همه آنهایی که باید درباره شکست پرونده FATF پاسخگو باشند
امسال و بعد از هشت سال مباحثات کارشناسی بالاخره روایت غربگراها درباره نحوه تعامل با FATF غلبه پیدا کرد و دو معاهده پالرمو و CFT در مجمع تشخیص مصلحت تصویب شد. پالرمو قبل از جنگ ۱۲ روزه و CFT بعد از جنگ و چند روز بعد از آنکه کشورهای اروپایی اسنپ بک را فعال کردند. هیچ کدام از استدلالهای متعدد منتقدان هم موثر نشد.
جمعه گذشته FATF در بیانیه انتهایی نشست خود آخرین وضعیت ایران را اعلام کرد. در حالیکه جریان غربگرا وعده داده بود که پرونده ایران پیشرفت کند و ایران از فهرست سیاه خارج شود، متاسفانه هیچگونه پیشرفتی که حاصل نشد بلکه محدودیتها علیه ایران افزایش نیز یافت. این یک شکست روشن برای رویکرد سادهاندیش و سطحینگر غربگراهاست که به هر دلیلی نمیتواند واقعیتهای جهانی را ببیند و درک کند. نتیجه این رویکرد برای کشور تحمیل هزینه و از دست رفتن فرصتهاست. میخواهیم مروری کوتاه بر شخصیتهای موثر در این پرونده داشته باشیم. البته همه این افراد را نمیتوان در جریان غربگرا دستهبندی کرد و برخی از آنها افرادی هستند که فریب این جریان را خوردند. اما به هر حال در تصویب دو معاهده پالرمو و CFT موثر بودند.
حسن روحانی:
پرونده اخیر ایران و FATF همزمان با مذاکرات برجام آغاز شد. اروپاییها با زیرکی ایران را مجاب کردند که همزمان با مذاکرات هستهای که به برجام منجر شد، تعامل با FATF را دنبال کنند تا مانعی سر راه تعاملات کلان اقتصادی اروپا با ایران نباشد (زهی خیال باطل). این خطای راهبردی حسن روحانی بود که در این بازی افتاد. هرچند بعد از آنکه ایرادات ذاتی برجام در تامین منافع ملی و رفع تحریمها محرز شد، پرونده FATF به دولت روحانی کمک کرد تا روی شکست برجام سرپوش گذارد و به مردم آدرس غلط بدهد. روحانی از همان ابتدا با FATF سیاسی برخورد کرد و مسیر را برای مواجهه کارشناسی با این موضوع را مسدود کرد.
محمد جواد ظریف:
او که درکی از FATF نداشته و ندارد، نقش مهمی در شروع تعامل با FATF و پذیرش «برنامه اقدام» داشت. تیم او به همراه تیم کارشناسی دو وزارتخانه دیگر در پذیرش برنامه اقدام دیکته شده از سوی FATF بسیار موثر بود.
علی طیبنیا:
در تاریخ خواهد ماند که امضای علی طیبنیا پای برنامه اقدام دیکته شده از سوی FATF است. وقتی وزیر اقتصاد و رئیس شورای عالی مبارزه با پولشویی بود، بدون آنکه شناختی از پدیده تحریم و نسبت استانداردهای FATF با تحریم داشته باشد، بدون هیچ مطالعه کارشناسی و با سواستفاده از جایگاه خود به نمایندگی از دولت ایران «تعهد سطح بالای سیاسی» برای اجرای کامل برنامه اقدام ارایه کرد. در هر بیانیه FATF به این تعهد سطح بالای سیاسی ارجاع میدهد و طلبکاری خود را با استناد به آن توجیه میکند.
سید محمود علوی:
او در زمان ارایه تعهد سطح بالای سیاسی، وزیر اطلاعات بود. هرچند اظهارنظر رسانهای نداشت اما مجموعه تحت نظر او فعالیتهای زیادی برای توجیه تصمیمگیران جهت پذیرش و اجرای برنامه اقدام انجام دادند. از مجلس و شورای نگهبان تا مجمع تشخیص مصلحت نظام زحمت زیادی کشیدند.
سید احسان خاندوزی:
هرچند رویکرد کلان او با جریان غربگرا و دولت روحانی تفاوت داشت اما در زمان وزارت اقتصاد و در موضوع FATF عمل خوبی نداشت. گزارشی که در اواخر سال ۱۴۰۱ برای شهید رئیسی ارسال کرد و پرونده FATF را در دولت سیزدهم باز کرد، گزارشی اشتباه و غیرکارشناسی بود. همچنین انتخاب خانی به عنوان رئیس مرکز اطلاعات مالی اشتباه بزرگ او بود که تا زمانی که وقت داشت آن را اصلاح نکرد.
دکتر مسعود پزشکیان:
ایشان از زمان انتخابات درباره FATF صحبت کرد و آن را لازمه حل شدن مشکلات میدانست. بعد از چند ماه که از استقرارشان گذشت، نامهای به رهبر انقلاب ارسال کردند و برای بررسی سهباره دو معاهده دیکته شده از ایشان مجوز خواستند. همچنین با حضور فعال در جلسات مجمع در تصویب شدن دو معاهده موثر بودند.
آیت الله آملی لاریجانی:
ایشان به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در توجیه وجه مصلحتی تصویب دو معاهده تشخیص اشتباه داشتند. ایشان در جلسه دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر چنین گفتند: «بزرگترین مصلحت پیوستن، دفع تهمت از کشور است.» در حالیکه همان زمان هم مشخص بود تصویب معاهدات نه تنها کمکی به رفع تهمت نمیکند بلکه آن را تشدید میکند. همین هم شد. همچنین تلاش زیادی کردند که مساله تصویب دو معاهده را از مساله FATF جدا نشان بدهند.
محمد باقر ذوالقدر:
ایشان دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند. انصافا در یک سال گذشته زحمات زیادی برای تصویب دو معاهده در مجمع تشخیص کشیدند. مثلا در کمیسیونهای دبیرخانه مجمع سه کمیسیون اقتصادی، حقوقی و سیاسی-دفاعی درگیر پرونده بودند. تنها کمیسیون حقوقی که موافق تصویب بود به صحن مجمع گزارش ارایه داد. همچنین در تنظیم جلسات و دفاع از دولت خیلی موثر بود.
همتی و مدنیزاده:
هر دو در کسوت وزیر اقتصاد دولت چهاردهم فعال بودند. مدنیزاده که تازه وزیر شده بود از گشایش در پرونده FATF خبر داد و گفت: «در حوزه همکاریهای بینالمللی و FATF تحولات مثبتی رخ داده و پس از سالها گرهی باز شده است.» البته مدنیزاده روی حرفهای بیپایه خانی رئیس مرکز اطلاعات مالی این صحبتها را کرده بود ولی بالاخره مسئولیت اصلی با او بوده است. اما همتی خوب موضوع را میفهمید و با چشم باز دفاع میکرد. مثلا همتی این را گفته بود که پیگیری FATF به معنای «رفع محدودیت پولی و مالی ۲۰۰ کشور و نهاد بینالمللی علیه اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی» است. یا «خنثیسازی پروژه منزوی کردن نظام پولی و مالی کشورمان توسط آمریکا و متحدینش»
هادی خانی:
او رئیس مرکز اطلاعات مالی است. سومین رئیس این نهاد است. دو نفر قبلی هم البته تلاش داشتند که پرونده جلو برود. اما هیچ کدام به اندازه خانی خودشان را به آب و آتش نزدند. او که در زمان خاندوزی رئیس مرکز شد، در دولت پزشکیان هم ادامه کار داد. حرفهای بیپایه زیادی درباره پرونده FATF زده است. حتی بعد از آنکه در نشست رم شروط ایران بر معاهده پالرمو از سوی FATF رد شده بود، او در مصاحبهای ادعا کرد که FATF شروط ایران بر معاهده پالرمو را پذیرفته است. مشخص است بازی روایت را یاد گرفته است. برای مثال علی رغم اینکه متن بیانیه FATF مشخص و صریح است، مرکز اطلاعات مالی زیر نظر خانی بیانیه داده و برای خود روایت پیروزی نوشته است. حداقل قضیه این بود که خانی باید استعفا میداد.

