فرهنگ خرید صحیح در سایه بلک‌فرایدی‌ها

فقدان ایده و تنظیم‌گری فرهنگی در مواجهه با فرهنگ‌های بیگانه اقتصادی

در مباحث جامعه‌شناسی می‌خوانیم که فرهنگ، مجموعه‌ای از عقائد و باورها و ابزار و نمادهایی است که در جامعه رواج دارد یا به مرور توسط نهادهای جامعه «ساخته می‌شود.» ساخته شدن یک فرهنگ یا خرده فرهنگ می‌تواند توسط تک‌تک نهادهای جامعه صورت بگیرد و در این مسئله محدودیت امکانی وجود ندارد.
در فقدان ساختار صحیح برای ساخت و رواج فرهنگ و خرده فرهنگ در جامعه، نهادهای مختلف دست به فرهنگ‌سازی‌هایی می‌زنند که الزاما به نفع جامعه نخواهد بود. هر نهاد ممکن است بدون توجه به نیازهای اصلی جامعه و تنها با هدف ایجاد منفعت برای خود و بردن سود بیشتر از جامعه، فرهنگ یا خرده‌ فرهنگ‌هایی را بسازد که در کوتاه مدت یا بلند مدت به دیگر نهادها یا کلیت جامعه ضربه‌های کوچک یا حتی بزرگی وارد می‌کند.
به همین جهت وجود یک نهاد فرهنگ‌ساز یا لااقل تنظیم‌گر دیگر نهادها در جهت ساخت و برساخت یک فرهنگ یا خرده‌ فرهنگ در جامعه لازم است تا با دوراندیشی و ریزبینی و در نظر گرفتن نیازهای اصلی هر جامعه برای نیل به سعادت و رستگاری و فرهمندی و رفاه، دیگر نهادها را ملزم به رعایت قواعد و قوانینی کند که ساخت فرهنگ و خرده فرهنگ‌ها را در جهت مصالح جامعه انجام دهد. حکومت و حاکمیت این کار را انجام می‌دهد.
چند سالی است که در ایران و پس از ظهور و بروز اقتصاد استارتاپی‌ و دیجیتال‌محور، فرهنگ خرید محصولات دارای تخفیف در حال رواج و ساخته شدن است. این فرهنگ در قالب‌های مختلفی همچون تخفیف‌های روزانه، هفتگی یا ماهانه، کمپین‌های خرید فصلی و مناسبتی و گردونه‌های شانس بروز پیدا کرده است. فارغ از اینکه فرهنگ خرید مازاد بر نیاز و با توجه به تخفیف، چقدر به سود جامعه است و در راستای فرهنگ مصرف‌گرایی که محرکی برای بازار و در جهت سود صاحب سرمایه قرار دارد، پدیده عجیب‌تری قابل بررسی است که به وضوح از جوامع غربی گرته برداری شده است و بدون توجه به فرهنگ ایرانی در حال رخنه در جامعه ایرانی است.
«بلک‌فرایدی» یا جمعه سیاه که در بازار کشورهای غربی در جمعه آخر ماه یازدهم از سال برگزار می‌شود به هدف بهره‌مندی مردم از اجناس داخل بازار با تخفیف بیشتر از زمان‌های عادی و در جهت کمک به انبارگردانی پایان سال کسب و کارها انجام می‌شود. حال بدون توجه به این دو فاکتور مهم در برگزاری این کمپین‌های فروش ویژه در کشورهای مبدا، این کمپین‌ها در حال برگزاری در ایران در همان زمان مربوط به کشورهای مبدا است در حالی‌که کمپین‌های تخفیفی دیگر برای بهره‌مندی خریداران از تخفیف به بهانه‌های مختلف دیگر وجود دارد و زمان ویژه‌ای هم همچون پایان سال برای آن در نظر گرفته نشده است که اتفاقا موج خرید مشتریان ایرانی بیشتر در آن وجود دارد.
به نظر می‌رسد فقدان ایده فرهنگی یا به عبارت دیگر فقدان تنظیم‌گری حکومت برای نهاد اقتصادی جامعه، منجر به فرهنگ‌سازی این نهاد در راستای خرید بیشتر و بیشتر و با هدف کسب سود حداکثری شده است. نهاد حکومت سالم در چنین مواقعی با تنظیم‌گری خود می‌بایست مخالفت خود را با چنین کمپین‌هایی که به دور از نیاز و فرهنگ ایرانیست ابراز کرده و نهاد اقتصاد را به تبعیت از خود وادارد. این حتی در حالی است که با دیگر کمپین‌ها مخالفتی نشود و بالاخره نیاز مردم به خرید کالای با تخفیف احساس شود، اما چنین کمپین‌هایی که به صورت کامل کپی بوده و تمامی جامعه را درگیر خود می‌کند و به صورت انبوه نیز در مبادی تبلیغاتی جامعه فراگیر می‌شود می‌بایست از حساسیت بیشتر برخوردار باشد. چنین تلاشی از سوی حکومت در کوتاه مدت موجب وارد شدن ضرر کمتر به نهادهای غیر اقتصادی و در بلند مدت موجب شکل‌گیری فرهنگ‌های صحیح خرید و حتی انتفاع درست نهاد اقتصاد خواهد شد، امری که در نهایت به سود و مصلحت تمام جامعه است.

مقالات مرتبط

از خلق پول تا خلق بی‌اعتمادی

چگونه فساد بزرگ قابل تحمل شد اما مطالبه عدالت نه؟ پرونده بانک…

ترامپ، و اومانیسم سیاسی!

در اندیشه های جامعه شناسی و علوم اجتماعی، اومانیسم به معنای خودمحوری،…

نسخه‌پیچی‌های اقتصادی منفک از جامعه

نگاهی کلی به لزوم شناخت دقیق مختصات جامعه ایرانی در ایده‌پردازی‌های اقتصادی:…

دیدگاهتان را بنویسید