دولت باید ابتدا مردم را اقناع کند سپس علیه محافل اقدام کند:
مسعود پزشکیان در دیدار با رئیس و جمعی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «برخی جریانات رسانهای و صاحبان تریبونهای رسمی بهصورت بیامان در حال تخریب دولت و زیر سوال بردن طرح بزرگ اقتصادی در حال اجرا در اصلاح نظام یارانهای هستند»؛ درحالی که انتظار میرفت رئیسجمهور پیش از اجرای چنین طرحهای بزرگی که تغییرات قابل توجهی را در زندگی روزمره مردم پدید میآورد، چندین گفتگوی تبیینی و بیواسطه با مردم از رسانه ملی داشته باشد؛ البته برخی کارشناسان نیز از اولویت داشتن انجام جراحیهای اقتصادی دیگر در حوزه بانکی میگویند.
تجربه اصلاحهای قیمتی در دورههای پیشین در مقابل چشم ماست؛ هدفمندی یارانهها در سال 89 با چندین و چند صحبت تلویزیونی رئیسجمهور وقت با مردم و جلسات مکرر با اصنافِ متاثر از این سیاست، با رضایتمندی مردم به انجام رسید؛ در حالی که تغییر قیمت شبانه بنزین در سال 98 و غافلگیر کردن مردم با نیشخند صبح جمعهای، کشتهها و خسارات مادی زیادی روی دست کشور گذاشت و سرمایه اجتماعی نظام را تحتالشعاع قرار داد. میتوان گفت که امروز هم مردم انتظار بیشتری از رئیسجمهور داشتند که بیپرده و در زمان مناسب خود با آنها صحبت کند.
مردم باید از منتخب خود به طور تفصیلی میشنیدند که هدف اصلی حذف ارز ترجیحی چیست و چه منفعتی برای آنها خواهد داشت؛ و این که عدد یک میلیون تومان یارانه ماهانه دقیقا چطور محاسبه شده و مردم در قبال آن باید منتظر افزایش قیمت کدام کالاها باشند؛ از طرفی تولیدکنندگان کالاهایی که مشمول ارز ترجیحی بودند هم باید زودتر در جریان این سیاست دولت قرار میگرفتند. برای سرمایه در گردش آنها که حالا با چندبرابر شدن قیمت نهادهها دچار کاستی شدید میشود، تمهیداتی اندیشیده شده و اطمینان خاطر به آنها داده میشد. همچنین دستگاههای نظارتی هم باید ماموریت پیدا میکردند تا جلوی سوءاستفادههای احتمالی محتکرین را بگیرند.
به گفته پورابراهیمی، رئیس کمیسیون اقتصادی دبیرخانه مجمع تشخیص، اگر 20میلیارد دلار ارز ترجیحی داده میشد، 10میلیارد دلار آن هرز میرفت؛ این یعنی این سیاست دولت با هدف حذف رانت و صیانت از بیتالمال اجرا شد. اما نحوه اجرای یکباره آن و نکاتی که پیشتر اشاره شد، محل اختلاف کارشناسان است؛ برخی معتقدند این سیاست میتوانست به مرور و در چند نوبت اعمال شود. همچنین برخی اولویت بالاتری برای اصلاحات اقتصادی در حوزههای دیگر قائل هستند که البته برخی در پاسخ میگویند دولت لاجرم مجبور به اجرای این سیاست شد زیرا ارز لازم برای تخصیص را نداشت.
همه آنچه گفته شد و کارشناسان از زاویهدیدهای متفاوت عنوان کردند، نه برای تخریب، بلکه برای تایید، تصحیح و تکمیل سیاستهای دولت است؛ که البته بخش بزرگی از این نقطهنظرها میتوانست با اقدامات رسانهای و تبیینی دولتیها از جمله شخص رئیسجمهور از پیش پاسخ بگیرد که به نظر میرسد این امر تا حد زیادی مغفول ماند. رسانه ملی هم سعی میکند صدای بخش بزرگی از مردم را منعکس کند که دقیقا در جریان قرار نگرفتهاند که چه اتفاقی رخ داده و علت افزایش قیمتهای یکباره چیست. اگر بناست سیاستی علیه محفلهای قدرت و ثروت اتخاذ شود، مردم باید ابتدا قانع شوند تا در یک تیم علیه محفلها نقشآفرینی کنند وگرنه هر سیاستی ابتر خواهد ماند.

