دنیای موشک‌های ایران در انتظار محور شرارت آمریکایی

یک مسیر غلط و یک تصور اشتباه که سال‌ها برای این مرز و بوم هزینه‌سازی کرد، ریشه در نگاهی دارد که دنیای فردا را نه با واقعیات عریان روی زمین، بلکه با تصورات فانتزی و ویترین‌های شیکِ برآمده از ذهن‌های مرعوب ساخته است؛ نگاهی که قرن‌هاست برای ایران جز خسارت چیزی به بار نیاورده است. از همان روزی که پای چکمه‌پوشان پرتغالی با سلاح و سرنیزه به خاک جنوب باز شد، همواره عده‌ای از نخبگان و به اصطلاح روشنفکران، به دنبال آن بودند تا ثابت کنند می‌شود با استعمارگرانِ وحشی پشت یک میز نشست و با زبانِ «شبه‌مدرن» گفتگو کرد. این مسیرِ انحرافی که نه تنها در ایران، بلکه در دیگر کشورهای تحت ستم نیز با همین حربه باعث عقب‌نشینی و بر باد رفتن سرمایه‌های ملی شده، میراثِ افرادی است که هرگز مسئولیت اقدامات خویش را نپذیرفته و همواره فرار رو به جلو را برگزیده‌اند؛ خواه «میرزا آقاخان نوری» باشد که با معاهده پاریس، افغانستان را از پیکر ایران جدا کرد، و خواه مسببان برجام و دیگر توافقات با غرب که تمام دارایی‌های نقد کشور را زیر سوال بردند.
اگر میرزا آقاخان معتقد بود که نمی‌شود ایستاد و باید هرات را داد، امثال ظریف هم با همان توهم و ترس از جنگ، برجام را به عنوان یک دیکته‌ی یک‌طرفه امضا کردند و حتی بزرگان سیاسی‌شان مانند هاشمی رفسنجانی با شعار مغرضانه‌ی «دنیای فردا دنیای گفتمان‌هاست و نه موشک‌ها»، به دنبال خلع سلاحِ اراده‌ی ملی در سایر حوزه‌ها بودند؛ همان نگاهی که پیش‌تر خاتمی تحت عنوان «گفتگوی تمدن‌ها» مطرح کرد اما پاسخِ واقعی‌اش را از حنجره‌ی غرب با برچسبِ «محور شرارت» شنید. بطلان این شعارهای رنگین با خروج آمریکا از برجام، وضع تحریم‌های فلج‌کننده و ترور ناجوانمردانه سردار سلیمانی برای هزارمین بار ثابت شد، اما اوجِ این بطلان در جنگ ۱۲ روزه نمایان گشت که درست در میانه مذاکرات رخ داد و نشان داد که دشمن برای منطقِ گفتگو، پشیزی ارزش قائل نیست.
این تصوراتِ فانتزی هزینه‌های گزافی تراشید که نهایتاً تنها با پاسخِ مقتدرانه نیروهای مسلح و رویکردی که دنیا را با واقعیت‌های سختش می‌بیند، از حیثیت ایران دفاع شد؛ همان گروه‌هایی که در تمام تاریخ، بارِ زمین‌مانده‌ی دفاع را به دوش کشیده و زمانی که عده‌ای در جنگ‌های پیش و پس از انقلاب به دنبال تضعیف جبهه‌ها بودند، واقعیتِ پیروزی را رقم زدند. امروز قدرت ایران چنان است که حتی کشوری که اروپا از او هراس دارد، در برابرش ایستاده و دست‌نشانده‌هایش را چنان به عقب رانده که مجبور به عملیات‌های حقیرانه تروریستی و فتنه‌انگیزی‌های اخیر شده‌اند.
امروز حتی ساختارهای نظم قدیم مانند «ناتو» در آستانه فروپاشی است و کار به جایی رسیده که مارک روته، دبیرکل ناتو، درخواست سیاستمداران اروپایی برای ایجاد «ارتش مستقل اروپایی» را با تمسخر رد کرده و به طرفداران آن می‌گوید «به رؤیاپردازی ادامه دهید». روته به خوبی می‌داند که پوتین عاشقِ چنین تفرقه و ضعفِ ساختاری است و تأکید دارد که کشورهای اروپایی باید هزینه‌های سنگینِ امنیت خود را در همان چارچوبِ ناتو بپردازند؛ چرا که استقلال از آمریکا، فراتر از ۵ درصد تولید ناخالص داخلی هزینه دارد و اروپا را از «چتر هسته‌ای آمریکا» محروم می‌کند. این درگیری‌های درونی، از پیشنهاد خوزه مانوئل آلبارس و آندریوس کوبیلیوس گرفته تا مخالفت صریح ژان−نوئل بارو که فریاد می‌زند «اروپاییان باید خودشان امنیت‌شان را به دست گیرند»، همگی نشان‌دهنده‌ی لرزان بودنِ ستون‌های غرب است.
فارن افرز در تیتر یک «قلعه اوکراین» خود به درستی اشاره می‌کند که زلنسکی در داووس از اروپایی‌ها خواسته که وابستگی به واشنگتن را بشکنند، و حالا ائتلاف‌هایی خارج از ناتو در حال شکل‌گیری است که نشان‌دهنده فروپاشیِ تدریجیِ نظمِ تحمیلیِ آمریکاست. حتی ساختارهای جدیدی مانند «شورای صلح» ترامپ نیز طبق گزارش واشنگتن‌پست، به دلیل ترویج دیکتاتوری محکوم به شکست است و کشورهایی مثل فرانسه، کانادا، سوئد و اسپانیا با رد عضویت در آن، خشم ترامپ را برانگیختند. امروز جهان از «پاسخ‌های ایرانی» سخن می‌گوید و تنها تصویر اقتدار ماست که سایه جنگ را دور کرده است. واشنگتن‌پست صراحتاً می‌گوید نگرانی از ابعاد واکنش ایران، نقش محوری در تصمیم‌گیری‌های ترامپ داشته و متحدان منطقه‌ای آمریکا از ترسِ آسیب‌پذیری خود، او را از حمله منصرف کرده‌اند.
در حالی که ترامپِ شکست‌خورده از بی‌اهمیت بودنِ جایزه صلح و احتمال جنگ‌افروزی دم می‌زند، اتحادیه اروپا و هند با امضای «مادر توافقات تجاری» و ایجاد منطقه آزاد تجاری ۲ میلیارد نفری، استراتژی «ریسک‌زدایی» و عبور از نظمِ متزلزلِ آمریکا را کلید زده‌اند. این یعنی حتی متحدان سنتی واشنگتن هم به سمت «استقلال استراتژیک» چرخیده‌اند. امروز حتی رسانه‌هایی مانند یورونیوز که تمام قد در خدمت قدرت غرب هستند، ایران را توانمند برای پاسخ می‌دانند و برای فرار از این واقعیت به تحلیل‌های خیالی پناه می‌برند. حقیقتِ عریانِ امروز این است که فقط «سلاح» و «ابزار قدرت» است که به دفاع می‌انجامد. قدرت سرداران و موشک‌های ما در کنار انسجام و پیوستگیِ ناگسستنی ملت، بازدارنده‌تر از هر توافقِ کاغذی است. زمان مرگِ غرب‌گرایی و واقع‌بینی حتی برای اروپا رسیده است؛ دنیای امروز، دنیای استقلال و انسجامِ داخلی و غرشِ موشک‌ها در فضای بین‌الملل است.

رضا صالحی روزنامه نگار و عضو شورای سردبیری عصر ایرانیان می باشد.
مقالات مرتبط

کوچک‌ترین جسارت به ساحت رهبری، هزینه‌های سنگین برای دشمن دارد

دکتر سعید جلیلی، نماینده رهبر معظم انقلاب، شامگاه دوشنبه ششم بهمن‌ماه با…

فاشیست 2026

وقایع اخیر در مینیاپولیس که منجر به کشته شدن چند مهاجر توسط…

نیویورک تایمز:خیال‌پردازی‌های ترامپ ما را می‌کشد

روایت روزنامه آمریکایی از عملکرد ترامپ: او در حال کشتن معترضین است…

دیدگاهتان را بنویسید