد

وضعیت آزادی زنان در گروهک‌ها به گزارش عصرایرانیان، مراسم رونمایی از کتاب…

دیدگاهتان را بنویسید