فیلم شجاع و محترم

درباره «سرزمین فرشته‌ها»

سینمای ایران، دست‌کم در دو سال اخیر، در مواجهه با مسئله فلسطین و به‌طور خاص فاجعه انسانی غزه، دچار نوعی لکنت معنادار بوده است؛ لکنتی که نه‌فقط در کمیت تولید، بلکه در جسارت روایت، انتخاب زاویه دید و حتی زبان سینمایی خود را نشان داده است. پس از هفتم اکتبر، جهان با یکی از عریان‌ترین و مستندترین اشکال کشتار غیرنظامیان، به‌ویژه کودکان، مواجه شد؛ تصاویری که آن‌قدر تکرار شدند تا خطر تقلیل انسان‌ها به «عدد» را به جان خود گرفتند. با این حال، سینمای ایران ـ برخلاف پیشینه انسانی و ضدجنگ خود ـ نتوانست به‌موقع و به‌شکلی درخور، واکنشی جدی و ماندگار نشان دهد.
اگر به حافظه تاریخی سینمای ایران رجوع کنیم، آخرین اثر مهم، معتبر و قابل اتکا درباره فلسطین، همچنان «بازمانده» ساخته زنده‌یاد سیف‌الله داد است؛ فیلمی که بیش از دو دهه از تولید آن می‌گذرد و هنوز جایگزینی درخور نیافته است. پس از آن، یا با آثاری مواجه بوده‌ایم که بیش از آنکه سینما باشند، بیانیه بوده‌اند، یا با سکوتی محافظه‌کارانه که از ترس لغزش، اساساً ترجیح داده است روایت نکند. در چنین بستری، «سرزمین فرشته‌ها» ساخته بابک خواجه‌پاشا، نه‌فقط یک فیلم، بلکه تلاشی برای پایان دادن به این لکنت تاریخی است.
یکی از نکات کلیدی که باید در تحلیل «سرزمین فرشته‌ها» به آن توجه کرد، این است که فیلم حاصل وحدت کامل نگاه نویسنده و کارگردان است. بابک خواجه‌پاشا، هم نویسنده فیلمنامه است و هم کارگردان اثر؛ و همین مسئله، نقش مهمی در انسجام لحن، روایت و جهان‌بینی فیلم دارد. با اثری مواجه نیستیم که ایده‌ای تحمیلی یا متنی سفارشی را اجرا کند، بلکه با فیلمی طرفیم که از ابتدا تا انتها، از یک ذهن و یک دغدغه انسانی برآمده است.
این وحدت، باعث شده فیلم از پراکندگی روایی و دوگانگی لحن در امان بماند. «سرزمین فرشته‌ها» نه در نیمه راه تغییر موضع می‌دهد و نه میان واقع‌گرایی، شاعرانگی و پیام‌محوری سرگردان می‌شود. همه‌چیز در خدمت یک نگاه واحد است: نگاه انسانی به کودک، جنگ و امکان زیستن.
از همین‌جا می‌توان به یکی از مهم‌ترین امتیازهای فیلم رسید: «سرزمین فرشته‌ها» یک فیلم سفارشی نیست. اثر، نه بوی انجام تکلیف می‌دهد و نه در چارچوب سینمای مناسبتی قرار می‌گیرد. فیلم از دل یک دغدغه شخصی و انسانی بیرون آمده؛ دغدغه‌ای که پیش از آنکه سیاسی باشد، اخلاقی است. همین مسئله، لحن فیلم را فروتنانه، صادقانه و به‌دور از شعارزدگی کرده است.
خواجه‌پاشا تلاش نمی‌کند مخاطب را به قضاوتی از پیش‌ساخته هدایت کند. او حکم صادر نمی‌کند؛ روایت می‌کند. و این روایت، از جنس زندگی است، نه بیانیه.

روایت ایرانی از کودکانی که دیگر عدد نیستند

«سرزمین فرشته‌ها» را می‌توان نخستین روایت جدی سینمای ایران پس از هفتم اکتبر از کودکان مظلوم غزه دانست. کودکانی که در آمارها، گزارش‌ها و تیترهای خبری، به‌تدریج به عدد تقلیل یافته بودند. فیلم، آگاهانه در برابر این روند می‌ایستد و به‌جای بازتولید مرگ، به بازگرداندن چهره، صدا و قصه می‌پردازد.
اما نقطه تمایز فیلم دقیقاً همین‌جاست: کودکان فیلم، نه نمادند و نه تیپ. هر یک از آن‌ها ویژگی‌های شخصیتی خاص خود را دارند؛ شیوه ترسیدن‌شان، بازی‌کردن‌شان، واکنش‌شان به فقدان و حتی نوع سکوت‌شان با دیگری فرق می‌کند. فیلمساز آگاهانه از کلی‌سازی پرهیز می‌کند و اجازه می‌دهد هر کودک، فردیتی مستقل داشته باشد.

شخصیت‌پردازی کودکان؛ خروج آگاهانه از تیپ

در بسیاری از آثار جنگی، کودک صرفاً کارکرد احساسی دارد؛ ابزاری برای تحریک عاطفه مخاطب. «سرزمین فرشته‌ها» از این دام فاصله می‌گیرد. شخصیت‌پردازی کودکان در فیلم، جزئی، تدریجی و مبتنی بر رفتار است، نه دیالوگ‌های گل‌درشت یا موقعیت‌های تصنعی.
هر کودک، جهان درونی متفاوتی دارد. یکی با خیال و بازی پناه می‌گیرد، دیگری زودتر از سنش بالغ شده، یکی هنوز امیدوار است و دیگری در سکوت فرو رفته است. این تفاوت‌ها، باعث می‌شود کودکان از حالت تیپ خارج شوند و به شخصیت‌هایی زنده و باورپذیر بدل شوند. همین رویکرد، همدلی مخاطب را عمیق‌تر می‌کند؛ چرا که تماشاگر با «کودکان» به‌صورت کلی مواجه نیست، بلکه با انسان‌هایی مشخص روبه‌روست.
یکی از برجسته‌ترین نقاط قوت فیلم، فضاسازی و طراحی صحنه آن است. «سرزمین فرشته‌ها» موفق می‌شود فضایی کاملاً فلسطینی خلق کند؛ فضایی که نه بازسازی تصنعی است و نه لوکیشنی خنثی. معماری، بافت محیط، رنگ‌ها، لباس‌ها و اشیای پیرامونی، همگی در خدمت خلق جهانی باورپذیر قرار گرفته‌اند.
این دقت در فضاسازی، به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که فیلم با نگاهی بین‌المللی ساخته شده است. فیلم نه‌تنها برای مخاطب ایرانی، بلکه برای تماشاگر غیرفارسی‌زبان نیز قابل فهم و همذات‌پذیر است. فلسطین در اینجا، صرفاً پس‌زمینه نیست؛ یک زیست جهان زنده است.
از منظر بصری، فیلم سرشار از قاب‌های شاعرانه و به‌یادماندنی است. شاعرانه‌گی تصویر، به‌درستی در خدمت روایت انسانی قرار گرفته است. با این حال، فیلم در برخی لحظات می‌توانست گزیده‌کارتر باشد. بعضی صحنه‌ها، هرچند خوش‌ساخت، ضرورت دراماتیک ندارند.
نمونه مشخص آن، صحنه سیگار کشیدن شخصیت معلم با بازی شلاف خوارجی است؛ صحنه‌ای که نه به پیشبرد روایت کمک می‌کند و نه لایه تازه‌ای به شخصیت می‌افزاید. حذف چنین لحظاتی، می‌توانست ریتم فیلم را فشرده‌تر و منسجم‌تر کند.

مناجات‌های کودکانه؛ ایمان بی‌ادعا

در مقابل، استفاده از مناجات‌ها و دعاهای کودکانه، یکی از ظریف‌ترین انتخاب‌های فیلم است. این لحظات، به‌دور از شعارزدگی و تحمیل معنا، کاملاً ارگانیک و طبیعی‌اند. دعا در این فیلم، نه ابزار تبلیغ است و نه پیام مستقیم؛ بلکه واکنشی انسانی و کودکانه به وضعیتی غیرقابل‌فهم و مهارناپذیر.
شخصیت معلم، با بازی دقیق شلاف خوارجی، ستون عاطفی فیلم است. او انسانی است که در دل ویرانی، همچنان زندگی را جستجو می‌کند. تمام لحظات فیلم، به‌نوعی حول این جستجوی مداوم شکل می‌گیرند؛ جستجویی که به پایان امیدبخش فیلم نیز معنا می‌بخشد.
پایان فیلم، هوشمندانه و هم‌راستا با کلیت اثر است. پایانی امیدبخش، اما نه ساده‌انگارانه؛ پایانی که رنج را انکار نمی‌کند، اما امکان تداوم زندگی را به رسمیت می‌شناسد.
«سرزمین فرشته‌ها» فیلمی است درباره کودکانی که قرار نبود عدد باشند؛ درباره شخصیت‌هایی که تیپ نیستند؛ درباره فضایی که فلسطینی است، نه تقلیدی؛ و درباره سینمایی که وقتی از دل دغدغه شخصی و وحدت نگاه نویسنده–کارگردان بیرون می‌آید، هنوز می‌تواند اثرگذار، شریف و ماندگار باشد.

مقالات مرتبط

ترس آمریکا از گیر افتادن در باتلاق

قدرت‌نمایی کوتاه‌مدت آمریکا، منطق پیروزی سیاسی و الزامات راهبردی جمهوری اسلامی ایران…

زلزال مستضعفان و قطب نمای آزادی بزرگ

انقلاب اسلامی در چهل و هفتمین سالگرد آن نوشتۀ عبدالله علی جحاف…

18 بهمن 1404

نیروهای آتش به اختیار بر پرده‌های نمایش جشنواره!؟

شاید یکی از ضعف‌های بارز مدیریتی جشنواره، بستن جدول فیلم با ۳۳…

دیدگاهتان را بنویسید