ترامپ عریانترین چهره ضدایرانی رئیسجمهورهای آمریکا را به نمایش گذاشته است؛ از فشار حداکثری، ترور شهیدسلیمانی و خروج یکطرفه از برجام تا تجاوز نظامی در میانه مذاکرات؛ و در هفتههای گذشته هم بهمانند یک سرکرده افراطی، گروههای تروریستی را در کف خیابانهای ایران حمایت و هدایت کرده است. در این شرایط فکر کردن به نحوه گرفتن ارتباط و آغاز مذاکره با این رژیم تروریست و رئیس جانی آن، با وجود اولویت داشتن دهها ماموریت دیگر وزارت خارجه، نباید ثانیهای از زمان دولتیها را خصوصا در این بزنگاه تاریخی تلف کند. اما اخیرا پالسهایی از سوی وزارتخارجه صادر میشود که برخلاف این اصل منطقی است.
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، گفته است: «هر زمان که آمریکا برای مذاکرهای منصفانه و عادلانه آماده شود، ایران آنرا با جدیت بررسی خواهد کرد» و ادامه داد که ارتباطات میان او و «استیو ویتکاف»، فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا، پیش از اغتشاشات، پس از آن و تا امروز ادامه داشته است. وقتی دشمن آمریکایی هر روز عناد خود را با ایران و ایرانی واضحتر و روشنتر از روز قبل نشان میدهد، مذاکره منصفانه و عادلانه دورترین هدفی است که از واقعیت وجود دارد.
فرستادن پیام مذاکره به کسی که در مذاکرات سابقه خروج یکطرفه در اردیبهشت 97 از توافق برجام و تجاوز نظامی دو روز مانده به دور ششم مذاکرات غیر مستقیم در خردادماه امسال را دارد، هم پیام ضعف به دشمن ارسال میکند و او را برای اقدامات خصمانه دیگر خود تهییج میکند و هم فکر و ذکر دولتیها خصوصا دستگاه دیپلماسی را مشغول کرده و آنها را از کارویژههای خود باز میدارد. از جمله رایزنی برای ایجاد بازارهای صادراتی در قاره آفریقا و یا 15کشور همسایه که حجم وارداتی در حدود 1700میلیارد دلار دارند.
معطل اخم و لبخند کسی ماندن که در جدیدترین اقدام خصمانه خود اعلام کرده هر کشوری با ایران تجارت کند، مشمول 25% تعرفه بر کالاهای خود میشود، نهتنها بیثمر بلکه مضر برای منافع ملی است؛ در این شرایط بزنگاهی تاریخ که نظم جدیدی در حال شکلگیری است، یکی از کارویژههای وزارتخارجه باید این باشد که باشگاه کشورهای تحریمشده توسط آمریکا را شکل دهد که در اثر استیصال او و بازگشت به دوره استعمارگری، رو به افزایش است.
این رویکرد در امتداد همان خطی است که محفلهای قدرت و ثروت به کمک رسانههای خود سعی دارند به افکار عمومی القا کنند؛ این که کشور در بنبست است و تنها راه حل مشکلات معیشتی مذاکره با قاتل بیش از هزار ایرانی و طراح عملیاتهای تروریستی اخیر در کشور است؛ در حالی که شخص عراقچی در نشست دیپلماسی اقتصادی در آذربایجان شرقی اعتراف کرد: «هیچ کدام از مشکلاتی که بازگانان مطرح کردند، ربطی به تحریمها نداشت»؛ که این یعنی حتی آن گروهی که بیشترین مواجهه را با تحریمهای خارجی دارد هم علت گرفتاریهای خود را تحریمها و مدیریت داخلی میداند.
همه اینها در حالی است که همین شش ماه پیش که علیرغم تجربه برجام وارد مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا شدیم، نتیجه آن را همگی از عمق جان درک کردیم؛ آن مذاکرات به اعتراف رسانههای غربی تنها پوششی بود تا کشور و نیروهای امنیتی را غافلگیر کند؛ و آمریکا در اثنای همین تجاوز، موضوع مذاکره یعنی سایتهای هستهای کشور را بمباران کرد و ترامپ هم برای خریدن اعتبار برای خود، بارها ادعا کرد که آنها را ازبین برده است. حالا سوال جدی اینجاست که مذاکره ادعایی میخواهد بر سر چه باشد؟ موضوع هستهای که مطابق ادعای آمریکاییها از دستور کار خارج شده است؛ لذا ضرورت جدی احساس میشود که از مذاکره بر سر موضوعات منطقه و موشکی که مستقیما با امنیت ملی در ارتباط است پرهیز شود.
این بنبستنمایی از وضعیت کشور و تجویز غلط مذاکره با دشمن ذاتی کشور، نهایتا به نفع یک سری محفلهای قدرت و ثروت تمام میشود که از عدم اصلاح و نظمبخشی به مناسبات داخلی اقتصاد کشور سود میبرند. در این شرایط وزارت خارجه باید به دنبال راهحلهای حقیقی برای مشکلات کشور باشد و سایر بخشهای دولت هم با برنامه مشخصی به اصلاح روندهای معیوب داخلی و مبارزه با فساد و محافل بپردازند.

