مذاکره در سایه ۱۵ تحریم جدید
در حالی که روز گذشته اکثر رسانهها در حال تمرکز بر روی پوشش مذاکرات در عمان و بررسی خروجیهای آن بودند، انتشار یک خبر معنیدار از سوی ایالات متحده جلب توجه کرد. وزارت خزانهداری آمریکا از تحریمهای جدید علیه ایران رونمایی کرد. این تحریمها در چارچوب سیاست موسوم به فشار حداکثری واشنگتن علیه ایران و با هدف «محدود کردن شبکههای حملونقل و تجارت انرژی» اعمال شده است.
این رفتار نه تنها جدید نبوده بلکه میتوان سوابق آن را در تاریخچه برجام نیز جستجو کرد. حتی ربطی به این دولت و آن دولت آمریکا نیز ندارد و به کرات در قبل، میانه و پس از مذاکرات، در حال تحمیل تحریم علیه ایران بودهاند و در کل میتوان این موضوع را که هدف نهایی ایالات متحده ضربه زدن به ایران است را به عنوان یک اصل پذیرفت. حال اقتضای این ضربه میتواند مذاکره یا تحریم یا جنگ باشد.
اخیرا وزیر خزانه داری آمریکا اعلام کرده بود گفته بود: ما در ایران کمبود دلار ایجاد کردیم و این روند خیلی سریع به نتیجه رسید. اسکات بسنت اعلام کرد: میتوانم بگویم اوج آن در ماه دسامبر بود؛ زمانی که یکی از بزرگترین بانکهای ایران پس از هجوم سپردهگذاران سقوط کرد و بانک مرکزی مجبور شد پول چاپ کند. وزیر خزانهداری آمریکا همچنین تصریح کردارزش پول ایران به شدت سقوط کرد، تورم انفجاری شد و در نتیجه شاهد حضور مردم ایران در خیابانها بودهایم.
این موضعگیری(که صحت و سقم آن نیاز به بررسی دارد) و این تحریمها در شرایط کنونی شاید در طبق تجربه نوعی بروز سیاست چماق و هویج باشد، اما با بررسی وضعیت میتوان این احتمال را نیز در نظر گرفت که شاید اصلا قصد آمریکا برای مذاکره چیز دیگریست و اصلا قرار نیست بحثی از رفع تحریمها به پیش بکشد. تلاشهای آمریکا در یکسال گذشته از جنگ در میانه مذاکره تا فعالسازی مکانیزم ماشه با همراهی اروپا و حتی همین اظهار نظر وزیر خزانهداری نشان از آن میدهد که اتخاذ سیاست کلی علیه ایران صورت گرفته و بعید است به راحتی از آن برگردند.
اما آنچه که آمریکا را به پای میز مذاکره کشانده موضوع دیگریست. اگر از میان دو احتمال، خرید وقت برای تجهیز بیشتر نیروها (که دارای درصد احتمال قابل توجهی است) را کنار بگذاریم، در تحلیلی دیگر به نظر میرسد آمریکا برای حمله به ایران با بررسی میزان آمادگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با و انجام اقدام متقابل و موضع صریح مقام معظم رهبری در خصوص تبعات جنگ دچار رعب و سردرگمی برای اتخاذ تصمیم شده و اکنون در حال تلاش برای آن است تا در صورت منتفی شدن رویارویی نظامی، با تلاش برای مذاکره در قبال عقب نشیدن نظامی، بازگشت ناوهایش در جهان یک شکست مفتضحانه معرفی نشود و ترامپ بهانهای برای گریختن از عنوان بازنده نداشته باشد. به همین دلیل به نظر نمیرسد آمریکا امتیازی فراتر از عقبنشستن نیروهایش را به پای میز مذاکره آورده باشد.

