عجیبترین نکته روز اول جشنواره، جلب توجه پوشش منوچهر شاهسواری بود. لباس مشکی آقای دبیر با اینکه برازنده و بر قد و قامت ایشان نشسته بود را ما خوش بینانه به سیاق رنگ عشق تلقی میکنیم، با این حال بحثهایی را دامن زده بود.
وقتی این حاشیه پیرامون مجریان جشنواره داغتر جلوه میکرد که نسبت به چیدمان جدول نمایش برای روز اول کم لطفی صورت گرفته بود، بدین شکل که با حذف مراسم قرعهکشی انتظار میرفت که دقت لازم برای رونق جشنواره صورت بگیرد اما برای سکانس اول یک انیمیشن را در نظر گرفته بودند که معمولا کمتر کسی از اهالی رسانه برای دیدن فیلمی خارج از مسابقه شال و کلاه میکند.
لذا دو جفا به وضعیت روز اول تزریق شده بود. اول اینکه گذاشتن یک فیلم انیمیشن در اولین نمایش روز اول، یعنی نادیده گرفتن آن و جفای بعدی هم در حق خود جشنواره بود که اولین نمایشش با خلوتی برگزار شد، شاید برای همین ضعف مدیریتی بود که دبیر جشنواره آمد و برای دلجویی تیم سازنده انیمیشن وعده تحویل گرفتن آنها در مراسم اختتامیه را داد .
اما ازاین که بگذریم نگارنده با پیش داوری اینکه با جشنوارهای خلوت و سوت و کور مواجه خواهم شد، روز اول را با حال و هوایی معلق پا به پردیس سینمایی ملت گذاشتم ولی با کمال تعجب محیطی پر جنب و جوش و همانند سالهای قبل با کثیری از نیروهای جوان رسانهای و تعداد قابل توجهی از چهرههای آشنا و قدیمی در حال احوالپرسی و دیدهبوسی ایام عیدانه سینمای ایران مواجه شدم.
همچنین علیرغم انصراف یکی از شرکت کنندگان ولی صف تشکیل شده ورود به سالن نمایش حکایت از روال عادی فضای جشنواره داشت.
کم و کیف فیلمهای روز اول ؛ غوطه ور
دومین برنامه نمایش فیلمهای روز اول به فیلم «غوطهور» اختصاص داشت. این فیلم توسط طلبهای قمی ساخته شده است.
«جواد حکمی» که با لباس روحانیت در مراسم «فتوکال» و نشست پرسش و پاسخ حضور پیدا کرده بود، پیش ازاین با فیلمهای کوتاهش مورد وثوق قرار گرفته بود.
او حالا در اولین ساخته بلند سینماییش (که راضی کننده بود) به سراغ موضوع حساسی همچون روابط عاطفی نامتعارف (همجنسگرا) تیمهای ورزشی دختران رفته است.
البته غوطهور در ژانر فیلمهای پلیسی/معمایی طراحی و اجرا شده است. در مجموع برای یک فیلم اولی، اثری قابل تحمل بود که اگرچه نیم نگاهی به فیلم معروف «بی خوابی» ساخته کریستوفر نولان داشت و در قصه قابلیت فیلم بلند را نداشت، ولی با تمهیداتی چون اکشن و کاتهای پر تعداد و … فیلم را جمع کرده بود.
فیلمهای ژانر چنانچه خوب اجرا شوند، معمولا مورد توجه طیفهایی مختلف قرار میگیرد.
غبار میمون؛ انتظاری که نمیرفت
اما فیلم پر سر و صدای روز اول، «غبار میمون» ساخته غیرقابل انتظار «آرش معیریان» بود.
به واقع هم چنین اثر سخت و سنگین و پیچیدهای از کارگردان کمدیهای ضعیف و سطحی نمیرفت. فیلمنامه توسط «امیر بوالی» براساس پروندههای جاسوسی/امنیتی واقعی نوشته شده است لذا اثری پژوهشی با وزن سنگین متنی محسوب میشود. فیلم اگرچه استخراج و تدوین شده از یک مینیسریال پلت فرمی است، مانند مثلا «موقعیت مهدی» محصول سیما فیلم، لذا پرشهایی در ارتباط آدمها و داستانکها دارد، مثلا در نسخه فعلی، کثرت شخصیتها و رفت و آمدهای زیاد به موقعیتهای مختلف، فهم محتوا را برای مخاطب با آورده ضعیف اطلاعات تاریخی/سیاسی سخت کرده است.
چرا که متن پر از کدهای توراتی تا فلسفه ملاصدرا و با ادبیات مأموران امنیتی از جمله این پیچیدگیهای فیلم است . اما در مجموع میتوان آن را اثری منحصربفرد در تاریخ ساخت گونههای جاسوسی سینمای ایران محسوب کرد.
یکی از ویژگیهای بارز و برجسته فیلم، طراحی شخصیتهای امنیتی با نشانههای بومی است، خصوصا شخصیت اول داستان به نام «صدرا» با بازی «علی دهکردی» شمایل و ریخت قابل باوری دارد. پرداخت تیپیکال او در جایگاه یک مأمور کارکشته ایرانی خوب دارنده است.
این مولفه در شخصیت پردازی وقتی مهم و قابل تامل است که میدانیم اثار پیش ازاین پیرامون امنیتیها، مثلا فیلم خوب «روز صفر» وامدار شخصیت فیلمهای جاسوسی خارجی بود.
در مجموع «غبار میمون» به عنوان یک فیلم با رویکرد جدال و کشمکش سرویسهای امنیتی جهان منجمله موساد، ام آی سیکس و ایران حرفهای جدی برای گفتن دارد و در اجرا و المانهای فرمال از پس روایت پیچیدهاش برآمده است.

