نقدی بر مستند «من تروریست نیستم»:
مستند «من تروریست نیستم» را میتوان نقطهای مهم در مسیر فکری و حرفهای محسن اسلامزاده دانست. فیلمی که از دل تجربههای امنیتی او در سیستان و بلوچستان بیرون آمده، اما به نگاهی فراتر از روایتهای مرسوم امنیتی و روشنفکرانه میرسد. این مستند نه منکر اهمیت امنیت است و نه در دام تصویرسازیهای کلیشهای از عقبماندگی و تحجر میافتد؛ بلکه تلاش میکند نسبت میان امنیت، توسعه و تصویر رسانهای را بازتعریف کند.
اسلامزاده که پیشتر در آثاری مانند «قصرقند» بهطور مستقیم به مسائل امنیتی این استان پرداخته بود، در «من تروریست نیستم» به بازنگری همان چارچوبها دست میزند. نتیجه این بازنگری، مستندی است که امنیت را بهعنوان پیششرط توسعه و رشد اقتصادی میفهمد و در عین حال نشان میدهد که امنیت پایدار بدون اصلاح روایتها و ذهنیتها شکل نمیگیرد. در فیلم، امنیت نه ابزار سرکوب، بلکه بستری برای زندگی، سرمایهگذاری، اشتغال و امید اجتماعی معرفی میشود.
یکی از وجوه متمایز مستند، تقابل غیرمستقیم آن با تصویری است که بخشی از جریان روشنفکری مسلط از سیستان و بلوچستان ساخته است؛ جریانی که اغلب این منطقه را صرفاً بهعنوان فضایی متحجر، ایستا و عقبمانده بازنمایی میکند و مردم آن را قربانی سنت، مذهب یا ساختارهای بسته معرفی میکند. اسلامزاده در مقابل این نگاه، تصویری پویا، در حال تغییر و رو به توسعه ارائه میدهد؛ تصویری که در آن جامعه محلی نه مانع توسعه، بلکه یکی از موتورهای آن است.
در «من تروریست نیستم» با مردمی مواجهیم که در حال کار، تجارت، آموزش و ساختن آیندهاند؛ مردمی که مسئله اصلیشان نه مقاومت در برابر توسعه، بلکه برچسب ناامنی و عقبماندگی است که از بیرون به آنها تحمیل شده. این نگاه، برخلاف روایتهای روشنفکرانهای است که توسعهنیافتگی را به ذات فرهنگی یا مذهبی منطقه تقلیل میدهند و عملاً راه هرگونه تغییر را میبندند.
اسلامزاده با اتکا به تجربه میدانی خود، نشان میدهد که چنین روایتهایی به همان اندازه روایتهای امنیتی افراطی، برای توسعه مخرباند. زیرا تصویرسازی از یک منطقه بهعنوان «مسئلهدار»، «خطرناک» یا «عقبمانده»، مستقیماً بر فرصتهای اقتصادی، سرمایهگذاری و رشد اجتماعی آن اثر منفی میگذارد. مستند بهخوبی توضیح میدهد که توسعه زمانی رخ میدهد که امنیت واقعی، اعتماد عمومی و تصویر رسانهای منصفانه در کنار هم قرار گیرند.
از نظر روایی، فیلم تلاش میکند با نمایش زیست روزمره و روابط اجتماعی، این ایده را تثبیت کند که سیستان و بلوچستان نه یک «استثنا» در نقشه ایران، بلکه بخشی زنده و در حال حرکت از آن است. چنین نگاهی، بهویژه با توجه به پیشینه اسلامزاده در ساخت مستندهای امنیتی، اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا نقد کلیشهها از سوی کسی مطرح میشود که خود سالها در متن همین فضا حضور داشته است.
در مجموع، «من تروریست نیستم» مستندی است که همزمان با نقد روایتهای امنیتی اغراقآمیز و روایتهای روشنفکرانه تقلیلگرا، از یک نگاه سومی دفاع میکند: نگاهی که سیستان و بلوچستان را منطقهای دارای ظرفیت، در حال توسعه و نیازمند امنیت پایدار و تصویر منصفانه میداند. این رویکرد، فیلم را از یک مستند صرفاً انتقادی فراتر میبرد و آن را به بیانیهای درباره امکان توسعه در حاشیه تبدیل میکند.

