اغتشاشات و اقدامات تروریستی اخیر در ایران واکنشهای بینالمللی متفاوت و گوناگونی به دنبال داشت که تصویری روشن از تفاوت در دیدگاهها و نقش آفرینی مثبت یا مخرب قدرتهای را به نمایش گذاشت. در حالی که برخی از کشورهای اروپایی، بهویژه فرانسه، با تحریمهای جدید در حمایت از اغتشاشگران، به دنبال فشار بر کشور هستند، چین و روسیه بر حفظ ثبات، احترام به حاکمیت ملی و مخالفت با مداخله خارجی تاکید میکنند.
مواضع اروپا: حمایت از تروریست ها و اغتشاشگران ، تشدید تحریمها
در مقابل تحولات ایران، علاوه بر آمریکا و شخص ترامپ که به صورت آشکار تروریست ها را تشویق به ترور و خرابکاری می کند و رژیم صهیونیستی که نقش هدایت میدانی و مسلح کردن تروریست ها را بر عهده دارد؛ اروپا در حال اتخاذ مواضعی تند و حمایتگرایانه از اغتشاشگران و تروریست دارد. فون در لاین رئیس کمیسیون اروپا از وضع تحریمهای جدید علیه تهران در حمایت از تروریست ها خبر داده و کایا کالاس مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز اعلام کرده که آماده پیشنهاد تحریمهای بیشتر علیه ایران است. در این میان، لحن برخی از مقامات اروپایی به شدت جانبدارانه و حتی خارج از عرف دیپلماتیک به صورت عریان بیان می شود. وزیر امور خارجه آلمان مشروعیت نظام ایران را زیر سوال برده و صدراعظم آلمان نیز سخنانی متوهمانه بر زبان آورده است و گفته: «کار رژیم ایران تمام است و فکر میکنم نظارهگر روزها و هفتههای پایانی آن هستیم». ژان نوئل بارو وزیر خارجه فرانسه هم از تروریست ها و خرابکاران در ایران حمایت و علیه اقدامات نیروهای حافظ امنیت مردم سخن گفته است. این اظهارات از مقامات اروپایی زمانی صادر می شود که دیگر حنای دلسوزی و سخن گفتن از حقوق بشر ،دموکراسی و آزادی بیان رنگی ندارد. هر سیاستمداری که دنبال به حداکثر رساندن منافع ملی خود باشد با دیدن چنین رویکردی از اروپا که مسبوق به سابقه است به غایت درک می کند که حوزه منافعی بین ایران و اروپا وجود ندارد، اگر منافعی وجود داشته باشد محدود و حداقلی است.هم نظریات روابط بین الملل و سیاست خارجی و هم عقل سلیم در روابط دوجانبه و چند جانبه حکم به اقدام متقابل می کند تا از منافع ملی صیانت به عمل آید. اعتماد کردن به چنین بازیگران متوحش ، عهد شکن ،دروغگو و فریب کار نهایت بی خردی و پشت کردن به منافع ملی است.
مواضع روسیه: مخالفت با مداخله خارجی و حمایت از حاکمیت ملی ایران
سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه، ماریا زاخارووا، در واکنش به تحولات اخیر در ایران، اظهار داشت که فشار تحریمهای غیرقانونی غرب بر ایران، سالهاست توسعه این کشور را مختل کرده و چالشهای اقتصادی و اجتماعی ایجاد کرده است که عمدتاً مردم عادی را تحت تأثیر قرار داده است. او افزود که نیروهای خارجی متخاصم در تلاشند از تنشهای عمومی برای بیثبات کردن و تضعیف دولت ایران استفاده کنند.زاخارووا تصریح کرد که «روشهای موسوم به انقلابهای رنگی به کار گرفته میشود و اعتراضات مسالمتآمیز از طریق اقدامات عاملان آموزشدیده در خارج و مسلح توسط آنها، به خشونتهای وحشیانه و بیمعنی شامل شورشها، کشتن ماموران اجرای قانون، شهروندان و حتی کودکان تبدیل میشود». او تاکید کرد که روسیه قاطعانه دخالت مخرب خارجی در فرآیندهای سیاسی داخلی ایران را محکوم میکند.این مقام ارشد روس در ادامه اظهارات خود تهدیدات نظامی واشنگتن علیه ایران را «کاملاً غیرقابلقبول» توصیف کرد و افزود: «کسانی که بهدنبال سوءاستفاده از آشوبهای ناشی از تحریکات خارجی به عنوان بهانهای برای تکرار تجاوز علیه ایران هستند، باید به طور کامل عواقب چنین اقداماتی را برای خاورمیانه و امنیت بینالمللی درک کنند».زاخارووا همچنین در واکنش به تعرفههایی که رئیسجمهور آمریکا علیه شرکای تجاری ایران اعلام کرد، گفت: «ما همچنین تلاشهای آشکار برای تحت فشار قرار دادن شرکای خارجی ایران از طریق اعمال تعرفههای تجاری بیشتر را به شدت رد میکنیم».
مواضع چین: حفظ ثبات و حمایت از ایران
چین از حفظ ثبات در ایران حمایت میکند. سخنگوی وزارت امور خارجه چین اعلام کرده است که این کشور امیدوار است ایران بر مشکلات غلبه کند و از آن در این راه حمایت میکند. چین بر این باور است که مشکلات ایران ناشی از فشارهای تحریمهای غیرقانونی غرب است و این تحریمها، «توسعه این کشور را مختل کرده و چالشهای اقتصادی و اجتماعی ایجاد کرده که عمدتاً مردم عادی را تحت تأثیر قرار میدهد».سخنگوی وزارت امور خارجه چین همچنین با انتقاد از «روشهای موسوم به انقلابهای رنگی» که توسط نیروهای خارجی برای بیثبات کردن و تضعیف دولت ایران به کار گرفته میشود، تاکید کرده است که پکن قاطعانه دخالت مخرب خارجی در فرآیندهای سیاسی داخلی ایران را محکوم میکند. چین، ضمن مخالفت با تهدیدات نظامی واشنگتن علیه ایران، بر اهمیت گفتوگو و دیپلماسی برای حل مشکلات منطقه تاکید دارد.در واکنش به تصمیم رئیسجمهور آمریکا برای اعمال تعرفه بر طرفهای تجاری ایران، چین بر مخالفت کشورش با تعرفههای آمریکا تاکید کرده و اعلام کرده است که جنگ تعرفهای برندهای ندارد. پکن همچنین بر حقوق و منافع قانونی و مشروع خود حفاظت خواهد کرد.
تفاوتها و پیامدها
تفاوت در مواضع اروپا، چین و روسیه در قبال تحولات ایران، نشاندهنده اختلاف در منافع و دیدگاههای آنها نسبت به کشور است. در حالی که اروپا در حال تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی بر کشور است، چین و روسیه با لحنی صحیح، از حفظ ثبات، احترام به حاکمیت ملی و مخالفت با مداخله خارجی حمایت میکنند.
این تفاوتها پیامدهای مهمی برای ایران و منطقه دارد. فشارهای اروپا در راستای دنباله روی از آمریکا ورژیم صهیونیستی است . نشان دهنده هم دست بودن با اغتشاشگران و آوده بودن دست آن ها به خون مردم ایران است همانگونه که در دفاع مقدس 12 روزه شاهد بودیم. نشان دهنده آن است که نگاه به شرق نه یک ضرورت بلکه یک امر حیاتی برای ارتقا و حفظ امنیت ملی ماست. در حالی که حمایت چین و روسیه در همه بزنگاه ها به عنوان کشورهایی که می توان حوزه منافع مشترک را تعریف کرد و برای تنظیم نظمی بر پایه عدالت و چند جانبه گرایی تلاش کرد. برای ایران آمریکا و اروپا شناخته شده هستند و نباید بیش از منافع ملی را قربانی نگاه کداخدا محوری جریان غربگرا در داخل کشور شود.
نتیجه گیری:
تحولات اخیر در ایران و واکنشهای بینالمللی به آن، تصویری روشن از دو جهان متمایز در جهانی که از چرخههای اقتصادی، سیاسی و نظامی پر شده، ارائه میدهد. از یک سو، غرب، به ویژه آمریکا و اروپا ، با تکیه بر تحریمهای غیرقانونی، تهدیدات نظامی و حمایت از اغتشاشگران، در حال تلاش برای تضعیف و سقوط نظام جمهوری اسلامی است. این راهبرد، چه از طریق تحریمهای اقتصادی و چه از طریق ترویج انقلابهای رنگی، نشاندهنده یک سیاست خارجی زور محور و مبتنی بر مدل ارباب رعیتی است که از ارزشهای انسانی و حقوق بشری که با ادعای آن جهان را کر کرده بود سر باز میکند و در واقع به دنبال ایجاد بیثباتی برای تحقق منافع استراتژیک خود است.
از سوی دیگر، چین و روسیه با لحنی معتدل، اما قاطع، از حفظ ثبات، حاکمیت ملی و مخالفت با مداخله خارجی حمایت میکنند. آنها به وضوح تلاشهای غرب برای استفاده از اغتشاشات داخلی ایران را تشخیص داده و آن را محکوم میکنند. این حمایت، نه تنها بر اساس منافع اقتصادی و استراتژیک است، بلکه مبتنی بر اصلیت دیپلماسی، عدالت بینالمللی و احترام به سیاستهای خارجی خود است. آنها میدانند که جهانی که امروز در آن زندگی میکنیم، دیگر نه چندان به دنبال دیکتاتوری یک طرفه است، بلکه در حال تبدیل شدن به یک سیستم چند جانبه است که در آن کشورهای بزرگ، باید در کنار هم بایستند و بر اساس عدالت و تعادل، روابط خود را تنظیم کنند.در این میان، ایران باید با نگاه انقلابی و مستقل، از این تضادها به عنوان فرصتی برای تقویت وحدت ملی و ارتقای استقلال خود استفاده کند. اکنون فرصتی برای بازسازی روابط خارجی بر اساس اصول انقلابی، عدالت و استقلال است. بنابراین، ایران باید با در نظر گرفتن منافع ملی و حفظ ثبات داخلی، سیاست خارجی خود را تعیین کند و از هرگونه مداخله خارجی و فشارهای غیرقانونی جلوگیری کند. این نه تنها برای حفظ امنیت ملی، بلکه برای ارتقای موقعیت ایران در جهان ضروری است.

