فرعون در بن‌بست؛ روایت نخبگان آمریکا از غروب امپراتوری

واکاوی «هژمونی غارتگر» اعترافی از درون ساختار

مقاله اخیر استیون والت، نظریه‌پرداز برجسته مکتب رئالیسم در نشریه «فارن افرز» (۲۰۲۶)، تحت عنوان «هژمونی غارتگر»، بیش از آنکه یک تحلیل آکادمیک ساده باشد، یک «اعتراف‌نامه» تاریخی و تکان‌دهنده از درون بدنه فکری ایالات متحده است. والت در این نوشتار، صراحتاً نقاب از چهره لیبرال‌دموکراسی برداشته و تصویری از واشنگتن ارائه می‌دهد که در آن، «خیرخواهی ادعایی» دهه‌های گذشته جای خود را به یک «راهزنی عریان» در عرصه بین‌الملل داده است. از منظر جهان‌بینی، آنچه والت آن را پدیده‌ای نوظهور و محصول دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ می‌نامد، در واقع نمایان شدن ذات بدون رتوش و جوهره اصلی «استکبار» است. رهبر معظم انقلاب بارها در بیانات خود تأکید کرده‌اند که تفاوت رؤسای جمهور آمریکا نه در ماهیت و اهداف کلان، بلکه در تاکتیک‌ها و شیوه‌های اجراست؛ و اکنون ترامپ، همان دست چدنی را که سال‌ها زیر دستکش مخملی پنهان شده بود، بی‌پرده و با وقاحتی تمام‌عیار به نمایش گذاشته است.

1 استحاله از «نفاق استراتژیک» به «وقاحت عریان»

استیون والت معتقد است آمریکا از یک «هژمون خیرخواه» در دوران جنگ سرد به یک «قدرت غارتگر» تبدیل شده است. اما از نگاه مبنایی، این تقسیم‌بندی دچار یک خطای بنیادین است؛ چرا که نظام سلطه همواره ذاتاً غارتگر بوده است. تفاوت در اینجاست که در دوران گذشته، آمریکا با استفاده از شبکه پیچیده‌ای از نهادهای بین‌المللی، معاهدات چندجانبه و ادبیات حقوق بشری، غارت منابع جهانی را «قانون‌مند» و «مشروع» جلوه می‌داد. این بیانگر همان سخنان حکیمانه رهبر انقلاب در مورد رفتار همیشگی آمریکا است که می فرمایند: «دشمنی آمریکا با ملت ایران و با جهان اسلام، دشمنیِ ریشه‌دار است؛ مربوط به این شخص و آن شخص نیست.»
بنابراین، آنچه والت آن را «هژمونی غارتگرانه» (Predatory Hegemony) می‌نامد، در حقیقت خروج دستگاه حاکمه آمریکا از وضعیت «نفاق استراتژیک» و روی آوردن به «وقاحت استراتژیک» است. ترامپ در سال ۲۰۲۶، تنها «ویترین» بی‌کم‌وکاست تفکری است که دهه‌ها در اندیشکده‌های واشنگتن پخته شده بود: تفکر اصالت قدرت مادی و نادیده گرفتن مطلق کرامت انسان‌ها و استقلال ملت‌ها. وقتی والت اشاره می‌کند که ترامپ آمریکا را مانند یک «فروشگاه بزرگ» می‌بیند که دیگران باید برای ورود به آن باج بدهند، در واقع بر همان منطق مادی‌گرایانه‌ای صحه می‌گذارد که می توان این را ریشه اصلی انحراف تمدن غرب دانست.

2 منطق «صفر و صد» و افول اخلاق سیاسی در واشنگتن

والت به درستی اشاره می‌کند که استراتژی جدید آمریکا جهان را یک «بازی با حاصل‌جمع صفر» می‌بیند که در آن سهم آمریکا باید «سهم شیر» باشد، حتی به قیمت ویرانی اقتصاد متحدانش. این رویکرد بزرگترین نقطه ضعف تمدن لیبرال است. وقتی سیاست از معنویت، اخلاق و عدالت تهی شود، نتیجه طبیعی آن تبدیل شدن یک قدرت بزرگ به یک «گرگ درنده» است. این منطق استکبار، منطق «فرعونیت» است؛ یعنی منکر حق دیگران بودن و همه چیز را برای خود خواستن.
والت فاش می‌کند که ترامپ حتی به متحدان سنتی خود نظیر اروپا، ژاپن و کره جنوبی هم رحم نمی‌کند و حمایت نظامی را به امتیازات اقتصادی سنگین پیوند زده است تعبیر والت از رفتارهای تحقیرآمیز رهبران جهان و «بوسیدن حلقه ترامپ»، همان «حقارت ملی» است که راه علاج آن تنها در «ایستادگی» و «عزت ملی» می توان جستجو کرد.

3 زوال هیمنه و سنت الهی در سقوط فراعنه

یکی از محورهای کلیدی مقاله والت، تبیین این واقعیت است که هژمونی غارتگر، روند خروج کشورها از مدار آمریکا را تسریع کرده و بذر نابودی خود را می‌کارد. این تحلیل با نظریه کلان «افول آمریکا» کامل دارد. قدرت آمریکا رو به زوال است و این زوال، هم از درون (به دلیل گسست‌های اجتماعی و اخلاقی) و هم از بیرون (به دلیل بیداری ملت‌ها و ظهور قدرت‌های نوظهور) نشأت می‌گیرد. در یک کلام می شود گفت که: «هیمنه آمریکا در حال فروپاشیدن است.»
تلاش‌های عصبی ترامپ برای استخراج باج از چین، هند و حتی کشورهای همسایه مثل کانادا و مکزیک، طبق تحلیل والت، واکنشی از روی اضطرار به این فروپاشی است. آمریکایی که روزگاری با «قدرت نرم» و لبخند دیپلماتیک فرمان می‌راند، امروز به «تعرفه»، «تحریم» و «قلدری عریان» متوسل شده است؛ ابزارهایی که به نشان‌دهنده «ضعف» و بن‌بست فکری هستند، نه قدرت واقعی. وقتی منطق گفتگو و جذب شکست می‌خورد، قلدری آغاز می‌شود، و تاریخ نشان داده است که قلدری، آغازِ پایانِ یک امپراتوری است.

4 فساد ساختاری و سیاستِ «بنگاه‌داری»

والت در بخشی از مقاله خود پرده از فساد مالی عمیق در ساختار جدید قدرت آمریکا برمی‌دارد و اشاره می‌کند که چگونه ترامپ سیاست خارجی را به ابزاری برای ثروت‌اندوزی شخصی و خانوادگی تبدیل کرده است. در مکتب سیاسی اسلام ، این بزرگترین نشانه سقوط یک نظام سیاسی است. تبدیل شدن کاخ سفید به یک «بنگاه معاملاتی» و حراج نفع عمومی به پای منافع خصوصی، مهر تأییدی است بر نگاهی که تمدن غرب را تمدنی «مادی‌زده و در حال پوسیدن از درون» می‌داند. والت با ذکر مثال‌هایی از رشوه‌های بین‌المللی و تضاد منافع در دولت آمریکا، در واقع در حال ترسیم پرتره‌ی تمدنی است که دیگر هیچ آرمان اخلاقی برای عرضه به بشریت ندارد.

5 ایستادگی؛ تنها راه علاج در برابر راهزنی بین‌المللی

استیون والت در نهایت به این جمع‌بندی می‌رسد که کشورهای دیگر برای حفظ بقای خود مجبور به ایجاد ائتلاف‌های مستقل، دور زدن دلار و پیوند با رقبای آمریکا هستند. این همان «راهبرد مقاومت و استقلال» است که جمهوری اسلامی ایران چهل و اندی سال است پرچمدار آن در منطقه و جهان است. این اثبات کننده این نگاه است که: هزینه تسلیم در برابر استکبار به مراتب بیشتر از هزینه مقاومت است.
اگر امروز والت از پدیده «آرنج بالا» در سیاست کانادا یا ایستادگی رهبران آمریکای لاتین در برابر تهدیدات ترامپ سخن می‌گوید، در واقع در حال تئوریزه کردن همان مدلی است که ملت ایران در برابر «فشار حداکثری» ابداع کرد. قدرت غارتگر مانند یک حیوان درنده است؛ اگر در مقابل او عقب‌نشینی کنید، جری‌تر شده و پیشروی می‌کند، اما اگر با اقتدار بایستید، مجبور به عقب‌نشینی خواهد شد. اعتراف والت به شکستِ برخی تحریم‌های آمریکا و ناتوانی واشنگتن در تحمیل اراده‌اش به قدرت‌های بزرگی مثل چین، درستیِ دیدگاه «مقاومت فعال» را ثابت می‌کند.

6 فرجام‌شناسی: «تدریجی و سپس ناگهانی»

نکته تکان‌دهنده پایانی در مقاله والت، هشدار نسبت به سقوط ناگهانی نفوذ جهانی آمریکاست. او با استناد به جمله‌ای از ارنست همینگوی می‌گوید فروپاشی قدرت آمریکا ابتدا «به تدریج و سپس ناگهان» رخ خواهد داد. این تحلیل شباهت عجیبی به سنت‌های الهی در قرآن کریم و وعده‌های حق دارد. سقوط قدرت‌های پوشالی که بر پایه ظلم، غارت و تحقیر انسان‌ها بنا شده‌اند، سنتی قطعی و تخلف‌ناپذیر است. رهبر معظم انقلاب بارها با تکیه بر نگاه توحیدی و تحلیل دقیق میدانی، پیش‌بینی کرده‌اند که نظام سلطه به رهبری آمریکا، به دلیل انباشتِ ظلم و دوری از عدالت، سرنوشتی مشابه سایر امپراتوری‌های ظالم تاریخ خواهد داشت.

نتیجه‌گیری: عبرت‌های هژمونی در حال سقوط

تحلیل استیون والت نشان می‌دهد که نخبگان فکری آمریکا نیز دیگر نمی‌توانند واقعیتِ «وحشی‌گری مدرن» واشنگتن را پشت واژگان زیبایی چون «نظم جهانی» پنهان کنند. آنچه والت «هژمونی غارتگر» می‌نامد، همان «استکبار جهانی» در ادبیات انقلاب اسلامی است که حالا نقاب از چهره برداشته است.
امروز برای افکار عمومی جهان روشن شده است که:
۱ آمریکا دیگر حتی برای نزدیک‌ترین متحدان خود نیز تکیه‌گاه امنی نیست و نگاهی کاملاً ابزاری به آن‌ها دارد.
۲ نظم نوین جهانی نه بر پایه اراده یک‌جانبه واشنگتن، بلکه بر پایه ائتلاف‌های مستقل و بیداری ملت‌ها در حال شکل‌گیری است.
۳ تنها راه تعامل با قدرتی که جهان را یک «فروشگاه» و ملت‌ها را «کالا» می‌بیند، نه مذاکره از موضع انفعال، بلکه قوی شدن، اقتدار ملی و تکیه بر ظرفیت‌های درونی است.
خورشید قدرت غرب در حال غروب است. «هژمونی غارتگر» به روایت والت، آخرین دست‌وپا زدن‌های غریقی است که تصور می‌کند با چنگ انداختن به صورت دیگران و کشیدن آن‌ها به زیر آب، خود را نجات می‌دهد؛ غافل از اینکه سنت تاریخ و اراده الهی، حکم به غرق شدن ظالمان داده است. این مقاله، بیش از آنکه هشداری به آمریکا باشد، سندی بر حقانیتِ مسیر ایستادگی ملت‌هایی است که نخواستند بخشی از «فروشگاه بزرگ» ترامپ باشند.

مقالات مرتبط

جمهوری اسلامی ایران دولت صاحب‌الزمان است

دبیرکل حزب‌الله لبنان، راه تعجیل در فرج را پیروی از رهبری ولی‌فقیه…

تحلیلی بر روند اقتصاد جهانی (6)

در قسمتهای قبلی روند اقتصاد جهان توضیح داده شد چگونه اروپا و…

ایران و غرور ملی در روز‌های سوم و چهارم جشنواره

بلاخره در روز‌های سوم و چهارم، جشنواره داغ شد. می‌توانست این اتفاق…

دیدگاهتان را بنویسید