کوتاه آمدن برابر آمریکا و حرکت غلط در بزنگاه تاریخی، سهم ایران را از نظم جدید خواهد سوزاند
کنشهای آمریکای ترامپ، این روزها بمب شدهاند و بر سر آخرین بقایای ویرانههای نظم حاکم بر دنیا خراب میشوند. از توسل به اقدامات نظامی علیه کشورهای منطقه غرب آسیا که هر بار ثابت کرد تمام پیمانها و سازمانهای بینالمللی صرفا نمایشی و آلت دست غرب است، تا تجاوز نظامی و دزدیدن رئیسجمهور ونزوئلا، بزرگترین دارنده ذخایر نفت دنیا، و حالا تشدید تنش با متحدین اروپایی خود به علت ادعای سرزمینی علیه بزرگترین جزیره دنیا، یعنی گرینلد. دست و پا زدنهایی که همگی حاکی از آنند که انقلابی در دنیا در حال وقوع است و در این شرایط این که عدهای در داخل با القای بنبست، تنها راه نجات را مذاکره و کوتاه آمدن در برابر آمریکا معرفی کنند، همان قدر نسخهشان عقلانی است که کسی شب 22بهمن ساواکی بشود.
آمریکا در میانه مذاکره غیرمستقیم بر سر مسائل هستهای به کشورمان تجاوز نظامی کرد و موضوع مورد مذاکره را بمباران کرد؛ در حالی که ایران عضو انپیتی بود و دارای حق غنیسازی اما در همان مذاکرات و با قلدری میخواست که ایران این حق را نداشته باشد. رفتاری که نشان داد پیمانهای بینالمللی بیشتر به شوخی شبیه هستند و نظم حاکم بر دنیا تهی از معنا شده است. یا برای مثال رئیسجمهور قانونی مردم ونزوئلا را به بهانه مواد مخدر دزدید در حالی که ترامپ اعتراف کرد نفت و سرزمینهای این کشور هدف بوده است و بدین ترتیب فاتحهای هم برای دموکراسی که خود بزرگترین مدعی آن در دنیاست، خواند.
در کنار این اقدام، تهدیدهایی پیاپی را هم متوجه کانادا و مکزیک و کوبا و کلمبیا و هر جای دیگری کرد که بتواند در آن جا ابزاری برای نجات خود در این بزنگاه تغییر نظم دنیا دست و پا کند. موضوع به قدری برایش جدی است و افول کامل را آن چنان نزدیک میبیند که در این مسیر به دوستان و متحدین خود نیز رحم نمیکند؛ جنجالهایی که امروز بر سر گرینلند به راه انداخته موید همین موضوع است. جزیرهای تحت حاکمیت دانمارک که عضو ناتوست و حالا فشار به اروپا برای واگذاری گرینلند، موجب شده از مقامات دانمارکی گرفته تا سایر کشورهای اروپایی هشدار دهند که گرینلند متعلق به مردم آن است و هر گونه اقدام آمریکایی علیه آن به معنای پایان پیمان نظامی ناتو است.
یکی از این کشورها فرانسه، همان کارچاقکن آمریکا در جریان مذاکرات منتهی به توافق برجام است که حالا در کنار دیگر اروپاییها التماس ترامپ میکند که دست از گرینلند بردارد. اما در پاسخ با اعمال تعرفه 10درصدی مواجه شده؛ در آخرین تلاشها هم مکرون پیامهایی به ترامپ فرستاده که ترامپ برای تحقیر او، تصویر این پیامها را منتشر کرده است. مکرون نوشته: «دوست من، ما در مورد سوریه کاملاً با هم هماهنگ هستیم. در مورد ایران هم میتوانیم کارهای بزرگی انجام دهیم. اما من اصلاً نمیفهمم در مورد گرینلند دارید چه کار میکنید! من میتوانم بعد از نشست داووس، یک جلسه G7 برای روز پنجشنبه در پاریس ترتیب دهم».
ترامپ در کنار انتشار این پیامهای مکرون، تصویری از جلسه تحقیرآمیزی منتشر کرد که سران اروپا را مانند دانشآموزان ابتدایی در مقابل خود نشانده بود تا آنان را وادار کند شروط روسیه را بپذیرند و از خواستههای خود برای اوکراین عقب بنشینند؛ زیرا این بار رقیب صحنه تحت کارگردانیشان را خوب شناخته و برای نیل به اهداف خود، تاکتیک سازش و «بدیم بره» را دور انداخته بود و تمام قد در برابر غرب ایستاده بود.
در پس این تصویر اما نقشهای از دنیا بود که در آن با ویرایش، پرچم آمریکا بر کشورهای ونزوئلا، کانادا و همین گرینلند نقش بسته بود و در تصویری دیگر ترامپ خود را در گرینلند نمایش داده بود و در کنارش تابلویی بود که این جزیره را از سال 2026 جزء اراضی آمریکا معرفی میکرد. تحقیر و اعمال سلطه بر متحدین به همین جا ختم نشد و ترامپ علیه ماکرون گفت: «کسی او را نمیخواهد و به زودی از مقامش برکنار میشود»! و ادامه داد: «اگر بخواهد رفتار خصمانه داشته باشند، تعرفه ۲۰۰ وضع میکنم»!
اینها تنها قسمت کوچکی از این واقعیت هستند که نظم دنیا دیگر کارایی خود را از دست داده و حالا آمریکا برای نجات خود و ساخت نظم جدید و دیکتاتورمآبانه بر ویرانههای نظم قبلی، به هر دری میزند؛ از نسلکشی تا کودتا و تحقیر متحدین. این یعنی دنیا در یک بزنگاه تاریخی دیگر قرار گرفته که اگر کشوری تشخیص غلط بدهد و سعی کند همان بچه خوبهای نظم فروپاشیده باشد، سهم خود را از نظم جدید به کمترین حد کاهش داده و خسارات عظیمی را تا دههها متوجه خود میکند. آخرین شاهد برای این مدعا هم سوریه است که در برابر آمریکا و سگ هارش با رویای رفاه و پیشرفت کوتاه آمد اما در همان روزهای ابتدایی رژیم صهیونی زیرساختهای دفاعی آن را بمباران و تا امروز مناطق زیادی را تصرف کرده است.
در مقابل، یمن مصداقی از مقاومت است که از دفاع از مظلومین غزه کوتاه نیامد؛ آمریکا تهدید حمله نظامی به یمن را هم عملی کرد اما نهایتا مفتضحانه و با از دست دادن چندین پهپاد MQ9 و دو جنگنده سوپرهورنت F18، بدون رسیدن به هدفهای خود این طور توجیه کرد که یمن پذیرفته دیگر با کشتیهای ما کاری نداشته باشد و اینگونه خود را از آن باتلاق نجات داد. همه این مثالها مهر تاییدی بر این ادعا هستند که شاید مقاومت هزینه داشته باشد اما هزینه سازش بسیار بیشتر و خسارات آن جبران ناپذیر است.
در شرایط کنونی دنیا که بخشی از آن تشریح شد، اصرار بر جلب نظر آمریکا و کوتاه آمدن در برابر آن، هزینهزا و ضد منافع ملی است. هستهای، موشکی، منطقه، حقوق بشر و… همگی بهانهاند و هدف تصرف ایران، غارت منابع و تجزیه آن است. کوبا و ونزوئلا و مکزیک و کانادا و گرینلند، نه غنیسازی داشتند که پتانسیل ساخت سلاح اتمی را دارا باشند، نه برنامه موشکی تهدیدآمیز و نه از گروههای نظامی حمایت میکردند که آمریکا ادعا کند منافعش را به خطر انداخته است. بلکه هر یک منابع و موقعیتهایی دارند که چندین برابر مجموع آنها در اختیار ایران است. در این راهبرد سازش و کوتاه آمدن نسخهای مهلک است که کشور را دچار خسرانهای جدی خواهد کرد.

